خلاصه داستان: هنگامی که یکی از آشنایان قدیمی به قتل میرسد، وولف ناگزیر میشود که این پرونده را حل کند. با درک اینکه به اقدامات شدیدتری نیاز است، او برادر مرگبار و دورافتادهاش، براکس، را برای کمک فرا میخواند. وولف با همکاری مأمور خزانهداری، مریبث مدینا، یک توطئهی مرگبار را کشف میکنند و خودشان به هدف یک شبکهی بیرحم از قاتلان تبدیل میشوند؛ شبکهای که برای حفظ اسرارش از هیچ کاری دریغ نمیکند.
خلاصه داستان: جوانی نوزدهساله به اتهامی سنگین بازداشت شده و دستگاه قضایی او را از پیش گناهکار میداند. وکیلی تازهکار اما مصمم، پروندهای را میپذیرد که هیچکس جرئت پذیرش آن را ندارد. او در مسیر دفاع، با دیوارهای بلند بیاعتمادی، فشارهای سیاسی و پرسشهایی روبهرو میشود که مرز میان حق و مصلحت را کمرنگ میکند. هر مدرک تازه، او را به حقیقتی نزدیکتر میکند که شاید به سود هیچکس نباشد. دادگاه، صحنهای است که نهتنها سرنوشت یک جوان، بلکه اعتبار یک نظام حقوقی را رقم میزند. داستانی انسانی درباره عدالت، امید و بهایی که برای حقیقت باید پرداخت.
خلاصه داستان: جکسن، پلیس سابق که حالا کارآگاه خصوصی در آتلانتا است، برای پیدا کردن جهاری، خواننده گمشده سبک R&B، استخدام میشود. تحقیقات او فاش میکند که ناپدید شدن جهاری به یک توطئه بزرگتر مرتبط است؛ و همین موضوع او را وادار میکند تا نهتنها به اطرافیانش بلکه به گذشته خودش هم شک کند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه که پس از قتل همسرش دچار افسردگی شده و مجبور به استعفا شده است، زمانی به نیروی پلیس بازمیگردد که یک قاتل زنجیرهای به نظر میرسد او را به بازی گرفته و در نهایت مشخص میشود که فراتر از انسان عادی است.
خلاصه داستان: یک قاتل ۱۷ ساله، پس از یک مأموریت ناموفق در ژاپن تعلیق میشود. او با مونجی ۱۱ ساله که مادرش را از دست داده است، آشنا میشود و برای نجات او قدم برمیدارد.
خلاصه داستان: چن یوتونگ، دانشآموز یک مدرسهی راهنمایی دخترانه، در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار میگرفت، اما مادرش لی هان نتوانست دخترش را از این «جهنم» نجات دهد. همهی اطرافیانش چشمان خود را بر این ماجرا بستند و این سکوت جمعی، خشونتی بزرگتر را رقم زد.