خلاصه داستان: در جهانی متفاوت که انسانها و دایناسورها در کنار یکدیگر زندگی میکنند، آرلو، دایناسوری جوان، با انسانی آشنا میشود. این دو موجود با وجود تفاوتهای فراوان، رابطهای دوستانه شکل میدهند و در مسیر ماجراهایشان با موقعیتهایی روبهرو میشوند که نگاهشان به جهان و یکدیگر را تغییر میدهد. سفر آرلو فقط یک ماجراجویی بیرونی نیست؛ او در این مسیر با ترسها، احساسات و معنای همراهی نیز مواجه میشود. داستان با تمرکز بر پیوند میان دو شخصیت اصلی، فضایی خانوادگی، احساسی و فانتزی میسازد و بدون آشکار کردن گره اصلی، مخاطب را به دنبال کردن این دو همراه دعوت میکند.
خلاصه داستان: «سرود کریسمس» داستان مردی خسیس است که در شب کریسمس با اتفاقاتی عجیب و غیرمنتظره روبهرو میشود. این تجربهها او را با نگاه تازهای به زندگی، رفتار خودش و معنای ارتباط با دیگران مواجه میکنند. فضای داستان میان لحظههای فانتزی، حالوهوای خانوادگی و درامی انسانی حرکت دارد و مخاطب را به سفری متفاوت در دل یک شب خاص میبرد. این اثر بازنمایی دیگری از رمان مشهور چارلز دیکنز است و مسیر رسیدن یک شخصیت سختدل به رستگاری را دنبال میکند، بدون آنکه گره اصلی و پایانبندی را زود آشکار کند.
خلاصه داستان: آشیتاکا برای یافتن درمان نفرینی که تاتاریگامی بر او گذاشته، سفری دشوار را آغاز میکند. مسیر او به سرزمینی میرسد که در آن خدایان جنگل با تاتارا، مستعمرهای معدن، درگیر هستند. این کشمکش، زندگی انسانها و موجودات جنگل را تحت تأثیر قرار داده و آشیتاکا را میان دو سوی این نبرد قرار میدهد. او در جریان جستوجوی خود با سان، معروف به مونونوکه هیم، ملاقات میکند و با واقعیتی پیچیده روبهرو میشود؛ جایی که مرز میان خیر و شر ساده نیست و هر تصمیم میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد.
خلاصه داستان: فیلم نفرتانگیز داستان یک یتی را دنبال میکند که از خانوادهاش جدا شده و سر از شهری دورافتاده درآورده است. او در مسیر خود با سه نوجوان روبهرو میشود؛ نوجوانانی که تصمیم میگیرند به این موجود دوستداشتنی کمک کنند تا راه بازگشت به خانه را پیدا کند. این سفر ساده نیست، زیرا مردی پولدار قصد دارد از یتی استفاده کند و یک جانورشناس نیز در پی اوست. سه دوست جوان باید در کنار مراقبت از همراه تازهشان، از خطرهایی که در مسیر انتظارشان را میکشد دور بمانند. این ماجراجویی، دوستی، خانواده و شجاعت را در فضایی فانتزی و سرگرمکننده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مالیفیسنت داستان پری کینهتوزی را دنبال میکند که در سرزمینی سیاه و تاریک زندگی میکند. او با شنیدن نشانههایی درباره کودکی که شاید بتواند صلح را به این سرزمین بازگرداند، نسبت به نوزادی شیرخوار مشکوک میشود. همین تردید، تصمیمی مهم و تلخ را رقم میزند و کودک را در معرض طلسم او قرار میدهد. داستان با پیوند میان کینه، ترس، امید و احتمال صلح پیش میرود و مخاطب را با شخصیتی روبهرو میکند که رفتارهایش تنها از یک زاویه قابل قضاوت نیست. فیلم، گره اصلی ماجرا را قدمبهقدم شکل میدهد و از افشای پایانبندی فاصله میگیرد.
خلاصه داستان: گرو که پس از پشت سر گذاشتن زندگی تبهکارانه، به پدری مهربان و فداکار تبدیل شده است، تلاش میکند زندگی خانوادگی آرامی داشته باشد. او پیشنهاد تیمی از تبهکاران را برای انجام مأموریتی تازه رد میکند، اما اتفاقاتی پیشبینینشده باعث میشود نظرش تغییر کند. گرو برای پیشبرد این مأموریت، همراه با لوسی نقشهای طراحی میکند و وارد ماجرایی تازه میشود. در این مسیر، مسئولیتهای خانوادگی، همکاری با یک همراه جدید و فضای پرهیجان مأموریت، موقعیتهای کمدی و ماجراجویانهای میسازند. داستان بدون فاصله گرفتن از حالوهوای خانوادگی، تغییر شخصیت گرو و چالشهای تازه او را دنبال میکند.