خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، ماریا، یک فعال سیاسی گواتمالایی، در پی سرکوب دیکتاتوری فاسد، ناگزیر به ترک کشور و پناهندگی به مکزیک میشود و پسر خردسالش را پشت سر میگذارد. ده سال بعد، پسرش که اکنون نوجوانی مستقل شده، به مکزیک میآید و او را در برابر انتخابی دشوار میان مادری و آرمانهای سیاسیاش قرار میدهد. ماریا باید میان وفاداری به خانواده و مبارزهای که به آن باور دارد، تصمیمی بگیرد که زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: در دو بازهٔ زمانی متفاوت، زندگی «اِتسوکو»، بیوهای ژاپنی، روایت میشود. نخست در ناکازاکیِ دههٔ ۱۹۵۰، در حالی که هنوز زخمهای جنگ جهانی دوم التیام نیافته، او و همسرش «جیرو» با چالشهای زندگی پس از جنگ دستوپنجه نرم میکنند. در این میان، آشنایی با «ساچیکو» و دخترش «ماریکو» پرده از رازهایی برمیدارد که مرزهای واقعیت و خاطره را درهم میآمیزد. سپس در دههٔ ۱۹۸۰، اتسوکو در انگلستانِ دوران جنگ سرد بههمراه دخترش «نیکو» زندگی میکند؛ نیکو که در آستانهٔ خودکشی است، مادر را وادار میکند تا به گذشتهای که سالها سرکوب کرده بود، بازگردد. این سفر درونی، پیوندهای عمیق میان مادر و دختر، گناه، و حافظه را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه خاطرات مشترک، هویت ما را در دو سوی مرزها شکل میدهند.