خلاصه داستان: یک کارگردان تئاتر عروسکی که در اجرای نمایشهایش پیوسته با شکست و تحقیر مواجه میشود، هر بار در برابر ناکامیها کوچکتر و کوچکتر میشود. او در تلاش برای یافتن جایگاه واقعی خود در دنیای هنر، با چالشهای درونی و بیرونی بسیاری دستوپنجه نرم میکند. این سفر پرفرازونشیب، او را به مرز از دست دادن هویت خویش میکشاند و در نهایت، معنای تازهای از موفقیت و رضایت را برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «ملک سلیمان نبی» به کارگردانی شهریار بحرانی، روایتی سینمایی از زندگی حضرت سلیمان (ع) بر اساس منابع اسلامی و سورههای قرآن است. داستان از جایی آغاز میشود که خداوند با نشانههایی به سلیمان میفهماند که برای رسیدن به جامعهای آرمانی باید از سختیهای بزرگی عبور کند. او برای بنای حکومتی عادلانه باید جهان پریان و اجنه را تحت سلطه خود درآورد. در این مسیر، فتنههایی در سه شهر اورشلیم، اریحا و زبولون رخ میدهد که سلیمان با درایت و ایمان خود باید با آنها مقابله کند. این فیلم با تکیه بر جلوههای ویژه و طراحی صحنههای باشکوه، تلاش دارد تصویری حماسی و معنوی از این پیامبر الهی ارائه دهد.
خلاصه داستان: فیلم ملکه روایتگر دیدهبانی به نام سیاوش است که برای اثبات تواناییهای خود، برج پالایشگاهی را برای دیدهبانی انتخاب میکند؛ برجی که بر مهمترین مواضع دشمن اشراف دارد. اما با اولین تلفاتی که به دشمن وارد میکند، شرایط بهکلی تغییر میکند و او با چالشهایی غیرمنتظره روبهرو میشود. این فیلم جنگی با فضاسازی تعلیقبرانگیز، تلاش یک سرباز برای بقا و انجام وظیفه را در بحبوحه درگیریهای مرزی به تصویر میکشد و لایههای انسانی و اخلاقی جنگ را زیر ذرهبین میبرد.
خلاصه داستان: من و نگین دات کام روایتگر زندگی زوجی جوان و عاشق به نامهای نگین و رضا است که آرزوی داشتن فرزند، آنها را به چالشهای بزرگ مالی و عاطفی میکشاند. هزینههای سنگین درمان ناباروری، رضا را به فکر راههای غیرمعمول و پرریسک میاندازد. او با دوستانش نقشههایی برای پولدار شدن سریع میکشد، اما هر بار اتفاقی پیشبینینشده نقش بر آب میشود. نگین نیز در این مسیر با مشکلات و سوءتفاهمهایی روبهرو میشود که زندگی مشترکشان را تحت فشار قرار میدهد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به آسیبهای اجتماعی، ارزش پول و اهمیت روابط انسانی میپردازد و مخاطب را با شخصیتهایی همراه میکند که در تلاش برای رسیدن به خوشبختی، دست به کارهای عجیبی میزنند.
خلاصه داستان: حیدر، رزمندهای که پس از مجروحیت به خانه بازگشته، در جریان بمباران شهر توسط دشمن به شهادت میرسد. امیر، همسر خواهر حیدر، که شاهد این واقعه است، با خود عهد میبندد راه او را ادامه دهد. او راهی جبهه میشود و از فرماندهٔ حیدر، آیت، درخواست میکند تا در کنار همرزمانش بجنگد. فرمانده موافقت میکند و امیر وارد دنیایی میشود که پر از رنج، ایثار و آزمونهای دشوار است. او در مسیر هفت گذرگاه، با واقعیتهای جنگ، دوستی و فداکاری روبرو میشود و در نهایت به درکی تازه از معنا و ارزش زندگی میرسد.
خلاصه داستان: ننه لالا، پیرزنی مهربان، در خانهای قدیمی در محلهای در حال توسعه زندگی میکند. خانهای که قرار است برای ساخت خیابان جدید تخریب شود. همه فرزندانش از آنجا رفتهاند و او برای برقراری تماس با آنها تلفنی در خانه ندارد. در این میان، گروهی از کودکان شجاع محلی برای کمک به او وارد ماجرا میشوند. آنها تلاش میکنند با هر وسیلهای که ممکن است، ننه لالا را به پسرش برسانند. داستانی ساده اما پر از احساس، درباره عشق، فداکاری و همبستگی انسانی.