خلاصه داستان: «همه چیز برای فروش» روایتگر زندگی برادری است که برای تأمین هزینهی عمل چشم برادرش که در حادثهای آسیب دیده، تلاش میکند. او با خرید چکهای بیمحل، در پی نقد کردن آنهاست تا از این راه پول لازم را به دست آورد. این مسیر پرپیچوخم، او را با موقعیتها و آدمهای گوناگونی روبهرو میکند و در نهایت به پرسشهایی دربارهی ارزشها، اخلاق و مرزهای میان درست و نادرست میرسد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به طبقات اجتماعی، داستانی انسانی و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: نویسندهای پس از سالها دوری، به ایران بازمیگردد و در خانه دوست قدیمیاش اقامت میکند. آنها با هم سفری به چند شهر آغاز میکنند؛ سفری که در دل خود، خاطرات، دلبستگیها و رازهای ناگفتهای را زنده میکند. این بازگشت، نه فقط به مکانها، بلکه به گذشتهای میانجامد که او را با چالشهای تازهای روبهرو میسازد. «یک بوس کوچولو» روایتی لطیف از عشق، دوستی و جستجوی آرامش در میانهٔ روزگار پرآشوب است.
خلاصه داستان: یک استاد زبان از سیاره کاکادو به دلیل آلوده کردن سطح سیارهاش، به عنوان تنبیه به مدت یک هفته به زمین تبعید میشود. کاکادو سیارهای است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی میکنند و هر کس را که آلودگی ایجاد کند، به زمین میفرستند. این موجود فضایی در ایران با آدمها، بهویژه با گلنار، دخترک هشت ساله یک خانواده تکفرزند، ارتباط برقرار میکند. فیلم با زبانی طنز، تلاش این موجود برای سازگاری با زندگی زمینی و تأثیر او بر خانواده گلنار را روایت میکند.
خلاصه داستان: پدری حقیقتِ پشتِ سفر جادهایِ ظاهراً ناگهانی و بدون برنامهٔ خانوادهاش در سراسر کشور را پنهان میکند. او با دو فرزند خردسالش راهی سفری میشود که هر ایستگاه آن راز تازهای را آشکار میسازد. در طول مسیر، بچهها با کنجکاوی کودکانهشان سؤالاتی میپرسند که پدر را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد. این سفر جادهای نه فقط یک مهاجرت جغرافیایی، بلکه سفری درونی برای همهٔ اعضای خانواده است. آنها با آدمهای مختلفی روبرو میشوند و هر ملاقات، لایهای از گذشتهٔ پدر را نمایان میکند. فیلم به تدریج نشان میدهد که این حرکت بیقرار، تلاشی برای رهایی از یک بحران عمیق است. رابطهٔ پدر و فرزندان، در بستر این سفر، هم صمیمیتر و هم پیچیدهتر میشود. داستان با ظرافت به موضوعاتی مانند مسئولیت، عشق و از دست دادن میپردازد. پایانبندی، مخاطب را با تأملی تلخ اما امیدوارانه دربارهٔ معنای خانواده رها میکند.
خلاصه داستان: در یک شرکت تولید مواد غذایی، انبوهی از شیشههای مربا تولید شده که درِ هیچکدام باز نمیشود. کارکنان شرکت که نگران فروش محصولات خود هستند، جایزهای برای هر کسی که بتواند درِ شیشهای را باز کند تعیین میکنند. این خبر به سرعت در شهر میپیچد و افراد مختلفی با روشهای گوناگون و گاه خندهدار برای باز کردن درِ شیشهها تلاش میکنند. هر کسی تصور میکند راهحل سادهای دارد، اما ماجرا به جایی میرسد که همه درگیر این چالش شیرین و پرماجرا میشوند. این فیلم با نگاهی طنز به رفتارهای جمعی و رقابتهای بیپایان انسانی، روایتگر تلاشهایی است که گاه به نتایج غیرمنتظرهای میانجامد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یاسمن، زنی است که پس از سالها زندگی در خارج از کشور، به دلیل مرگ پدرش به ایران بازمیگردد. او به همراه پسرش که مبتلا به اوتیسم است، راهی سفری دشوار میشود. در این مسیر، یاسمن با چالشهای متعددی مواجه میشود و درگیریهای درونی و بیرونی او، لایههای تازهای از گذشته و روابطش را آشکار میسازد. فیلم به روابط انسانی، تفاوتهای فرهنگی و بار عاطفی بازگشت به ریشهها میپردازد و با نگاهی تأملبرانگیز، مسیر سخت مادر و فرزند را در مواجهه با ناشناختهها روایت میکند.