خلاصه داستان: هر شب، یک چوپان با صدای بلند داستانی جنایی و معمایی درباره قتل میخوانَد و وانمود میکند که گوسفندانش میتوانند حرفهای او را بفهمند. اما وقتی روزی او را مرده پیدا میکنند، گوسفندان فوراً متوجه میشوند که با یک قتل روبهرو هستند و تصور میکنند همهچیز را درباره چگونگی حل این معما میدانند.
خلاصه داستان: در یک روستای خیالی، قبرستان محلی پر شده و دیگر جایی برای دفن مردگان باقی نمانده است. این بحران غیرمنتظره، اهالی روستا را با چالشی عجیب روبهرو میکند: چگونه میتوانند راهی برای ادامه آیینهای سنتی خود بیابند؟ هر یک از شخصیتها با دیدگاهها و پیشنهادهای گوناگون وارد عمل میشوند و موقعیتهای طنزآمیز و پرهیاهویی خلق میکنند. در میان این تلاشها، روابط اجتماعی، باورهای قدیمی و نوآوریهای گاه مسخره دست به دست هم میدهند تا روستا با این معضل دستوپنجه نرم کند. داستان با نگاهی طنز به زندگی جمعی، مرگ، آیین و همبستگی انسانی، لحظاتی شیرین و تأملبرانگیز میآفریند.
خلاصه داستان: موانا، دختر جوان و ماجراجوی پلینزی، برای نجات جزیرهاش از بلایی که توسط نیمهخدای دزد، مائوئی، برانگیخته شده، راهی سفری حماسی در اقیانوس آرام میشود. او با کمک مائوئی و همراهی یک مرغ بامزه، با موجودات افسانهای و خطرات طبیعی روبهرو میشود و در این مسیر هویت واقعی خود و پیوند عمیقش با دریا را کشف میکند. این نسخه لایواکشن (زنده) از انیمیشن محبوب سال ۲۰۱۶ دیزنی، با جلوههای بصری خیرهکننده و موسیقی ماندگار، ماجرایی تازه و پراحساس را برای مخاطبان به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فرزندان هنرمندی که روزگاری شهرت فراوانی داشت، یک جاعل آثار هنری را استخدام میکنند تا چند بوم نقاشی نیمهتمام و سالها رهاشده او را تکمیل کند؛ تا پس از مرگ پدرشان، میراثی ارزشمند برای به ارث بردن داشته باشند.
خلاصه داستان: دو پدر مصمم برای ثبتنام فرزندانشان در یک پیشدبستانی معتبر وارد رقابتی خندهدار با یکدیگر میشوند؛ رقابتی که رفتهرفته به نبردی پوچ و اغراقآمیز تبدیل میشود و در نهایت، نتایجی غیرمنتظره به همراه دارد. این فیلم کمدی با نگاهی طنزآمیز به دغدغههای والدین مدرن، تلاش میکند تا نشان دهد عشق به فرزند تا کجا میتواند انسان را به کارهای احمقانه وادار کند. در این مسیر، شخصیتهای فرعی نیز با رفتارهای اغراقشدهشان به عمق کمدی موقعیت میافزایند.
خلاصه داستان: کلادین ولف با رازی به مدرسه بازمیگردد؛ رازی که میتواند همهچیز را از هم بپاشد. او تصور میکند حمله به اعضای کادر مدرسه تقصیر خودش است، بنابراین همراه با فرانکی و دراکولائورا تلاش میکند مخفیانه وارد آزمایشگاه هایدِ فقید شود تا معجونِ هیولای واقعی را پیدا کند.