خلاصه داستان: الیو، پسر باهوش و خیالپردازی که همیشه به فضا و موجودات فرازمینی فکر میکند، به طور غیرمنتظرهای به سفینهای فضایی منتقل میشود و خود را در میان کهکشانهای دور مییابد. او که در ابتدا فقط یک ماجراجویی بزرگ را تصور میکرد، حالا باید به عنوان نماینده زمین با موجودات فضایی عجیب و گاه بامزه ارتباط برقرار کند. در این مسیر، الیو با چالشهایی مواجه میشود که درک او از هویت و جایگاهش در جهان را متحول میکند. او در حالی که با بحرانهای میانکهکشانی دست و پنجه نرم میکند، یاد میگیرد که تفاوتها را بپذیرد و دوستیهای تازهای بسازد. این سفر نه تنها او را با دنیای ناشناختهای آشنا میکند، بلکه به او کمک میکند تا کشف کند واقعاً چه کسی میخواهد باشد و چه نقشی در این جهان پهناور دارد.
خلاصه داستان: در ماه مه سال ۲۰۲۰، اختلاف بین کلانتر یک شهر کوچک و شهردار، باعث ایجاد یک بشکه باروت میشود، زیرا همسایهای در ادینگتون، نیومکزیکو، علیه همسایه خود میجنگد. تنشهای پنهان و رقابتهای شخصی در بستر یک جامعه مرزی، به تدریج به رویاروییهایی دامن میزند که مرز بین قانون و هرجومرج را محو میکند. آری استر با نگاهی تیزبینانه به تاریکیهای انسانی، داستانی پر از تعلیق و طنز سیاه میسازد که شخصیتهای پیچیدهاش را در موقعیتهای افراطی قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۶، نورا و هکتور، زوجی جوان و دانشمند، با تکیه بر دستاوردی علمی بزرگ، موفق به سفر در زمان میشوند و به سال ۲۰۲۵ پای میگذارند. در دنیای جدید، هکتور با چالشها و دشواریهای فراوانی دستوپنجه نرم میکند، در حالی که نورا به شکوفایی و موفقیت میرسد. اما این تغییر مسیر، بهایی سنگین برای هر دوی آنها به همراه دارد. آنها در جهانی غریب، میان نوستالژی گذشته و پیچیدگیهای آینده، باید تصمیم بگیرند که آیا این سفر، فرصتی برای زندگی بهتر است یا اشتباهی جبرانناپذیر. «روزگار ما» روایتی تازه از عشق، انتخاب و مفهوم زمان است.
خلاصه داستان: کری که به تازگی از همسرش جدا شده، برای فرار از تنهایی به خانه دوستان قدیمیاش جولی و پل پناه میبرد. اما به جای آرامش، با رازی تکاندهنده روبهرو میشود: خوشبختی ظاهری این زوج بر پایه یک ازدواج باز بنا شده است. کری که در ابتدا شوکه شده، کمکم جذب این سبک زندگی میشود و تصمیم میگیرد مرزهای اخلاقی خود را کنار بگذارد. این انتخاب جسورانه، روابط پیچیدهای را میان او و دوستانش رقم میزند و همه را در مسیری غیرمنتظره به چالش میکشد. فیلم با نگاهی طنزآمیز به مفاهیم عشق، تعهد و آزادی در روابط مدرن میپردازد و داستانی درباره یافتن هویت پس از شکست عاطفی روایت میکند.
خلاصه داستان: مردی ایرانی به نام عباس (اکبر عبدی) که در ترکیه سرگردان مانده، آرزوی رسیدن به آمریکا را در سر میپروراند. او برای گرفتن ویزا دست به یک نقشه جسورانه میزند: خود را به شکل یک زن درمیآورد تا بتواند با یک مرد آمریکایی ازدواج کند و راهی ایالات متحده شود. اما این ماجرای پرمخاطره به تدریج او را در موقعیتهای خندهدار و پرتنشی قرار میدهد و مرز میان نقش و واقعیت را کمرنگ میکند. در این مسیر، عباس با شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود و درک تازهای از عشق، هویت و رویاهای انسانی به دست میآورد.
خلاصه داستان: «بینامی» داستان زن و شوهری است که سالها پیش دانشجوی تئاتر بودهاند و حالا در یک کافیشاپ زندگی میکنند. یک روز، یکی از همکارانشان ناپدید میشود و همین اتفاق ساده، زندگی آرام آنها را بر هم میزند. قهرمان داستان به بهانه یافتن او، ناخواسته به دنبال خودِ گذشتهاش میگردد و با بحرانهای حلنشدهای روبهرو میشود. این جستوجو، او را به سفری درونی میبرد و مرز میان خیال و واقعیت را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی ظریف به روابط انسانی، پشیمانیها و رؤیاهای از دسترفته، تلاش میکند تا معنای تازهای برای زندگی بیابد.