خلاصه داستان: فیلم استرداد به مقطع حساس سال ۱۳۳۲ و موضوع غرامت جنگی ایران از متفقین در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان حول محور تلاشهای یک وکیل و یک کارمند بانک برای رساندن محمولهای از طلا و اسناد به ایران شکل میگیرد؛ در حالی که نیروهای خارجی و عوامل داخلی در تلاشاند این مسیر را ناهموار کنند. این درام تاریخی با نگاهی به رویدادهای آن دوران، پیچیدگیهای سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پس از یک سوءقصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس افسانهای «چشم شیطان» که گمان میرود به دارندهاش قدرت میبخشد، ناپدید میشود. برادرش صمصام الدوله، کارآگاهی به نام محمود خان را مأمور میکند تا او را بیابد. محمود خان راهی اصفهان میشود و در آنجا با سولماز، خالهاش و شوهرخالهاش رشید پاشا که از عثمانی برای یافتن الماس آمدهاند، روبهرو میشود. او در این جستجو با رازها و پیچیدگیهایی روبهرو میشود که مسیرش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: سهراب، نویسندهای جوان در کرمان، مشغول نگارش کتابی درباره تاریخ ادبیات ایران و بازتاب شعر در زندگی روزمره است. او برای دریافت مجوز چاپ کتابش به تهران سفر میکند. در این سفر، او با شخصیتها و موقعیتهایی روبهرو میشود که دیدگاه او را نسبت به سنت و مدرنیته به چالش میکشد. او در میان دفترهای شعر و خاطرات شهری، در جستجوی پاسخی برای پرسشهای بیپاسخاش است و در این میان، مرز باریک میان عشق، تعهد و آرمانهای فردی را تجربه میکند. این فیلم نگاهی شاعرانه به دغدغههای یک روشنفکر در جامعهای در حال گذار دارد.
خلاصه داستان: در قرن یازدهم پیش از میلاد، دانشجویی جوان از دانشگاه شیراز به کاپیتان سلیمان میپیوندد و در سفری دریایی پرماجرا راهی چین میشود. او در این مسیر با چالشها و رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که دیدگاهش را نسبت به جهان تغییر میدهد. این سفر نه تنها او را با فرهنگهای گوناگون آشنا میکند، بلکه او را به درکی تازه از زندگی و روابط انسانی میرساند. در میان طوفانها و درگیریها، او عشق، دوستی و شجاعت را تجربه میکند و در نهایت به حقیقتی درباره خود و سرنوشتش دست مییابد.
خلاصه داستان: دریانورد پرتغالی، فردیناند ماژلان، در سال ۱۵۱۹ رهبری یک سفر اکتشافی اسپانیایی به جزایر ادویه را بر عهده میگیرد. او شورشهای داخلی را سرکوب میکند، میکوشد مردمان بومی را تحت سلطه خود درآورد و سرانجام در فیلیپین با مرگ روبهرو میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم شیر سنگی در منطقه بختیاری و در بستر درگیریهای عشایری و قبیلهای اوایل قرن چهاردهم شمسی روایت میشود. جسد یک انگلیسی که با داس کشته شده، روی لولههای نفت پیدا میشود. کوهیار، پسر رئیس طایفه علییار، و خدامراد، که مجسمه شیر سنگی میسازد، جسد را میبینند و دفن میکنند. این اتفاق ساده، زمینهساز اختلافات و تعارضاتی میشود که زندگی اهالی منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به آداب و رسوم بختیاری، داستانی درباره قدرت، سنت و تغییرات اجتماعی را به تصویر میکشد.