خلاصه داستان: الادیو، نگهبان یک شکارگاه، از شکارچیای کهنهکار رشوهای میگیرد. چند هفته بعد، تمام زندگیاش فرو میپاشد. آنچه در ابتدا فرصتی طلایی به نظر میرسید، به سقوطی هولناک به جهنم بدل میشود، زمانی که الادیو درمییابد بدبختیاش شاید کاملاً تصادفی نبوده است.
خلاصه داستان: پاریس، ۱۸۹۴. فَنی کیست؟ زنی که ادعا میکند داوطلبانه در یک تیمارستان مخصوص زنان بستری شده است؟ او در جستوجوی مادرش میان انبوه «دیوانه»های نامگذاریشده، با گروهی از زنان نیرومند و مدرنی روبهرو میشود که بر خلاف انتظارش، قهرمانانی واقعیاند. در این میان، دوستی غیرمنتظرهای نیز با برخی بیماران پیدا میکند. اکنون تیمارستان در حال آمادهسازی برای «جشن دیوانگان» باشکوه و مشهوری است که سیاستمداران، هنرمندان و اشرافزادگان بسیاری در آن شرکت خواهند کرد. این جشن، آخرین امید فَنی برای گریز از دام بستهشدهای است که او را در بر گرفته است.
خلاصه داستان: شائو ما پدری ناشنواست که پس از مرگ همسرش، تنها تکیهگاه او دختر خردسالش مومو است. مومو که نقش «خواهر بزرگ» را بر عهده گرفته، پل ارتباطی پدر با دنیای شنوایان است؛ او در یافتن کار و مدیریت امور روزمره به پدر کمک میکند. اما با رسیدن به سن نوجوانی، مومو باید راه خود را در جامعهای که برای شنوایان ساخته شده پیدا کند و این وابستگی دوجانبه در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. در همین بحران، باندی جنایتکار که به شکار ناشنوایان شهرت دارد، شائو ما را هدف میگیرد. پدری که برای محافظت از دخترش هراسی ندارد، ناخواسته و گامبهگام به ورطه فعالیتهای خلاف کشیده میشود و مرز میان قربانی و مجرم برای او کمرنگ میشود.
خلاصه داستان: مایکل، مردی میانسال که به تازگی از اعتیاد به الکل رهایی یافته، در شب کریسمس با یک اورژانس دندانپزشکی دردناک مواجه میشود. این اتفاق او را به مطب جین، دندانپزشکی مسنتر و مستقل، میکشاند. در این دیدار اضطراری، ارتباطی غیرمنتظره و صمیمانه بین آنها شکل میگیرد. جین و مایکل که هر دو در آستانه تحولی در زندگیشان هستند، تصمیم میگیرند این شب خاص را با قدم زدن در خیابانهای خلوت و نمادین شهر بالتیمور بگذرانند. این آشنایی ساده، به رابطهای تازه تبدیل میشود که به آنها فرصتی برای رویارویی با گذشته، ترسها و امیدهایشان میدهد. فیلم بالتیمور، داستانی لطیف و در عین حال تلخ-شیرین درباره عشق در سنین بالاتر، رستگاری و معجزههای کوچک زندگی روزمره در بستر شهری است که خود شخصیتی جداگانه در روایت دارد.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی، اتوبوسی حامل دانشآموزان و معلمی فداکار در مسیر بازگشت از اردوی مدرسه، در منطقهای دورافتاده دچار حادثهای ناگهانی میشود. آتشسوزی مهیبی که به سرعت گسترش مییابد، جان سرنشینان را به خطر میاندازد. پدر یکی از دانشآموزان که از ماجرا باخبر میشود، با تمام وجود برای نجات آنها وارد عمل میشود. او در حالی که با موانع متعدد و کمبود امکانات روبهروست، تلاش میکند به موقع به محل حادثه برسد و معلم و بچهها را از مرگ حتمی نجات دهد. این فیلم روایتی پرتنش از شجاعت، فداکاری و عشق والدین است.
خلاصه داستان: متیو، فروشندهی جوان و گمنام یک فروشگاه زنجیرهای، در یکی از شبهای کاریاش با اولیور، ستارهی پاپ در حال ظهور، روبهرو میشود. این برخورد اتفاقی، او را به دنیایی از مهمانیها و جمعهای هنری میکشاند که پیش از این فقط از دور تماشا میکرده است. متیو بهتدریج خود را به اولیور و دوستانش نزدیک میکند و از این نزدیکی لذت میبرد. اما با گذر زمان، مرز میان دوستی واقعی و وسواس یک طرفه کمرنگ میشود. او درمییابد که برای ماندن در این جمع باید بیش از پیش خود را فدا کند و کنترل زندگیاش را از دست میدهد. این داستان دربارهی وسواس، هویت و بهایی است که انسان برای دیدهشدن میپردازد.