خلاصه داستان: دین جارین، ماندالوریِنی که زمانی یک شکارچی جایزهبگیر تنها بود، اکنون به همراه شاگردش، گروگو، راهی ماجراجویی تازه و هیجانانگیزی در دنیای جنگ ستارگان میشود. این دو همراه ناگزیر، در سفر خود با چهرههای آشنا و ناآشنا روبهرو میشوند و وفاداری، هویت و خانواده را در برابر خطرات کهکشان آزمایش میکنند. همانطور که گروگو به تواناییهای نیرو و پیوند خود با استادش ادامه میدهد، سایههای امپراتوری سقوطکرده نیز همچنان آنها را دنبال میکنند.
خلاصه داستان: شب کریسمس، دوقلوهای کنجکاو، آلفی و الیز، در اتاق زیرشیروانی خانهشان ساعتی مرموز به نام «ساعت آرزوها» پیدا میکنند. با چرخاندن عقربههای ساعت، آنها ناخواسته وارد ماجرایی میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. به ناگاه، موجودی افسانهای به نام «جمعآورنده آرزوها» ظاهر میشود و آنها را به سرزمینی جادویی و موزیکال به نام «گاهیاوقات» میبرد. در این سرزمین عجیب، هر آرزو و خواستهای پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه دارد و دوقلوها باید یاد بگیرند که با عواقب انتخابهایشان روبهرو شوند. آنها در این سفر پر از آهنگ و شگفتی، با موجودات رنگارنگ و شخصیتهای عجیب آشنا میشوند و درمییابند که آرزو کردن ممکن است ساده باشد، اما تحقق آن همیشه به آن شکلی که انتظار دارند پیش نمیرود. این فیلم انیمیشنی دربارهٔ مسئولیتپذیری، خانواده و درک این حقیقت است که گاهی بهترین چیزها همانهایی هستند که از قبل داریم.
خلاصه داستان: خرابکاری آشر، دوست بامزه اما دست و پا چلفتی بنیامین باعث اسارت مادر بنیامین توسط سربازان پادشاه میشود. بنیامین تصمیم میگیرد برای نجات مادرش به سفری پرخطر برود و این سرآغازی است برای ماجراهای پرفراز و نشیب بنیامین و آشر. در این مسیر، بنیامین با چالشهای زیادی روبهرو میشود و دوستیهای تازهای شکل میگیرد که او را در رسیدن به هدفش یاری میکنند.
خلاصه داستان: در پنجمین قسمت از مجموعه محبوب داستان اسباببازی، وودی، باز لایتییر، جسی و دیگر اعضای گروه با چالشی تازه روبهرو میشوند؛ زمانی که با وسایل الکترونیکی آشنا میشوند، فناوریهای جدیدی که به تهدیدی برای بازی و سرگرمی کودکان تبدیل شدهاند و جایگاه آنها را به خطر میاندازند. این اسباببازیها باید بار دیگر ثابت کنند که هیچ فناوری نمیتواند جای خلاقیت، دوستی و خاطرات کودکی را بگیرد. در این مسیر، آنها با ماجراهای تازه و شخصیتهای جدیدی روبهرو میشوند که همدلی و وفاداری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: هر شب، یک چوپان با صدای بلند داستانی جنایی و معمایی درباره قتل میخوانَد و وانمود میکند که گوسفندانش میتوانند حرفهای او را بفهمند. اما وقتی روزی او را مرده پیدا میکنند، گوسفندان فوراً متوجه میشوند که با یک قتل روبهرو هستند و تصور میکنند همهچیز را درباره چگونگی حل این معما میدانند.
خلاصه داستان: در نخستین سالگرد ازدواج پرنسس اودت و شاهزاده درک، آتشسوزیهایی که ناکلز در دشتها به راه انداخته، جشن آنها را بر هم میزند. ارباب او، کلاویوس، قصد دارد جهان را تسخیر کند و برای اجرای نقشهاش باید گوی عظیمی را به دست آورد. کلاویوس، ملکه اوبرتا را میرباید و اودت و درک برای نجات او راهی مأموریتی خطرناک میشوند. در این مسیر، آنها با موجودات جادویی و موانع بسیاری روبهرو میشوند و باید بر ترسهای خود غلبه کنند تا عشق و شجاعت را به قلعه بازگردانند.