خلاصه داستان: گروهی از یاغیان در یک مخفیگاه پناه گرفتهاند و از خود در برابر نیروهای پلیس دفاع میکنند. اما آرامش آنها با کشف رازی تکاندهنده درباره هویت واقعیشان و دشمنشان به هم میریزد. آنها درمییابند که با پلیسهای کلون روبهرو هستند؛ نسخههای کپیشدهای که برای نابودیشان ساخته شدهاند. حالا این گروه باید در رقابتی با زمان، راهی برای فرار از عذاب حتمی پیدا کنند و راز تاریکی را که پشت این نبرد پنهان است، برملا سازند. هر لحظه ممکن است آخرین فرصت آنها باشد و اعتماد به یکدیگر، تنها راه نجاتشان از این دام مرگبار است.
خلاصه داستان: در شهر کوچک مالگائون در هند، زندگی روزمره برای جوانانی مانند نصیر شیخ، فیلمساز آماتور، یکنواخت و بیرنگ است. آنها برای فرار از مشقتهای روزانه به سینمای بالیوود پناه میبرند. نصیر با الهام از مردم شهرش تصمیم میگیرد فیلمی بسازد که روایتگر زندگی واقعی آنها باشد. او گروهی از دوستانش را گرد هم میآورد تا رویای بزرگ خود را تحقق بخشند. ساخت فیلمی کمهزینه با امکاناتی اندک، آنها را با چالشهای بسیاری روبهرو میکند؛ اما اشتیاق و همت آنان، مالگائون را به شهری پر از امید تبدیل میکند. این داستان الهامبخش، روایتی از عشق به سینما، دوستی و قدرت رؤیاهاست.
خلاصه داستان: وقتی یکی از مأموریتها بهشدت خراب میشود، یک پلیس سابق و پدر خانواده که بهطور پنهانی برای مافیا کار میکند، تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش را از شهر خارج کند.
خلاصه داستان: وانگ چیانگ، دانشآموز شیطان و دردسرساز کلاس سوم راهنمایی، و شی میونا، معلم سختگیر و بداخلاق کلاس، پس از یک حادثه عجیب، ناگهان بدنهایشان را با هم عوض میکنند. حالا وانگ که همیشه زیر فشار درس و مدرسه بوده، باید نقش معلم را بازی کند و شی میونا نیز برای اولین بار طعم دانشآموز بودن را میچشد. با نزدیک شدن مسابقه کلاس نمونه، آنها باید راهی برای بازگشت به بدن خود پیدا کنند، اما در این مسیر با چالشهای خندهدار و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند که هر دو را وادار میکند دیدگاهشان را نسبت به یکدیگر تغییر دهند.
خلاصه داستان: یک سارق حرفهای و خشن، پس از ماهها برنامهریزی، نقشهی سرقتی بزرگ را برای یک باند تبهکار اجرا میکند. اما در شبی که همه چیز باید بینقص پیش برود، دو دوست صمیمی و میانسال که از زندگی روزمره و مشکلاتشان خسته شدهاند، ناخواسته وارد مسیر او میشوند. تلاش این دو برای فرار از مشکلات کوچک زندگی، به طور تصادفی نقشهی سرقت را به هم میریزد و پولهای دزدیدهشده ناپدید میشود. حالا سارق خشن و باندش به دنبال یافتن پولها هستند و دو دوست نیز باید از پس عواقب این اتفاق غیرمنتظره برآیند. در این میان، تعقیب و گریزهای پرهیجان، سوءتفاهمهای خندهدار و موقعیتهای خطرناکی شکل میگیرد که زندگی همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: «چهار آدمکش خفن» یک فیلم اکشن-کمدی اندونزیایی به کارگردانی تیمو جاجانتو است. داستان درباره کارآگاه زنی به نام دونا است که در جستجوی قاتل پدرش، به چهار آدمکش عجیب و بدشانس به نامهای توپو، آنتونیو، لی و جیرو برمیخورد. این چهار نفر که رهبری یک گروه مزدور را بر عهده دارند، برای فرار از گذشتهشان به جزیرهای دورافتاده نقل مکان کردهاند. با ورود دونا، آنها ناخواسته وارد یک درگیری بزرگ با یک سازمان تبهکار بینالمللی میشوند. در این مسیر، روابط پیچیده و رازهایی از گذشته هر کدام فاش میشود. فیلم با ترکیب طنز سیاه و صحنههای اکشن پرتنش، روایتی پر از تعلیق و لحظات غیرمنتظره ارائه میدهد و شخصیتهای چندبعدی را به تصویر میکشد.