خلاصه داستان: براوو، زندانی تازهآزادشده، به مزرعهای قدیمی در شهری مرزی بازمیگردد تا به زنی کمک کند که خانهاش توسط ارباب بیرحم مواد مخدر تهدید میشود. او که توانایی مقابله با ارتش مسلح دشمن را ندارد، از یک ساحره مکزیکی کمک میگیرد. این ساحره با جادویی مرموز، هفت تفنگچی افسانهای و شکستناپذیر را از دل قبرستانهای اطراف بازمیگرداند تا بار دیگر به یاری او بشتابند. این گروه عجیب و نامیرا، که هر کدام رازها و تواناییهای خاص خود را دارند، در برابر موجی از خشونت و تاریکی قرار میگیرند. آنها باید در یک نبرد خونین و فراطبیعی، نهتنها از مزرعه و ساکنانش، بلکه از میراث و افتخار خود نیز دفاع کنند. براوو و یاران بازگشتهاش در حالی با دشمن روبهرو میشوند که مرز میان زندگی و مرگ بیش از پیش باریک میشود.
خلاصه داستان: الی و دن دو نوجوان معمولی هستند که برای آخرین شب سال ۱۹۹۹، برای حضور در یک مهمانی بزرگ سال نو برنامهریزی کردهاند. آنها در این مهمانی با لورا، دختری که الی به او علاقه دارد، روبرو میشوند. اما همهچیز دقیقاً در لحظه تحویل سال جدید و آغاز هزاره سوم تغییر میکند. با عبور ساعت از نیمهشب، تمام دستگاههای الکترونیکی که تصور میکردند بیخطر و سرگرمکنندهاند، به موجوداتی مرگبار و بیرحم تبدیل میشوند. حالا الی، دن و لورا و چند نفر دیگر باید در میان هرجومرج و وحشتی که شهر را فراگرفته، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند. آنها در این شب طولانی و دیوانهوار، با خطرات عجیبی روبرو میشوند که هیچکدام از آنها را پیشبینی نکرده بودند و باید برای رسیدن به امنیت، دست به هر کاری بزنند.
خلاصه داستان: جستجوی ادوارد برای یافتن خانوادهی بیولوژیکیاش، او و نامزدش رایلی را به ویلایی باشکوه در ارتفاعات کوهستانهای شمال پرتغال میکشاند. او از هیجان دیدار با مادر گمشده و برادر دوقلویش سرشار است و امیدوار است بالاخره بفهمد که کیست و از کجا آمده است. اما هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست و ادوارد به زودی درمییابد که با آنها توسط رازی هولناک پیوند خورده است. این راز، گذشتهی تاریک خانواده و هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد و او را در مسیر خطرناکی قرار میدهد.
خلاصه داستان: مقدَر یک شب به طور ناگهانی درگذشت. علت مرگ، خونریزی مغزی بود. به گفته خواهرش، قاتلان اندازههای متفاوتی دارند. پشت همه این اتفاقات، شیاطین قرار دارند.
خلاصه داستان: دیلک، زن خانهداری که زندگی آرامی با همسرش عمر دارد، ناگهان حضور نیرویی شوم و ناشناخته را در اتاقی از خانهشان احساس میکند. در ابتدا عمر این احساسات را ناشی از توهم و استرس میداند و از پذیرفتن آن سر باز میزند، اما با گذشت زمان، نشانههای حضور یک موجود ماوراءالطبیعه باستانی آشکار میشود. دیلک درمییابد که به وسیله جنها نفرین شده و برای نجات خود و خانوادهاش باید راز این نفرین را کشف کند. تلاش برای درک منشأ این نیروی اهریمنی، آنها را با حقایق تلخی از گذشتهای تاریک روبهرو میکند. «دابه ۵: نفرین شیاطین» روایتگر تقلای انسانی در برابر نیروهای فراطبیعی است؛ سفری پر از وحشت و تعلیق که مرز میان واقعیت و خرافه را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: باز هم آن اتفاق تکرار میشود... دو مستندساز برای یافتن سوژهای تازه به جنگلی دورافتاده سفر میکنند. آنها در میان درختان کهنسال، با دهکدهای روبهرو میشوند که درختِ کهنی ۸۰۰ ساله در مرکز آن قرار دارد. به زودی متوجه میشوند خانوادهای در همان حوالی زندگی میکند و رازی تاریک در دل این مکان نهفته است. حضور آنها در دهکده، زنجیرهای از رویدادهای مرموز و ترسناک را آغاز میکند. هر قدم آنها را به کشف حقیقتی تلخ نزدیکتر میکند؛ حقیقتی که شاید نباید هرگز فاش میشد. اما حالا دیگر راهی برای بازگشت نیست.