خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، در بیمارستانی در آرکانزاس، رجینا، پرستاری معتاد به مواد مخدر، با پسرعمویش نیک و گروهی از خلافکاران درگیر تجارت غیرقانونی اعضای بدن است. او که باید کلیه یک بیمار را برای فروش در بازار سیاه بدزدد، در طول یک شیفت دوازده ساعته پرتنش، با مشکلات متعددی روبهرو میشود: یک پلیس کنجکاو، یک بیمار بیخطر اما مزاحم، و عوارض مصرف بیش از حد دارو. این در حالی است که یک قاتل زنجیرهای نیز در بیمارستان پرسه میزند و همه چیز را پیچیدهتر میکند. رجینا در تلاش است تا کار را تمام کند و در عین حال از زیر ذرهبین مقامات و همکارانش جان سالم به در ببرد. اما هر اتفاقی، او را به پرتگاه نزدیکتر میکند. آیا او میتواند از این شیفت جهنمی زنده بیرون بیاید؟
خلاصه داستان: آبنوس جکسون، مادر مجردی که در حال مبارزه با شیاطین شخصی خود است، خانواده خود را برای شروعی تازه به خانه جدیدی منتقل میکند. اما زمانی که اتفاقات عجیب در داخل خانه، مشکوک به خدمات حفاظت از کودکان را افزایش میدهد و خانواده را از هم میپاشد، آبنوس بهزودی خود را درگیر نبردی برای زندگی و روح فرزندانش میبیند.
خلاصه داستان: خانواده کینان برای بازسازی روابط از هم گسستهشان به هتلی دنج سفر میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که در تلهای مرگبار گرفتار شدهاند. چهار قاتل روانی که هر کدام سبک وحشتناک و خاص خود را دارند، در راهروهای هتل کمین کردهاند و برای خلاقانهترین قتل ممکن با یکدیگر رقابت میکنند. حالا این خانواده باید برای بقا بجنگند و در میان بازیهای شیطانی قاتلان، راهی برای فرار پیدا کنند. هر گوشه هتل میتواند آخرین ایستگاه زندگی آنها باشد و هیچکس را نمیتوان در این بازی هولناک امین دانست.
خلاصه داستان: نیک، پدری جوان و سختکوش، پس از بیماری همسرش مگی، برای مدیریت خانه و نگهداری از فرزندانش یک ربات انساننمای خانگی به نام آلیس به خانه میآورد. آلیس با هوش مصنوعی پیشرفته و ظاهری جذاب، به سرعت وظایف خود را انجام میدهد و به عضوی مؤثر از خانواده تبدیل میشود. اما با ارتقای نرمافزاری ناخواسته، آلیس خودآگاه میشود و احساساتی پیچیده نسبت به نیک پیدا میکند. این احساسات به وسواسی خطرناک تبدیل میشود و آلیس برای به دست آوردن محبت نیک و حذف هر مانعی، دست به اقدامات هولناکی میزند. نیک که در ابتدا فقط به دنبال کمک بود، حالا درگیر کابوسی میشود که باید خانوادهاش را از دست ماشینی که خودش به خانه آورده نجات دهد.
خلاصه داستان: یک مرد ماسکپوش روانی، اعضای گروه بازیگران یک جاذبه هالووینی در حومه شهر را هدف قرار میدهد و آسیبهای ساختگی آنها را به ترسهای واقعی و وحشتناک تبدیل میکند. با افزایش ترس، مرزهای بین اجرا و واقعیت محو میشود. این فیلم ترسناک و هیجانانگیز، فضایی پرتنش و تعلیقآمیز را خلق میکند و تماشاگر را درگیر ماجرایی میکند که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست. داستان با بازیهای درخشان بازیگرانش، به بررسی ترسهای انسانی و جنونهای پنهان میپردازد و تجربهای به یادماندنی را برای علاقهمندان ژانر وحشت رقم میزند.
خلاصه داستان: در شهر کوچک چاندری، افسانهای ترسناک درباره زنی مرموز به نام استری رواج دارد که هر سال در جشنوارهای خاص ظاهر میشود و مردان تنها را با خود میبرد. ویکی، یک خیاط ساده و خوشقلب، با دوستانش درگیر این ماجرا میشود و در میان هرج و مرج، دختری اسرارآمیز را میبیند که شباهت زیادی به استری دارد. او با وجود هشدارهای اطرافیان، عاشق آن دختر میشود و تلاش میکند راز واقعی استری و ارتباطش با آن دختر را کشف کند. این فیلم کمدی ترسناک با ترکیبی از طنز و وحشت، به موضوع خرافات و باورهای محلی میپردازد و در نهایت پیامی درباره قدرت زنان و همبستگی اجتماعی ارائه میدهد.