خلاصه داستان: حامد آبان، عکاس حرفهای مجلات و روزنامهها، با خواندن کتابی درباره پالایش محیط زیست و مبارزه با آلودگی، چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری میپیوندد و با عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت میرسد. اما محبوبیت و اعتبار تازهاش، زندگی خصوصی و خانوادگی او را با فراز و نشیبهای عاطفی تند و غیرمنتظرهای مواجه میسازد. حامد در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به بازاندیشی در ارزشها و روابطش وا میدارد. فیلم نارنجی پوش روایتی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز از تلاش یک فرد برای یافتن معنا در زندگی است.
خلاصه داستان: پاسکواله، مربی سگهای مبارز، پس از شکست دیگری در برابر همسر سابقش در یک مسابقه چابکی، تصمیم میگیرد مرکز آموزشی خود را افتتاح کند. او یک دورهٔ «اورژانسی» برای سگها طراحی میکند، اما یک اشتباه تایپی در بروشور باعث میشود گروهی از بچههای شرور به جای سگها در کلاس حاضر شوند. پاسکواله ابتدا گیج میشود، اما به تدریج متوجه میشود که روشهای تربیت سگها شاید برای بچهها هم کاربرد داشته باشد. این سوءتفاهم به سفری پر از خنده و چالش تبدیل میشود و در این مسیر، پاسکواله و بچهها ارزشهای واقعی دوستی، احترام و آسیبپذیری را کشف میکنند.
خلاصه داستان: گروهی از سرمایهگذاران خرد و کاربران عادی شبکههای اجتماعی با هم متحد میشوند تا سهام یک فروشگاه بازی ویدیویی در حال افول را خریداری کنند. این حرکت غیرمنتظره، صندوقهای پوشش ریسک وال استریت را در تنگنا قرار میدهد و موجی از هیجان و سوداگری را در بازار بورس ایجاد میکند. در حالی که ارزش سهام به طرز عجیبی بالا میرود، زندگی شخصی و حرفهای این افراد دستخوش تغییرات بزرگی میشود و مرز بین سرمایهگذاری هوشمندانه و قمار در میان است.
خلاصه داستان: آقای گرگ، آقای مار، آقای کوسه، آقای پیرانا و خانم تارانتولا گروهی از خلافکاران حرفهای هستند که با سرقتهای برنامهریزیشده شهر را به وحشت میاندازند. پس از یک سرقت بزرگ که به شکست میانجامد، آنها دستگیر میشوند و برای فرار از زندان، مجبور میشوند وانمود کنند که میخواهند به شهروندان درستکاری تبدیل شوند. اما نقشهی آنها تغییر میکند و در مسیر تازهای قرار میگیرند که چالشبرانگیزترین مرحله زندگیشان است. آنها با کمک یک رهبر تازهکار و حیلههای خود، باید یاد بگیرند که واقعاً خوب بودن چگونه است و در برابر یک دشمن مرموز که قصد نابودی شهر را دارد، بایستند.
خلاصه داستان: جسی، دختر جوانی که به تازگی توسط نامزدش شاون رها شده، در آستانه کریسمس به اصرار والدینش برای گذراندن تعطیلات به خانه آنها میرود. در آنجا با پسر عموی شاون، دیوید، آشنا میشود که قرار است بهزودی با دختری ازدواج کند. اما در طول جشنها، اتفاقات غیرمنتظره و موقعیتهای عاشقانهای پیش میآید که جسی را در دوراهی انتخاب میان گذشته و آینده قرار میدهد. این کمدی عاشقانه پر از لحظات طنز و گرمای خانواده است.
خلاصه داستان: چهار زن سالخورده و پرشور که سالهاست با هم دوست هستند، به لطف یک شرط بندی کوچک و عشق مشترکشان به فوتبال آمریکایی، تصمیمی غیرمنتظره میگیرند: سفر به هیوستون برای تماشای سوپربول LI و دیدن قهرمان محبوبشان، تام بریدی. این سفر جادهای پر از ماجراهای بامزه، سوءتفاهمهای خندهدار و لحظات احساسی میشود. هر یک از آنها با چالشهای شخصی خود روبهرو میشوند و در طول مسیر، دوستیشان را آنقدر محکم مییابند که هیچوقت تصورش را نمیکردند. آنها در نهایت نه تنها شاهد یکی از بهیادماندنیترین بازگشتهای تاریخ فوتبال هستند، بلکه یاد میگیرند که برای رؤیاهایشان هیچوقت دیر نیست.