خلاصه داستان: جیک، افسر سابق واحد سگهای پلیس، هنوز زیر سایهٔ حادثهای تلخ در گذشتهاش زندگی میکند. زندگی آرام او زمانی فرو میپاشد که باندی خلافکار بهطرزی وحشیانه به خانوادهاش حمله میکند. او با همراهی سگ پلیس جدیدش، آرگوس، وارد مسیری خطرناک میشود تا پرده از شبکهٔ بزرگ مواد مخدر بردارد. در این مسیر، جیک با مسئولان فاسد و جنایتکارانی بیرحم روبهرو میشود و در حالی که آنها را تعقیب میکند، ناچار است با شیاطین درونی خود نیز بجنگد. این تعقیب و گریز نفسگیر، او را به عمق دنیای تاریک شهر گرگها میبرد؛ جایی که مرز میان قانون و انتقام کمرنگ میشود و هر انتخابی میتواند قیمتی سنگین داشته باشد.
خلاصه داستان: مایک و نیک دو دوست قدیمیاند که به دلایل شخصی وارد دنیای خطرناک جرایم سازمانیافته میشوند. آنها برای بقا در این مسیر پرخطر، با شخصیتهای مرموز و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند. هر قدم آنها در این دنیای تاریک، وفاداریشان را به یکدیگر و تواناییهایشان برای مقابله با تهدیدها به چالش میکشد. در این میان، آلیس به عنوان یک نیروی مرموز وارد داستان میشود و نقشهها را تغییر میدهد. نیک و مایک باید تصمیمهای سختی بگیرند که عواقب آن فراتر از تصورشان است. ترکیب طنز تلخ، تعلیق و لحظههای نفسگیر، داستانی پرکشش را میسازد که مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد. این فیلم درباره انتخابهایی است که هویت آدمی را میسازند و قیمتی که برای آنها پرداخته میشود.
خلاصه داستان: نیکی، قهرمان سابق جنگ، پس از سالها تلاش برای زندگی آرام، ناگهان با ربودهشدن دخترش روبهرو میشود. او که هیچ کمکی از سوی نهادهای رسمی دریافت نمیکند، تصمیم میگیرد خودش وارد عمل شود. در این مسیر پرخطر، نیکی نهتنها با شبکهای از تبهکاران بیرحم روبهرو میشود، بلکه به دلیل سوءتفاهمها و توطئههایی که علیه او چیده شده، تحت تعقیب پلیس و ارتش نیز قرار میگیرد. او باید در حالی که همه به دنبال او هستند، با تکیه بر مهارتهای رزمی و تجربههای گذشتهاش، راز این آدمربایی را کشف کند و دخترش را نجات دهد. این مأموریت نجات، او را به اعماق دنیای تاریک و پررمزورزی میکشاند که هر قدم آن میتواند آخرین قدم زندگیاش باشد.
خلاصه داستان: یک تکاور سابق ارتش و پدری که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند، با ایجاد سوراخ در سقف رستورانهای مکدونالد، به سرقت از آنها روی میآورد و به همین دلیل به او لقب «مرد سقف» میدهند. پس از فرار از زندان، او به مدت شش ماه مخفیانه در یک فروشگاه اسباببازی «تویز آر» زندگی میکند و در حالی که برای حرکت بعدی خود برنامهریزی میکند، بدون اینکه شناسایی شود، زنده میماند. اما وقتی عاشق یک مادر مطلقه میشود که مجذوب جذابیت غیرقابل انکار او شده است، زندگی دوگانهاش شروع به از هم پاشیدن میکند و با نزدیک شدن به گذشتهاش، یک بازی موش و گربه جذاب و هیجانانگیز آغاز میشود.
خلاصه داستان: وقتی یک زاهد منزوی و دخترش زنی مرموز و مجروح را از رودخانه نجات میدهند، خود را در تار عنکبوتی مرگبار از خشونت و انتقام گرفتار میبینند و مجبور میشوند برای زنده ماندن با یک جنایتکار بیرحم روبهرو شوند. این ملاقات تصادفی آرامش زندگیشان را بر هم میزند و آنها را به سفری پرتنش میکشاند که در آن مرز میان قربانی و شکارچی محو میشود. هر رازی که فاش میشود، آنها را به خطر بزرگتری نزدیک میکند و برای بقا باید به غرایز خود اعتماد کنند.
خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.