خلاصه داستان: حیدر، رزمندهای که پس از مجروحیت به خانه بازگشته، در جریان بمباران شهر توسط دشمن به شهادت میرسد. امیر، همسر خواهر حیدر، که شاهد این واقعه است، با خود عهد میبندد راه او را ادامه دهد. او راهی جبهه میشود و از فرماندهٔ حیدر، آیت، درخواست میکند تا در کنار همرزمانش بجنگد. فرمانده موافقت میکند و امیر وارد دنیایی میشود که پر از رنج، ایثار و آزمونهای دشوار است. او در مسیر هفت گذرگاه، با واقعیتهای جنگ، دوستی و فداکاری روبرو میشود و در نهایت به درکی تازه از معنا و ارزش زندگی میرسد.
خلاصه داستان: ننه لالا، پیرزنی مهربان، در خانهای قدیمی در محلهای در حال توسعه زندگی میکند. خانهای که قرار است برای ساخت خیابان جدید تخریب شود. همه فرزندانش از آنجا رفتهاند و او برای برقراری تماس با آنها تلفنی در خانه ندارد. در این میان، گروهی از کودکان شجاع محلی برای کمک به او وارد ماجرا میشوند. آنها تلاش میکنند با هر وسیلهای که ممکن است، ننه لالا را به پسرش برسانند. داستانی ساده اما پر از احساس، درباره عشق، فداکاری و همبستگی انسانی.
خلاصه داستان: «همه چیز برای فروش» روایتگر زندگی برادری است که برای تأمین هزینهی عمل چشم برادرش که در حادثهای آسیب دیده، تلاش میکند. او با خرید چکهای بیمحل، در پی نقد کردن آنهاست تا از این راه پول لازم را به دست آورد. این مسیر پرپیچوخم، او را با موقعیتها و آدمهای گوناگونی روبهرو میکند و در نهایت به پرسشهایی دربارهی ارزشها، اخلاق و مرزهای میان درست و نادرست میرسد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به طبقات اجتماعی، داستانی انسانی و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم قصه بیبی سلیمه، مامای پیر و محبوب روستای تازهآباد است که پس از سالها انتظار نوبت سفرش به خانه خدا فرا رسیده است. بیبی در حال خداحافظی و حلالیتطلبی از اهالی ده است که خبر میرسد اجازه سفر ندارد. این خبر تلخ زندگی او را دگرگون میکند و رازهایی از گذشته روستا و مردمش بر ملا میشود. فیلم روایتی انسانی از عشق، فداکاری و پیوندهای عمیق اجتماعی در بستری از فرهنگ ایرانی است.
خلاصه داستان: نویسندهای پس از سالها دوری، به ایران بازمیگردد و در خانه دوست قدیمیاش اقامت میکند. آنها با هم سفری به چند شهر آغاز میکنند؛ سفری که در دل خود، خاطرات، دلبستگیها و رازهای ناگفتهای را زنده میکند. این بازگشت، نه فقط به مکانها، بلکه به گذشتهای میانجامد که او را با چالشهای تازهای روبهرو میسازد. «یک بوس کوچولو» روایتی لطیف از عشق، دوستی و جستجوی آرامش در میانهٔ روزگار پرآشوب است.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ساخت پلی بین دو روستای ترکنشین و کردنشین است که سبب الفت و اتحاد بیش از پیش دو طایفه ترک و کرد میشود. در پی تحکیم دوستی، دختر و پسری از دو طایفه با هم ازدواج میکنند و روزگار مساعدی را آغاز میکنند. اما اشرار که سودشان در تفرقه این دو طایفه است، مشکلاتی ایجاد میکنند. اگرچه در ابتدا به نظر میرسد که اتحاد بین دو طایفه از بین رفته، اما با تحریکات مشترک دو طایفه علیه اشرار، آنها مجبور به فرار از منطقه میشوند.