خلاصه داستان: در اواخر مهرماه ۱۳۵۹، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و در آستانه سقوط خرمشهر، یک گردان از پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی مرتضی، مأموریت مییابند تا برای کمک به رزمندگان مدافع شهر، از تهران به سمت جبهههای جنوب حرکت کنند. مسیر پرخطر و پرپیچوخم، آنها را به منطقهای میرساند که درگیریهای سختی در جریان است. در این میان، آنها با غیرنظامیان و رزمندگان دیگری روبهرو میشوند که هرکدام سرنوشت و داستانی دارند. گروه برای رسیدن به ساحل و انجام مأموریت خود، باید از موانع طبیعی و انسانی بسیاری عبور کنند. این سفر، آزمونی برای ایمان، ایثار و همبستگی آنهاست و چهرهای انسانی از جنگ و مقاومت را به تصویر میکشد. تلاش برای نجات و همراهی با مردم بیپناه، بخش مهمی از این مأموریت است.
خلاصه داستان: ناتوان از بچهدار شدن، زوجی تصمیم میگیرند با پذیرفتن یک یتیم جوان که از کودکیای تراژیک جان سالم به در برده، خانوادهای برای خود بسازند. اما این عملِ عاشقانه زمانی به کابوسی هولناک بدل میشود که درمییابند خشونتهای گذشتهی فرزندخواندهشان بازگشته تا خانوادهی تازهآنها را ویران کند. این درام روانشناختی مرز باریک میان عشق و ترس را به تصویر میکشد و پرسشهایی درباره هویت، اعتماد و ماهیت شر در ذهن مخاطب برمیانگیزد. با نزدیکشدن رازهای تاریک به سطح، زوج جوان باید با حقیقتی روبرو شوند که ممکن است برای همیشه زندگیشان را دگرگون کند.
خلاصه داستان: در دنیایی پس از فروپاشی، ویروسی مرموز انسانها را به موجوداتی خشن و بیرحم تبدیل کرده است. مادری به نام الیزابت که فرزندش را در این بحران از دست داده، در کلبهای دورافتاده در میان کوهها پناه گرفته و در انزوا زندگی میکند. او با خاطرات تلخ گذشته دستوپنجه نرم میکند و تلاش میکند معنایی برای ادامه زندگی بیابد. یک روز، غریبهای زخمی و آشفته به کلبهٔ او پناه میآورد و ادعا میکند که نشانههایی از امید و درمان در جایی دور پیدا کرده است. الیزابت ابتدا مردد است، اما ناگزیر تصمیم میگیرد به او اعتماد کند. این دو در سفری خطرناک و پر از موانع، با گروههای آدمخوار و طبیعت خصمانه روبرو میشوند و در میان وحشت و ناامیدی، رابطهای عمیق و غیرمنتظره شکل میگیرد. فیلم «همه ما را ببخش» روایتی است از رستگاری، امید و انسانیت در دل تاریکی مطلق.
خلاصه داستان: نگار، زنی در آستانه چهل سالگی است که در یک شرکت موسیقی مشغول به کار است. زندگی او با همسرش به یکنواختی رسیده و خاطرات عشقی قدیمی هنوز در ذهنش زنده است. مأموریتی کاری او را به همکاری با یک رهبر ارکستر ایرانی مقیم خارج میکشاند که همان عشق دیرین اوست. این دیدار دوباره، احساسات سرکوبشده را برمیانگیزد و نگار را با پرسشهایی درباره انتخابهای گذشتهاش مواجه میکند. در این میان، او متوجه میشود که همسرش نقشی در جدایی آن دو داشته است. داستان در فضایی عاطفی و با نگاهی به موسیقی و روابط انسانی روایت میشود.
خلاصه داستان: فیلم تردید به کارگردانی واروژ کریممسیحی، روایتگر داستان سیاوش، جوانی است که پس از مرگ پدرش، عمویش اختیار ثروت خانوادگی را به دست میگیرد. سیاوش به دخترعمهاش مهتاب دل بسته است و درگیر عشقی پیچیده میشود. او بهتدریج متوجه میشود که مرگ پدرش طبیعی نبوده و رازهایی در خانوادهشان نهفته است. فیلم با الهام از نمایشنامه هملت شکسپیر، مضمون شک، خیانت و انتقام را در بستری از روابط خانوادگی و عاطفی دنبال میکند. بازیگرانی چون بهرام رادان، ترانه علیدوستی و مهتاب کرامتی در این اثر ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: این فیلم روایتی دراماتیک از تلاشهای سی. شانکاران نایر، وکیل برجستهی هندی، است که پس از کشتار وحشیانهی جالیانوالا باغ در سال ۱۹۱۹، با وجود فشارهای استعماری و خطرات شخصی، حقیقت این فاجعه را پیگیری میکند. او با جمعآوری اسناد، شهادت قربانیان و مبارزات حقوقی، تلاش میکند تا عدالت را برای قربانیان این جنایت تاریخی برقرار سازد و ابعاد پنهان این رویداد را برملا کند. داستان با تمرکز بر شخصیت نایر، به چالشهای اخلاقی، سیاسی و حقوقی آن دوران میپردازد و تصویری تکاندهنده از مقاومت مدنی و پیگیری حقیقت در برابر بیعدالتی ارائه میدهد.