خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ واله معصومی، جوانی است که به یک گروه مارکسیستی پیوسته و علیه رژیم پهلوی فعالیت میکند. او در جریان این فعالیتها توسط ساواک دستگیر و زندانی میشود. در زندان، واله با یک زن و شوهر مبارز مسلمان آشنا میشود و همحزبیهایش نیز در بیرون از زندان با او در ارتباط هستند. این آشناییها و برخوردها، تردیدهایی در باورهای ایدئولوژیک او ایجاد میکند و او را به بازاندیشی در مسیر و اعتقاداتش وا میدارد. فیلم به تضادهای فکری و تحول درونی یک جوان انقلابی در بستر فضای سیاسی آن دوران میپردازد.
خلاصه داستان: رسول آموزگاری است که از منطقهای سرسبز در شمال به کویر رفته و آرزو دارد به کمک دانشآموزان، روستا را از خطر توفان شن ایمن نگه دارد و آنجا را با ساختن باغچه شبیه به زادگاهش کند.
خلاصه داستان: در جزیرهای دورافتاده و زیبا در یونان، الکس جوان و پرشور به عنوان پیشخدمت جدید به تیم یک رستوران کوچک ساحلی میپیوندد. با اینکه جذابیت فریبندهاش بهسرعت دل انریکوی کاریزماتیک را میبرد، اما او دلباختهی مکس، مدیر مرموز رستوران میشود؛ یک آمریکایی گوشهگیر که دههها پیش در این جزیره ساکن شده است. با گذر فصلها، تنشهای عاطفی اوج میگیرد، گردشگران میآیند و میروند، و در همین حین، انریکو به سرنخهای نگرانکنندهای از گذشتهی تاریک و اسرارآمیز مکس دست پیدا میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که یک همهگیری مرموز تقریباً تمام تمدن بشری را از بین برده، مارکو بهتنهایی در جنگلهای خاموش سرگردان است. او با یادآوری خاطرات از دسترفته و جستوجوی معنای بقا، در میان ویرانههای طبیعت و جوامع فروپاشیده پیش میرود. سکوت مرگبار جنگل و خطرات ناپیدای هر گوشه، او را با پرسشهایی درباره هویت و امید روبهرو میکند. مارکو در این مسیر با موجودیتهایی آشنا میشود که هرکدام بازتابی از ترسها و آرزوهایش هستند. او باید تصمیم بگیرد که آیا این جهان ویران هنوز جایی برای انسانیت دارد یا باید آن را رها کند. داستان با حالوهوای مالیخولیایی و فضاسازی بصری قوی، مخاطب را به سفری درونی و بیرونی دعوت میکند.
خلاصه داستان: آپورووا، جوانی که مدرک کارشناسی ارشد خود را به دلیل عدم موفقیت در دانشگاه نتوانسته به پایان برساند، این شکست را از مادرش پنهان میکند و در بنگلور با انجام مشاغل گوناگون و اتکا به سوپنا، دوست و همراه خود، روزگار میگذراند. اما زندگی آرام او با یک اتفاق غیرمنتظره دگرگون میشود: پیرمردی به او میگوید که پدرش هنوز زنده است. این ادعای عجیب، آپورووا را در مسیری پر از راز و ابهام قرار میدهد. او در این سفر اکتشافی، با توانایی مرموز خود در کنترل پلک زدن مواجه میشود؛ تواناییای که به جای یک موهبت، به یک نفرین تبدیل میشود و او را با واقعیتهای هولناکی از گذشته و هویت خود روبهرو میکند. فیلم «پلک زدن» با فضاسازی روانشناختی و داستانی پیچیده، مرز میان واقعیت و خیال را جابهجا میکند.
خلاصه داستان: مینا، دختر ۱۵ ساله پاکستانی، به عنوان کفارهٔ گناه برادرش واگذار میشود. همسر بیرحمش او را زندانی میکند و تنها پناهگاه مینا تخیل اوست، در حالی که زندگی دو خانواده به شکلی ویرانگر با یکدیگر برخورد میکند.