خلاصه داستان: تام، یک "کارچاقکن" در سطح جهانی، متخصص در دلالی و واسطهگری برای پرداختهای پرسود بین شرکتهای فاسد و افرادی است که آنها را تهدید به نابودی میکنند. او هویت خود را از طریق برنامهریزی دقیق مخفی نگه میدارد و همیشه از مجموعهای از قوانین سختگیرانه پیروی میکند. اما وقتی روزی پیامی از مشتری بالقوهاش سارا میرسد که برای زنده ماندن به محافظت تام نیاز دارد، قوانین به سرعت شروع به تغییر میکنند.
خلاصه داستان: حبیب کاوه، کارخانهدار بازنشستهای است که به بیماری آلزایمر مبتلا شده و حافظهاش را به تدریج از دست میدهد. او پس از سالها تنهایی و دوری از خانواده، با بازگشت دخترش به ایران مواجه میشود. این بازگشت نه تنها امید تازهای در دل او ایجاد میکند، بلکه خاطرات گذشته و رازهای پنهان خانواده را نیز زنده میکند. حبیب در تلاش است تا با کمک دخترش، تکههای گمشده هویت و زندگیاش را بازسازی کند. اما بیماری، مرز بین واقعیت و خیال را برای او محو میکند و آنها را در مسیری احساسی و تأملبرانگیز قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی است که پس از سالها دوری، به زادگاهش در شمال ایران بازمیگردد. او درگیر خاطرات و رازهایی میشود که با هویت و گذشتهاش گره خورده است. در این میان، ملاقات با زنی از اهالی روستا، او را با حقیقتی تلخ و انسانی روبهرو میکند. فیلم به مفاهیمی چون تعلق، کوچ، مقاومت و معنای خانه میپردازد. سینهسرخ پرندهای عجیب است؛ بهار میرود، زمستان برمیگردد، از سرما نمیترسد، کوچ نمیکند و دانهاش را پیدا میکند. ما همهمون سینهسرخیم. این روایت با نگاهی شاعرانه و تأملبرانگیز، لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میکند و مخاطب را به درون جهانی پر از ابهام و احساس میبرد.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ مادری است که پس از مرگش، فرزندان او به خانهاش میآیند و از طریق پرستار مادر متوجه میشوند که وصیت کرده که سه روز پس از مرگش او را به خاک بسپارند. فرزندان بر سر عمل به وصیت دچار اختلافاتی میشوند و پس از دو روز متوجه میشوند مادرشان نصف اموال و زمینهایش و همچنین خانهاش را به نام پرستار خود کرده است. این اتفاق، تنشهای پنهان و روابط سرد خانوادگی را آشکار میسازد و هر یک از فرزندان با انگیزههای متفاوت، وارد بازی پیچیدهای از طمع، احساسات و حسرت میشوند. در این میان، پرستار که رازهای بیشتری از مادر میداند، نقشی کلیدی در پیشبرد ماجرا ایفا میکند و گذشتهای که فرزندان از آن بیخبرند، کمکم نمایان میشود.
خلاصه داستان: فیلم خشم و هیاهو روایتگر زندگی خوانندهای است که درگیر پروندهای جنایی و عاطفی میشود. داستان با محوریت یک قتل و روابط پیچیده میان شخصیتها پیش میرود و لایههای پنهان حقیقت را یکییکی آشکار میسازد. این اثر با فضاسازی تاریک و شخصیتهای چندبعدی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن اعتماد، خیانت و انتقام در هم تنیده شدهاند. کارگردانی نوید محمدزاده و بازیهای رضا بهبودی، طناز طباطبایی و خود او، به باورپذیری داستان کمک کرده است. فیلم با نگاهی به رویدادهایی که برخی آن را شبیه به ماجرای قتل همسر ناصر محمدخانی میدانند، مرز میان واقعیت و روایت را محو میکند. در این مسیر، مخاطب با پرسشهای اخلاقی و روانشناختی متعددی روبهرو میشود و تا پایان درگیر معماهای داستان باقی میماند.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ، تبعیدیهای سابق به زندگی عادی بازگشتهاند و هرکدام مسیر خود را رفتهاند. یک برنامه تلویزیونی قصد دارد با جمعی از کهنهسربازان گفتگو کند، اما یکی از آنها بهشدت بیمار است و در آستانه مرگ قرار میگیرد. این اتفاق باعث میشود دوستان قدیمی که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، برای آخرین دیدار دور هم جمع شوند. هرکدام از این شخصیتها با چالشها و تضادهای زندگی امروز خود روبهرو هستند و بازگشت به گذشته، خاطرات و زخمهای کهنه را زنده میکند.