خلاصه داستان: از زندگی شاد جیزل، رابرت و مورگان ده سال گذشته است. خانواده برای شروعی تازه به خانهای جدید در حومه مونروویل نقل مکان میکنند، اما زندگی در این محل آنقدرها هم آرام و افسانهای نیست. مالوینا مونرو بر فضای شهر نظارت دارد و افکار پلیدی در ذهنش میپروراند. همزمان، مشکلاتی برای خانواده جیزل پیش میآید و او که در جستوجوی شادی کامل است، آرزو میکند ایکاش زندگیشان مانند افسانههای پریان بود. این آرزو برخلاف انتظار او عمل میکند و خانواده را وارد موقعیتی جادویی، پرماجرا و پیشبینیناپذیر میسازد.
خلاصه داستان: نیکی، پسربچهای خیالپرداز، باور دارد میتواند با ذهنش یک اژدها را کنترل کند. او میخواهد از این توانایی برای کمک به پدرش استفاده کند و با انجام کاری بزرگ، باعث افتخار او شود. این باور، نیکی را وارد ماجراهایی فانتزی و پرهیجان میکند؛ ماجراهایی که در آن شجاعت، خیالپردازی و رابطه میان اعضای خانواده اهمیت زیادی دارند. داستان با حالوهوایی کمدی و ماجراجویانه، مسیر نیکی را دنبال میکند و مخاطب را با دنیایی سرشار از اژدها و اتفاقهای غیرمنتظره همراه میسازد، بیآنکه گره اصلی و پایان ماجرا را فاش کند.
خلاصه داستان: باب و تیمش مأموریت بزرگی در پیش دارند: ساختن یک سد بتنی عظیم و تبدیل یک معدن قدیمی سنگ به منبعی برای آب شیرین شهر. این پروژه به ماشینهایی نیرومند و همکاری دقیق میان اعضای گروه نیاز دارد، اما مسیر کار طبق برنامه پیش نمیرود. رخدادهای تازه، باب و همراهانش را با موقعیتهایی روبهرو میکند که حل آنها به دقت، مسئولیتپذیری و کار گروهی نیاز دارد. در این میان، ماشینهای غولپیکر نقش مهمی در پیشرفت پروژه دارند و ماجراهایی پرتحرک برای مخاطبان کودک و خانواده شکل میگیرد؛ بدون آنکه پایانبندی داستان آشکار شود.
خلاصه داستان: فردی لوپین وارث خانوادهای پرافتخار از گرگینههاست و انتظار دارد روزی جایگاه خود را در این میراث خانوادگی به دست آورد. اما وقتی نخستین «جنگ» خود را از دست میدهد، اتفاقی عجیب رخ میدهد و فردی به یک پودل تبدیل میشود. این تغییر ناگهانی او را از زندگی آشنایش دور میکند و به سفری پرماجرا میکشاند؛ سفری که در آن باید با شرایط تازه کنار بیاید و معنای واقعی هویت و شجاعت را بهتر بشناسد. فیلم در قالبی فانتزی و کمدی، مسیر فردی را دنبال میکند و داستان را بدون آشکار کردن نتیجه نهایی پیش میبرد.
خلاصه داستان: لایتینگ مککوئین، خودرو مسابقهای جوان و جاهطلبی است که تمام فکرش را روی پیروزی در مسابقه گذاشته است. او در مسیر رسیدن به مسابقات قهرمانی جام پیستون در کالیفرنیا، برای رقابت با دو حریف دیرینه، بهطور غیرمنتظره وارد جاده ۶۶ و شهر رادیاتور اسپرینگ میشود. این توقف ناخواسته، او را از فضای پرهیاهوی مسابقات دور میکند و با آدمها و تجربههایی تازه روبهرو میسازد. مسیر تازه مککوئین، نگاهش به رقابت، دوستی و معنای واقعی موفقیت را به چالش میکشد؛ در حالی که ماجراهای بامزه و موقعیتهای پیشبینینشده، فضای داستان را سرگرمکننده نگه میدارند.
خلاصه داستان: لایتینگ مککوئین همراه با دوستش ماتر راهی سفری بینالمللی میشود تا در مسابقات جهانی شرکت کند. این سفر آنها را به کشورهای مختلف میبرد و فضای آشنای مسابقه را با ماجراهایی تازه و پرتحرک پیوند میدهد. ماتر با بیدقتیها، شوخیها و سربههواییهای همیشگیاش ناخواسته درگیر موقعیتهایی پیچیده میشود و مسیر مسابقات را برای خودش و دوستش دشوار میکند. در حالی که مککوئین تلاش میکند روی رقابت تمرکز داشته باشد، ماتر با اتفاقهایی روبهرو میشود که حالوهوای داستان را به سمت ماجراجویی و جاسوسی میبرد. فیلم بدون آشکار کردن گره اصلی، دوستی و همراهی این دو شخصیت را در مرکز روایت نگه میدارد.