خلاصه داستان: فیلم نفرتانگیز داستان یک یتی را دنبال میکند که از خانوادهاش جدا شده و سر از شهری دورافتاده درآورده است. او در مسیر خود با سه نوجوان روبهرو میشود؛ نوجوانانی که تصمیم میگیرند به این موجود دوستداشتنی کمک کنند تا راه بازگشت به خانه را پیدا کند. این سفر ساده نیست، زیرا مردی پولدار قصد دارد از یتی استفاده کند و یک جانورشناس نیز در پی اوست. سه دوست جوان باید در کنار مراقبت از همراه تازهشان، از خطرهایی که در مسیر انتظارشان را میکشد دور بمانند. این ماجراجویی، دوستی، خانواده و شجاعت را در فضایی فانتزی و سرگرمکننده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در فیلم میکی، دونالد و گوفی به سه تفنگدار فرانسوی تبدیل میشوند و وارد ماجراهایی پرتحرک و خندهدار میشوند. آنها که شخصیتهایی دوستداشتنی و متفاوت دارند، در مسیر خود با موقعیتهایی روبهرو میشوند که همکاری، شجاعت و دوستیشان را محک میزند. داستان با ترکیب شوخیهای ساده، فضای ماجراجویانه و ترانههای موزیکال پیش میرود و حالوهوایی خانوادگی دارد. حضور این سه قهرمان آشنا در قالب تفنگدار، ایدهای سرگرمکننده برای روایت اثری سبک و پرانرژی ساخته است؛ روایتی که بدون افشای گره اصلی، تماشاگر را تا پایان همراه نگه میدارد.
خلاصه داستان: پومبا حافظهاش را از دست داده و نمیتواند ماجراهایی را که پشت سر گذاشته به یاد بیاورد. تیمون برای کمک به دوستش، شروع به تعریف کردن داستانهایی از سفرها و ماجراجوییهای مشترکشان میکند؛ روایتهایی که آنها را به گوشههای مختلف جهان میبرند و لحظههای خندهدار و غیرمنتظرهای را به یاد پومبا میآورند. در طول این مسیر، رابطه دوستانه تیمون و پومبا و شیوه متفاوت نگاهشان به اتفاقها، بخش مهمی از جذابیت داستان را شکل میدهد. فیلم با ترکیب ماجراهای متنوع، شوخیهای ساده و فضای خانوادگی، تماشاگر را همراه این دو شخصیت دوستداشتنی میکند.
خلاصه داستان: گرو که پس از پشت سر گذاشتن زندگی تبهکارانه، به پدری مهربان و فداکار تبدیل شده است، تلاش میکند زندگی خانوادگی آرامی داشته باشد. او پیشنهاد تیمی از تبهکاران را برای انجام مأموریتی تازه رد میکند، اما اتفاقاتی پیشبینینشده باعث میشود نظرش تغییر کند. گرو برای پیشبرد این مأموریت، همراه با لوسی نقشهای طراحی میکند و وارد ماجرایی تازه میشود. در این مسیر، مسئولیتهای خانوادگی، همکاری با یک همراه جدید و فضای پرهیجان مأموریت، موقعیتهای کمدی و ماجراجویانهای میسازند. داستان بدون فاصله گرفتن از حالوهوای خانوادگی، تغییر شخصیت گرو و چالشهای تازه او را دنبال میکند.
خلاصه داستان: در مزرعهای، گروهی از مرغهای تخمگذار روزهای خود را زیر نظر صاحب مزرعه میگذرانند. وقتی صاحب مزرعه تصمیم میگیرد بهجای فروش تخممرغ، دستگاهی برای تهیه پای مرغ راهاندازی کند، خطر بزرگی زندگی مرغها را تهدید میکند. آنها که آینده خود را در خطر میبینند، تلاش میکنند راهی برای نجات پیدا کنند و از سرنوشت تازهای که برایشان در نظر گرفته شده فرار کنند. «فرار مرغی» داستان این تلاش جمعی را در قالبی کمدی، خانوادگی و ماجراجویانه روایت میکند؛ ماجرایی پرتحرک که بدون آشکار کردن گره اصلی و پایانبندی، تماشاگر را با نقشهها و امید مرغها همراه نگه میدارد.
خلاصه داستان: پس از تاجگذاری السا، ملکه تازهمنصوبشده آرندل، قدرتی که سالها پنهان مانده بود به شکلی ناخواسته آشکار میشود. توانایی او در تبدیل کردن هر چیزی به یخ، فضای شهر را دگرگون میکند و شرایط آبوهوایی غیرعادی به وجود میآورد. آنا، خواهر السا، برای پیدا کردن او و کمک به بازگشت آرامش راهی سفری دشوار میشود. در این مسیر، یک مرد کوهستان، گوزن شمالی بازیگوش و آدمبرفی دوستداشتنی همراه آنا میشوند. این گروه نامتجانس باید در سرزمینی یخزده پیش برود و با چالشهایی روبهرو شود که پیوند خانوادگی و شجاعت آنها را محک میزند.