خلاصه داستان: جو بایلور، افسر پلیس تنزلیافته، به دلیل اتفاقی در گذشته، به مرکز تماس اضطراری ۹۱۱ منتقل شده است. او در یک شیفت کاری معمولی، تماسی از زنی به نام امیلی دریافت میکند که به شکلی مبهم از خطر صحبت میکند. جو که متوجه میشود امیلی ربوده شده، تلاش میکند با استفاده از اطلاعات محدود تماس و همکاریهای تلفنی، رد او را بگیرد. در این مسیر، او با گذشته خود نیز مواجه میشود و هر تصمیم او میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد. فیلم در یک بازه زمانی کوتاه و در فضایی بسته روایت میشود و تنش را از طریق دیالوگها و صداها منتقل میکند.
خلاصه داستان: افسر پلیس ما سئوک دو برای بازگرداندن یک فراری به ویتنام سفر میکند و در آنجا متوجه میشود که یک قاتل زنجیرهای سالهاست گردشگران کرهای را هدف قرار داده است. او درگیر پروندهای میشود که فراتر از مأموریت اولیهاش است و باید با یک جنایتکار بیرحم روبهرو شود.
خلاصه داستان: سورولی، جوانی باهوش و بیخانمان در هند، با بازی در میان باندهای محلی، مهارت خاصی در بقا و فریب دارد. زندگی او وقتی تغییر میکند که یک گانگستر اروپایی به نام جان کریستوفر از او دعوت میکند تا برای از بین بردن یک گروه رقیب در لندن به او بپیوندد. سورولی که به دنبال هیجان و پول است، این پیشنهاد را میپذیرد و وارد دنیای تبهکاران بینالمللی میشود. اما در این مسیر، با مهاجران و مردم عادی روبرو میشود و به تدریج درگیر یک دو راهی اخلاقی بین خیر و شر قرار میگیرد. او باید تصمیم بگیرد که آیا به مسیر خشونت و پول ادامه دهد یا به صدای وجدان خود گوش دهد. فیلم با ترکیبی از اکشن، کمدی و درام، سفر شخصیتی پیچیده را روایت میکند که در آن مرزهای درست و غلط محو میشوند و هر انتخابی عواقبی دارد.
خلاصه داستان: مت ترنر، مدیر موفق یک بانک، صبح یک روز عادی فرزندانش را سوار ماشین میکند تا به مدرسه برساند، اما در بین راه با تماسی تهدیدآمیز مواجه میشود: یک مهاجم ناشناس بمبی زیر صندلی ماشین کار گذاشته است که اگر مت یا بچهها از خودرو پیاده شوند، منفجر خواهد شد. حالا مت درگیر یک بازی مرگبار میشود و باید در طول روز دستورات این غریبه را اجرا کند تا جان خانوادهاش را نجات دهد. او در حالی که از پشت فرمان به فرزندانش اطمینان میدهد، سعی میکند ردی از این تهدید پیدا کند و در نهایت با خطرات غیرمنتظرهای روبهرو میشود که زندگی همه را تهدید میکند.
خلاصه داستان: ایگور گروم، سرگرد پلیس سنپترزبورگ، به خاطر روشهای غیرمتعارف و روحیه عدالتخواهانهاش شهرت دارد. او با یک قاتل مرموز مواجه میشود که خود را «دکتر طاعون» مینامد و در نقابی شبیه به منقار پزشکان قرون وسطی ظاهر میشود. دکتر طاعون افرادی را که به اعتقاد او از قانون فرار کردهاند، به قتل میرساند و پیامهای ویدیویی از اقدامات خود منتشر میکند. گروم که در ابتدا او را یک جنایتکار معمولی میپندارد، به تدریج متوجه میشود که این پرونده به مسائل عمیقتری در جامعه و حتی همکارانش گره خورده است. او باید در شهری که افکار عمومی تحت تأثیر تبلیغات دکتر طاعون قرار گرفته، عدالت را اجرا کند و هویت واقعی این شخصیت مرموز را فاش سازد.
خلاصه داستان: ویل شارپ، سرباز سابق کهنهکار، برای تأمین هزینههای سنگین درمان همسرش به شدت نیازمند پول است. او از برادر خواندهاش دنی، که یک جنایتکار حرفهای و خونسرد است، درخواست کمک میکند. دنی به جای کمک مستقیم، او را به مشارکت در بزرگترین سرقت بانک تاریخ لس آنجلس دعوت میکند؛ نقشهای جسورانه برای ربودن ۳۲ میلیون دلار. اما این سرقت طبق برنامه پیش نمیرود و اوضاع به سرعت از کنترل خارج میشود. دو برادر برای فرار، یک آمبولانس را میدزدند و متوجه میشوند که یک افسر پلیس زخمی و یک پرستار اورژانس نیز داخل آن هستند. تعقیب و گریز نفسگیری در خیابانهای لس آنجلس آغاز میشود و ویل که در ابتدا فقط به فکر پول بود، حالا با یک دوراهی اخلاقی بزرگ روبهرو میشود: نجات جان گروگانها یا فرار از چنگال قانون.