خلاصه داستان: جونگهوان، مربی حیوانات سرسخت، زندگی روزمرهی آشفتهای را با دختر نوجوان و سرکش خود، سوآ، میگذراند؛ دختری پرشور و عاشق رقص. روزی سوآ به ویروس زامبیای آلوده میشود که سراسر جهان را درگیر کرده است. جونگهوان که نمیتواند دخترش را رها کند، تصمیم میگیرد او را در خانه نگه دارد و به شیوهای نامتعارف با شرایط جدید کنار بیاید. او در این مسیر تلاش میکند تا هویت انسانی سوآ را حفظ کند و با محدودیتها و خطرات دنیایی که به سرعت در حال فروپاشی است دست و پنجه نرم کند. این درام کمدی دربارهی عشق پدرانه، پذیرش تفاوتها و معنای انسان بودن در بحرانیترین شرایط است.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی در بیکینی باتم، باب اسفنجی و پاتریک به طور تصادفی دستگاهی مرموز را فعال میکنند که آنها را به سفری پرشتاب در دل زمان میاندازد. آنها در دورههای تاریخی مختلف و آیندههای دور ظاهر میشوند و با شخصیتهای عجیب و موقعیتهای خندهداری روبهرو میشوند. در این مسیر، دو دوست صمیمی تلاش میکنند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، اما هر بار که فکر میکنند به زمان خودشان نزدیک شدهاند، اتفاقی غیرمنتظره آنها را به دوران دیگری پرتاب میکند. در طول این ماجراجویی، آنها با نسخههای متفاوتی از خودشان و دیگر ساکنان بیکینی باتم آشنا میشوند و درسهای تازهای درباره دوستی و شجاعت میآموزند. با وجود همه آشفتگیها، باب اسفنجی و پاتریک هرگز امید خود را از دست نمیدهند و با خنده و خلاقیت، تلاش میکنند تا بار دیگر به خانه بازگردند.
خلاصه داستان: جون دیگر عاشق ویکتور نیست، اما برایش سخت است که احساس کند در حال دروغ گفتن به اوست. آلیس، بهترین دوست او، به او اطمینان میدهد که خودش نسبت به شریکش اریک احساس هیجان ندارد، اما رابطهشان بدون مشکل پیش میرود. آلیس هیچگونه
خلاصه داستان: وینستون گوس، سرایدار مهربانی که از بیماری لاعلاجی رنج میبرد، در پی یک حادثهی ناشی از مسمومیت شیمیایی، به موجودی جهشیافته و سبزپوست با قدرتهای فراانسانی تبدیل میشود. او که حالا «انتقامجوی سمی» نامیده میشود، در تلاش است تا با استفاده از نیروی تازهاش، شهر را از چنگال شهردار ظالمی نجات دهد که قصد دارد با سلاحهای سمی، امپراتوری آلودهی خود را گسترش دهد. در این مسیر، او باید پسرش را نیز از خطرات قریبالوقوع محافظت کند و با دشمنان متعددی که در کمین او هستند، مقابله کند.
خلاصه داستان: دو مرد به جرم دزدی به زندان میافتند، اما در واقع این اتفاق برایشان خوششانسی است، زیرا پیرمردی پیش از مرگ، نقشهی گنجی به آنها میدهد. پس از آزادی، آن دو در جستجوی گنج برمیآیند، اما در این مسیر با مشکلاتی روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: سیاوش امین، نوازندهای مشهور است که در کودکی پدرش را در جنگ از دست داده و با مادرش زندگی میکند. ازدواج مجدد مادرش، او را دچار بحران عاطفی کرده و در این میان با دختری به نام هدیه آشنا میشود و دلباخته او میگردد. درست در اوج این رابطه، خبری تکاندهنده زندگی او را زیر و رو میکند: پدرش نه تنها زنده است، بلکه در راه بازگشت از عراق به خانه است. سیاوش در مواجهه با این واقعیت تازه، باید میان عشق، خاطرات گذشته و هویت پریشان خود دست و پنجه نرم کند. این فیلم داستانی احساسی و انسانی درباره پیوندهای خانوادگی، عشق و جستجوی ریشههاست.