خلاصه داستان: در این مستند تماشایی، برایس دالاس هاوارد، کارگردان و بازیگر سرشناس، به همراه پدرش ران هاوارد، با برخی از چهرههای مطرح هالیوود مصاحبه میکند. آنها از تجربیات زیبا، بهیادماندنی و خندهدار خود پس از پدر شدن برای مخاطبان میگویند. همچنین نکات و توصیههای ارزشمند خود را با افرادی که بهزودی پدر خواهند شد، در میان میگذارند. این مستند با نگاهی صمیمانه و گاه احساسی، نقش پدران در زندگی فرزندان و چالشهای پدر بودن در دنیای مدرن را به تصویر میکشد و تلاش میکند تا تعریفی تازه از پدری ارائه دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره پسر جوانی به نام رضا است که برخلاف انتظار اطرافیانش هنوز ازدواج نکرده و به شدت مخالف این کار است. او با اصرارهای مادرش برای ازدواج روبهرو میشود و ماجراهایی طنزآمیز برایش پیش میآید. حضور شخصیتهای مختلف و موقعیتهای بامزه، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. این فیلم با بازی جواد رضویان و نیما شاهرخ شاهی، نگاهی کمدی به سنتهای خانوادگی و چالشهای تجرد دارد.
خلاصه داستان: «بردو» پسر نوجوانی است که با برادر کوچکتر و مادر بیمارش، دور از روستا و در دل طبیعت زندگی میکند. مادر بردو به تنگی نفس مبتلاست و در تنهایی، جانش در خطر است. بردو برای تأمین هزینهی خانهای در روستا و نجات مادرش، تصمیم میگیرد با سنگزنی و استخراج سنگ، پول به دست آورد؛ اما این راه، او را با دردسرها و چالشهای بزرگی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ماهی قرمزی است که برای سفره هفتسین نوروز خریده میشود، اما به جای اینکه در تنگ کوچک بماند، ماجراهای عجیبی را رقم میزند. این ماهی که نماد تحویل سال است، در آستانه پخته شدن برای سبزی پلو ماهی شب عید قرار میگیرد، اما در همین حین، اتفاقاتی غیرمنتظره رخ میدهد. خانوادهای که درگیر تدارکات عید هستند، با رفتارهای غیرعادی ماهی مواجه میشوند و این امر به موقعیتهای طنزآمیز و گاه تأملبرانگیز میانجامد. در این میان، هر یک از اعضای خانواده دغدغهها و آرزوهای خود را دارند و حضور این ماهی، بهانهای میشود تا روابط و احساساتشان به چالش کشیده شود. فیلم با نگاهی طنز به سنتهای نوروزی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن حتی یک ماهی کوچک میتواند سرنوشت آدمها را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در آستانه جشن سنتی بلاندربری، همه ساکنان شهر بلوبری بیصبرانه منتظر رسیدن این روز شاد هستند. اما وقتی بَری، مسئول رساندن کیک مخصوص این جشن، آن را فراموش میکند، برگزاری جشن به خطر میافتد. چیکو بون بون و دوستانش با ابزارهای خلاقانه و تلاش گروهی تلاش میکنند تا کیک را به موقع برسانند و جشن را نجات دهند. این ماجرای شیرین درباره همکاری، مسئولیتپذیری و اهمیت دوستی است.
خلاصه داستان: زمانی که توکیو مورد حمله کایجو قرار گرفته، اولترامن متوجه می شود که بزرگترین چالش او مبارزه با هیولاهای غول پیکر نیست، بلکه بزرگ کردن هیولا است.