خلاصه داستان: جان کیتینگ، معلم جدید ادبیات انگلیسی در مدرسهی نخبهپرور ولتون، با روشهای غیرمتعارف خود دانشآموزان را تشویق میکند تا به صدای درونشان گوش دهند و زندگی را از منظری تازه ببینند. او با شعرهایی از والت ویتمن و رابرت فراست، آنان را به «لحظه را غنیمت شمردن» دعوت میکند. گروهی از پسران، مخفیانه انجمن شاعران مرده را احیا میکنند و در غاری دورافتاده گرد هم میآیند تا شعر بخوانند و رویاهایشان را به اشتراک بگذارند. نیل پری، یکی از اعضای مشتاق، با فشار پدرش برای پزشک شدن دستوپنجه نرم میکند و در مسیر هنر و آزادی قدم میگذارد. این سفر پرشور، آنان را با پیامدهای انتخابهایشان روبهرو میکند و مرز میان پیروی از سنت و دنبالکردن اشتیاق را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: هری مارچ، نویسندهای بدعنق و منزوی که در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند، با آرامش و سکوت خود خو گرفته است. اما آرامش او زمانی به هم میریزد که یک سرمایهدار ثروتمند به نام جک، خانهای بزرگ و عجیب در کنار ملک او میسازد. هری که از این تجاوز به حریم شخصی خود خشمگین است، تصمیم میگیرد با هر وسیلهای که شده از همسایه جدیدش انتقام بگیرد. او با کمک دوستش و چند همسایه دیگر، نقشههای عجیب و خندهداری برای آزار رساندن به جک طراحی میکند. اما این نقشهها هر بار به شکلی غیرمنتظره نتیجه معکوس میدهند و هری را در موقعیتهای بامزه و گاه خطرناکی قرار میدهند. در این میان، هری متوجه میشود که شاید دلیل اصلی عصبانیت او فقط همسایه جدید نیست، بلکه ناتوانی او در کنار آمدن با تغییرات زندگی است. این فیلم کمدی با بازی بابی کاناوله و هیلی جوئل آزمنت، داستانی سرگرمکننده درباره روابط انسانی و پذیرش تغییرات را روایت میکند.
خلاصه داستان: دانشجوی جوانی برای نگارش پایاننامه خود به زندان میرود تا روی گروهی از زندانیان تحقیق کند. این زندانیان که هرکدام داستانی متفاوت دارند، به دنبال گنجی پنهان هستند و دانشجو را وارد ماجراجویی خود میکنند. در این مسیر، برخوردهای طنزآمیز و لحظات دراماتیکی رقم میخورد که مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم زندانیها با نگاهی به روابط انسانی و امید در شرایط سخت، داستانی پرکشش را روایت میکند.
خلاصه داستان: در زندگی تو زنی است با چشمانی شکوهمند که لبانش خوشههای انگور و لبخندش موسیقی و گل، اما هرکس بخواهد به او نزدیک شود ناپدید میشود. این جمله کلیدی روایت فیلم ماهورا به کارگردانی حمید زرگرنژاد است. داستان حول محور مردی به نام ماهورا میچرخد که درگیر عشقی پیچیده و مرموز میشود. او با زنی آشنا میشود که گویی از دنیایی دیگر آمده و هر کس به او نزدیک میشود، سرنوشتی شوم پیدا میکند. ماهورا در تلاش است تا راز این زن و ناپدید شدنهای مرموز را کشف کند. در این مسیر، او با چالشهای روانی و عاطفی متعددی روبرو میشود که مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم با فضاسازی سوررئال و نمادپردازی، مخاطب را به سفری درونی دعوت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کاستی ها داستان سه دوست به نامهای بن تاگاوا، میکو هیگاشی و آلیس لی را روایت میکند که در منطقه خلیج سانفرانسیسکو زندگی میکنند. بن، یک فیلمساز جوان و آرمانگرا، در جستجوی روابط عاشقانه ایدهآل است، اما با واقعیتهای پیچیده روابط انسانی مواجه میشود. میکو، دوست صمیمی او، درگیر چالشهای شغلی و عاطفی خود است و آلیس، دوست دیگرشان، سعی در یافتن تعادل بین زندگی شخصی و حرفهای دارد. این سه نفر در سفری دروننگرانه، طیفی از روابط میانفردی را تجربه میکنند و با کاستیهای خود و دیگران روبرو میشوند. داستان با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به موضوعاتی مانند هویت، عشق، دوستی و انتظارات غیرواقعی در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: چند سال پس از ماجراهای قسمت سوم، وودی، باز لایتییر و بقیه اسباببازیها حالا صاحب جدیدی به نام بانی دارند. بانی در اولین روز مدرسه، با استفاده از یک قاش چنگال پلاستیکی، اسباببازی جدیدی به نام فورکی میسازد. فورکی که خودش را زباله میداند، مدام سعی میکند به سطل زباله برگردد. وودی که وظیفه خود میداند به فورکی کمک کند تا هویت واقعی خود را به عنوان یک اسباببازی بپذیرد، در یک سفر جادهای همراه با بانی و خانوادهاش، با چالشهای جدیدی روبرو میشود. در این مسیر، وودی با گپی، عشق قدیمیاش، و همچنین بو پیپ، اسباببازی چوپانی که سالها پیش به خانواده دیگری داده شده بود، دوباره ملاقات میکند. این دیدار وودی را به فکر فرو میبرد که آیا هدف یک اسباببازی فقط بازی کردن با یک کودک است یا میتواند معنای بزرگتری داشته باشد.