خلاصه داستان: چن نیان، دختر نوجوانی که در آستانه شرکت در آزمون سرنوشتساز گائوکائو قرار دارد، ناگهان با مرگ مشکوک همکلاسیاش روبهرو میشود. این حادثه او را به هدف زورگوییهای بیرحمانه هممدرسهایهایش تبدیل میکند. روزگار بر او تلخ میگذرد تا این که با پسر جوان و مرموزی به نام شیائوپی آشنا میشود. شیائوپی تصمیم میگیرد از چن نیان در برابر آزارگرانش محافظت کند. این رابطه دوستانه، در برابر فشارهای طاقتفرسای تحصیل و معضلات زندگی، مسیر هر دو را برای همیشه دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۸۰ هنگکنگ، دو شخصیت قدرتمند در دنیای مالی در برابر یکدیگر قرار میگیرند. چنگ یی چی یک تاجر بیرحم و زیرک است که با استفاده از روشهای غیرقانونی و فساد مالی، امپراتوری ثروت خود را گسترش میدهد. در مقابل، یک افسر پلیس مصمم و عدالتخواه با تمام توان سعی دارد تا این امپراتوری های پول و قدرت را به چالش بکشد و چنگ یی چی را به پای میز محاکمه بکشاند. تنش و رقابت تلخ بین این دو، محور اصلی داستان «انگشت طلایی» را تشکیل میدهد. فیلم در فضای سیاه و طلایی دنیای بورس و دادوستد هنگکنگ روایت میشود و نشان میدهد که گاهی عدالت دستنیافتنیترین هدف است.
خلاصه داستان: دکتر ویل کاستر (جانی دپ)، دانشمند برجسته در حوزه هوش مصنوعی، تلاش میکند تا دستگاهی با قابلیت آگاهی جمعی و احساسات انسانی بسازد. پس از آنکه گروهی از مخالفان پیشرفت تکنولوژی به او حمله میکنند، همسرش ایولین (ربکا هال) تصمیم میگیرد ذهن او را در یک ابررایانه آپلود کند. ویل حالا به موجودی دیجیتال تبدیل شده و توانایی نفوذ در شبکههای جهانی را دارد. او به دنبال التیام آسیبهای بشری و جهش فناوری است، اما نفوذ بیش از حدش نگرانیهای عمیقی در مورد قدرت مطلق هوش مصنوعی و مرزهای اخلاقیاش ایجاد میکند.
خلاصه داستان: «ژائو جی»، جوانی با استعدادی خارقالعاده در بازکردن قفلها، برای پردهبرداری از راز ناپدید شدن پدرش، به یک گروه خلافکار حرفهای متخصص در دزدی آثار باستانی نفوذ میکند. او که در پوشش یک مأمور بیمه وارد این جمع مخوف به رهبری «آقای شیانگ» شده، خود را در جزیرهای دورافتاده در اقیانوس آرام مییابد. در این سفر خطرناک، هر قدم ژائو جی را به رویارویی با عملیاتهای پرخطر و دزدیده شدن کسری از میراث فرهنگی سوق میدهد. اما در پایان مأموریت، حقیقتی تکاندهنده درباره ناپدید شدن پدر فاش میشود که همه معادلات را بر هم میریزد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۰ و در اوج حملات هوایی ارتش ژاپن به شهر چانگکینگ در چین، یک گروه پنج نفره از نیروهای محلی مأموریت مییابند از یک دستگاه نظامی بسیار مهم محافظت کنند. اعضای این تیم که هرکدام مهارت ها و پیشینه های متفاوتی دارند، در میان آتش و ویرانی ناشی از بمبارانهای هوایی ژاپن راهی برای انتقال امن ماشین نظامی مییابند. دشمن نه فقط ژاپنیهای در آسمان است، بلکه موانع طبیعی و خیانتهای داخلی نیز مانع از رسیدن آنها به هدف میشود. در این مسیر، هر یک از اعضای گروه باید هزینه سنگینی برای بقا و وظیفه بپردازند. فیلم حمله هوایی سفری احساسی و پر از صحنههای نفسگیر را برای بینندگان به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: داستان «فیلم بای بای من» درباره سه دوست همدانشگاهی به نامهای الیوت، جان و ساشا است که در یک خانه قدیمی و دورافتاده زندگی میکنند. آنها در جریان مهمانی در زیرزمین خانه، نام یک روح شیطانی و مرموز به نام «بایبای من» را بر زبان میآورند. این موجود وحشتناک از طریق ذهن قربانیانش نفوذ میکند و تنها راه نجات از نفرینش این است که به او فکر نکنید و اسمش را بر زبان نیاورید. اما همین که فکرش به ذهن راه پیدا کند، از بین بردن آن تقریبا غیرممکن میشود و موجود مدام به سراغشان میآید.