خلاصه داستان: آبریل، زنی مصمم، برای نجات مزرعه خانوادگیاش از چنگ یک سرمایهگذار بیرحم، به آرژانتین سفر میکند. او در آنجا با نامزد سابقش، که حالا وکیل و رقیب اوست، روبهرو میشود. تهدیدهای بیرونی و توطئههای پنهان، مزرعه را در آستانه نابودی قرار میدهد و آبریل و نامزد سابقش را ناگزیر به همکاری با یکدیگر میکند. در دل این اتحاد اجباری، خاطرات و احساسات دیرینه دوباره زنده میشوند. آنها در حالی که برای حفظ مزرعه و آیندهشان میجنگند، شعله عشقی را که سالها پیش خاموش شده بود، دوباره در قلب خود روشن مییابند. اما آیا میتوانند بر اختلافات گذشته فائق آیند و در برابر دشمن مشترک پیروز شوند؟
خلاصه داستان: برترم پینکاس، دندانپزشکی بدخلق و مردمگریز در منهتن، پس از یک عمل جراحی کوتاه، ناگهان به توانایی غیرمنتظرهای دست مییابد: دیدن ارواح. ارواح سرگردانی که هرکدام خواستهای دارند و او را کلافه میکنند. در میان آنها، فرانک هرلیهی، روحی پرحرف و بیپرواست که برای رسیدن به همسر سابقش، گوئن، به برترم فشار میآورد. برترم که بهناچار وارد نقشهای عاشقانه میشود، بهتدریج با گوئن آشنا میشود و رابطهای غیرمنتظره شکل میگیرد. این ماجرا میان دنیای زندگان و مردگان، او را با چالشهای خندهدار و گاه تأملبرانگیزی روبهرو میکند و در نهایت، او را به درکی تازه از زندگی و عشق میرساند.
خلاصه داستان: شون تاکاهاتا، دانشآموز دبیرستانی، از زندگی یکنواخت و خستهکنندهاش به تنگ آمده و آرزوی تغییر دارد. ناگهان، زندگی او و همکلاسیهایش با شروع بازیهای مرگباری که از بازیهای کودکانه الهام گرفتهاند، دگرگون میشود. آنها باید در برابر موجودات ترسناکی مانند عروسک داروما و گربه خوششانسی بایستند و برای بقا رقابت کنند. این بازیها فقط یک آزمون بیرحمانهاند؛ آزمونی برای کشف حقیقت وجود انسان و معنای زندگی. شون و دوستانش باید راز این بازیها را کشف کنند، در حالی که هر لحظه ممکن است یکی از آنها قربانی شود. آنها با چالشهایی روبهرو میشوند که آنها را به مرز جنون میکشاند و مجبورشان میکند با ترسهای درونیشان روبهرو شوند. در این میان، پیوندهای دوستی و اعتماد به آزمایش گذاشته میشود و معنای واقعی شجاعت و ایثار آشکار میگردد. آیا آنها میتوانند از پس این بازیهای شیطانی برآیند و به زندگی عادی بازگردند؟
خلاصه داستان: بریجت جونز حالا فیلمنامهنویسی موفق است و زندگی آرامی را با دو فرزندش میگذراند، اما دلش هنوز برای عشق میتپد. پس از سالها تنهایی، او با مرد جوانی به نام راکستر آشنا میشود که بیش از بیست سال از او کوچکتر است. این رابطه تازه، بریجت را در میان قضاوتهای اطرافیان، چالشهای مادری و خاطرات عشق از دست رفتهاش، مارک دارسی، قرار میدهد. او باید میان احساسات پرشور و مسئولیتهای زندگیاش تعادل برقرار کند و بفهمد که خوشبختی واقعی در هر سنی ممکن است.
خلاصه داستان: داستان فیلم مرگ یک تک شاخ درباره پدری به نام الیوت و دخترش ریدلی است که برای یک سفر آخر هفته به ملک روستایی رئیس میلیاردر خود، اودل لئوپولد، میروند. در طول مسیر، آنها به طور تصادفی با یک تکشاخ برخورد کرده و آن را زیر میگیرند. خانواده لئوپولد که متوجه خواص شفابخش معجزهآسای خون این موجود افسانهای میشوند، تصمیم میگیرند از آن برای درمان بیماریهای خود و کسب سود بهرهبرداری کنند. اما این اقدامات خشم طبیعت را برمیانگیزد و تکشاخهای دیگری برای انتقام ظاهر میشوند. الیوت و ریدلی باید در این میان راهی برای نجات خود و جلوگیری از فاجعه پیدا کنند. این فیلم ترکیبی از کمدی سیاه، فانتزی و ترسناک است که با نگاهی طنزآمیز به نقد مصرفگرایی و حرص بشری میپردازد.
خلاصه داستان: یک قمارباز ورشکسته به همراه دو دوست احمقش، نقشهای پیچیده میکشند تا بدهیهای عظیم قمارشان را پرداخت کنند؛ آن هم با ازدواج با دختر دردسرساز و ناسازگار یک میلیاردر تازهبهدورانرسیده. این سه نفر که هیچکدام توانایی مدیریت حتی سادهترین امور زندگی را ندارند، وارد ماجرایی پر از سوءتفاهم و موقعیتهای کمیک میشوند. نقشهای که قرار بود راهی سریع برای خلاصی از مشکلات مالی باشد، به سرعت به یک هرجومرج تمامعیار تبدیل میشود؛ زیرا دختر میلیاردر نیز نقشهها و اهداف شخصی خودش را دارد و هیچکدام از آنها با برنامههای این سه مرد هماهنگ نیست. هرچه پیش میروند، دروغها پیچیدهتر و وضعیت خطرناکتر میشود و آنها باید میان نقشه اصلی و نجات خودشان از مهلکهای که خود ساختهاند، یکی را انتخاب کنند. فیلم نقشه ازدواج یک کمدی موقعیت پرتعلیق است که در آن هیچچیز آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود.