خلاصه داستان: گرالت از ریویا، شکارچی جهشیافتهی هیولا، مأمور میشود تا حملات پیدرپی در یک روستای ساحلی را بررسی کند. اما او ناخواسته درگیر نزاعی کهن میان انسانها و پریان دریا میشود. حال او باید برای حل این معما، پیش از آنکه دشمنی میان دو پادشاهی به جنگی تمامعیار تبدیل شود، به دوستان قدیمی و جدید خود تکیه کند.
خلاصه داستان: کاینا، زنی معمولی در اواخر بیستسالگی، شغلی ثابت و رابطهای پایدار با دوستپسرش، جیمیونگ، دارد. با این حال، به جای احساس رضایت، همواره با تردید، سردرگمی و اضطراب روبهرو است. در حالی که با مشکلات روابط شخصی و دشواریهای زندگی دستوپنجه نرم میکند، سرانجام تصمیم میگیرد برخلاف مخالفت اطرافیان، خانهاش را ترک کرده و راهی نیوزیلند شود.
خلاصه داستان: پیتر، پدری که در میانه یک جدایی پرفرازونشیب از همسرش کارلا به سر میبرد، برای گذراندن تعطیلات به همراه فرزندانش به خانه روستایی دوردست خود میرود. اما آرامش این سفر کوتاه مدت است؛ صبح روز بعد، او متوجه میشود که فرزندانش ناپدید شدهاند. در حالی که وحشت و ناامیدی او را فرا میگیرد، پیتر با پای خود وارد یک ماجراجویی خطرناک و نفسگیر میشود و در جستجوی پاسخی برای این معمای تاریک، به گذشته و رازهای پنهان زندگیاش پی میبرد. او باید برای یافتن فرزندانش با ترسهای خود روبهرو شود و به حقیقتی دست یابد که همه چیز را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، جنگ جهانی دوم اروپا را در نوردیده است، اما روستای دورافتاده و کوهستانی ورمیلیو در شمال ایتالیا همچنان در آرامشی نسبی به سر میبرد. زندگی ساده و سنتی خانواده معلم روستا، آدل، با ورود پیِترو، سرباز فراری که از جبهه گریخته است، دستخوش تغییر میشود. پیِترو که به دنبال پناهگاهی امن است، به خانه معلم پناه میآورد و به تدریج به دختر بزرگ خانواده، لوچیا، دل میبازد. عشق جوانانه و پنهانی آنها در فضای بسته و سختگیر روستا، رازها و تنشهایی را برمیانگیزد که سرنوشت همه اعضای خانواده و حتی کل روستا را تحت تأثیر قرار میدهد. ورمیلیو داستانی تأملبرانگیز درباره عشق، گناه، خانواده و تغییرات اجتنابناپذیر زمانه است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسر و مادر خانواده، ملتم و فیرات، پدر و پسری که به تازگی دوباره به هم پیوستهاند، تلاش میکنند زندگی تازهای را آغاز کنند. ملتم، زن جوانی که پیش از این پسری به نام جان را به فرزندی پذیرفته بود، حالا با غم از دست دادن همسرش کنار میآید و در عین حال میکوشد نقش مادر را برای فیرات ایفا کند. فیرات که از جدایی از مادرش رنج میبرد، در ابتدا با شرایط جدید کنار نمیآید و رفتارهای سردی از خود نشان میدهد. اما به تدریج، با کمک ملتم و دوستان نزدیک، او یاد میگیرد که عشق و محبت را دوباره بپذیرد. این فیلم داستانی احساسی درباره سوگ، امید و معنی واقعی خانواده است.
خلاصه داستان: چن یوتونگ، دانشآموز یک مدرسهی راهنمایی دخترانه، در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار میگرفت، اما مادرش لی هان نتوانست دخترش را از این «جهنم» نجات دهد. همهی اطرافیانش چشمان خود را بر این ماجرا بستند و این سکوت جمعی، خشونتی بزرگتر را رقم زد.