خلاصه داستان: جشن سالانه کشتن خوک در مزرعهٔ قدیمی، سنتی دیرینه است که کارل هر سال با اشتیاق منتظر آن میماند. این گردهمایی خانوادگی فرصتی برای دور هم بودن، خوردن غذاهای محلی و گاهگداری دعواهای کوچک است. اما امسال همه چیز فرق دارد. قصاب متوجه میشود فشنگهایش خراب شده، پدربزرگ نمیتواند به کارل که تازه همسرش را از دست داده بگوید این آخرین کشتار است. فیلم ماجرا در مزرعه: مرگ خوک به کارگردانی آدام مارتینتس، داستانی تأملبرانگیز از سنت، فقدان و پیوندهای خانوادگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در جزیرهی خشن و دورافتادهی «برک»، نسلهاست که وایکینگها و اژدهایان در جنگی بیپایان به سر میبرند. هیکاپ، نوجوانی خلاق و متفاوت از دیگر وایکینگها، بر خلاف رسم پدرش، رئیس قبیله، به جای کشتن اژدهایان به دنبال درک آنهاست. او با یک اژدهای شبخیز به نام توثلس روبرو میشود و متوجه میشود که این موجودات ترسناک آنقدرها هم که تصور میشد وحشی نیستند. دوستی عمیق میان هیکاپ و توثلس شکل میگیرد و این رابطه، پایههای باورهای دیرینهی وایکینگها را به لرزه درمیآورد. فیلم سینمایی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (2025) بازآفرینی لایو-اکشن از انیمیشن محبوب و تحسینشدهی استودیو دریمورکس است که با نگاهی تازه، داستان دوستی و شجاعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: جونیور، کرم کوچکی است که هنوز به سن نوجوانی نرسیده و برای پذیرفته شدن از سوی همسالانش تلاش میکند، اما بهخاطر رفتارهای لوس و مراقبت بیش از حد مادرش مورد تمسخر و آزار قرار میگیرد. یک روز، در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن دوستانش، بهطور اتفاقی با یک بیل به سطح زمین کشیده میشود و این آغاز سفری پرماجرا و پرخطر است—سفری که نهتنها سرنوشت این قهرمان کوچک، بلکه آیندهی تمام جامعهی کرمها را تحت تأثیر قرار میدهد. برای بازگشت به خانه و نجات همنوعانش، جونیور باید ابتدا قدرت احترام به خود، اعتماد و دوستی واقعی را بیاموزد.
خلاصه داستان: تای، یک کتانی خاص و منحصربهفرد، که زندگی را تنها در آسایش جعبهی مخملیاش تجربه کرده، هیچ تصوری از دنیای بیرون ندارد. اما وقتی خواهرش توسط یک مجموعهدار مشکوک دزدیده میشود، تای مجبور میشود راهی سفری پرماجرا به شهر نیویورک شود تا او را پیدا کرده و نجات دهد. در این سفر، تای با گروهی از کفشهای مختلف و جالب آشنا میشود که هر کدام از دنیای متفاوتی آمدهاند و به او کمک میکنند تا شجاعت بیرون آمدن از دنیای امن خود را پیدا کند و در نهایت نیمهی گمشدهاش را بیابد.
خلاصه داستان: داستانی بسیار خندهدار و در عین حال تأثربرانگیز دربارهی دختری تنها از هاوایی و موجود فضایی فراریای که به او کمک میکند تا خانوادهی ازهمپاشیدهاش را دوباره کنار هم جمع کند.
خلاصه داستان: الف گونه های افسانهای شهر کلن به طور پنهانی و در شب به مردم در انجام کارهایشان کمک میکردند، تا اینکه همسر بدجنس یک خیاط آنها را از شهر به بیرون انداخت. اکنون پس از دویست سال، آنها بار دیگر برگشتهاند و هلفی، یکی از همین الف گونهها، آرزوی کشف دنیای انسانها را در سر میپروراند. او به همراه دوستانش به شهر بازمیگردد و با دنیای مدرن و چالشهای شیرینیپزی روبهرو میشود. این ماجراجویی نه تنها به آنها کمک میکند تا هویت خود را پیدا کنند، بلکه ارزش دوستی، شجاعت و همکاری را نیز میآموزند.