خلاصه داستان: کشیش کُنته، کارشناس برجسته امور ماوراءالطبیعه و ویسکی، گروهی از سربازان راندهشده را به جزیرهای دورافتاده در اقیانوس آرام جنوبی همراهی میکند تا ناپدید شدن واحدهای تفنگداران دریایی مستقر در آنجا در سال ۱۹۴۴ را بررسی کنند؛ اتفاقی که گفته میشود توسط ارتش امپراتوری ژاپن رخ داده است. اما پس از صحبت با ساکنان جزیره، آنها به زودی کشف میکنند که تفنگداران دریایی در واقع توسط گروهی از لیکانتروپها، که بیشتر به عنوان گرگینه شناخته میشوند، قتلعام شدهاند.
خلاصه داستان: پس از جدایی به دلیل رفتارهای غیرقابل پیشبینی و آمیخته با عصبانیت ناشی از مصرف الکل، فرانک تلاش میکند تا همسرش، لورا، را بازگرداند. او یک گردنبند عتیقه زیبا که در کیسه شواهدی مربوط به سال ۱۹۳۸ در ایستگاه پیدا کرده، به او هدیه میدهد. اما متأسفانه، این گردنبند پل ارتباطی با روح معذب و شیطانی پسری از گذشتههای دور است. لورا و دخترانش خود را در معرض خطرات وحشتناکی از سوی پسربچهای میبینند که دیگر وجود ندارد.
خلاصه داستان: یک زن و شوهر به همراه پسرشان در دل اقیانوس و روی قایق تفریحی خود جشن تولد برگزار کردهاند. اما ناگهان طوفانی سهمگین آرامش آنها را در هم میشکند و از اعماق تاریک آب، موجوداتی وحشتناک و گرسنه سر برمیآورند. خانواده در محاصره این هیولاها گرفتار میشود و برای زنده ماندن باید با تمام توان بجنگند. این نبرد نفسگیر میان انسان و طبیعت خشمگین، آنها را به مرزهای جسمی و روحیشان میکشاند و هر لحظه ممکن است یکی از آنها قربانی شود. آیا این خانواده میتواند از چنگال مرگ بگریزد و به ساحل امن برسد؟
خلاصه داستان: یک سال پس از آنکه نور ابرماه ژنی خفته را فعال کرد و انسانها را به گرگینههای خونخوار تبدیل نمود، فاجعهای که نزدیک به یک میلیارد کشته برجای گذاشت دوباره سر برمیآورد. با طلوع مجدد ابرماه، دو دانشمند تلاش میکنند تا این جهش را متوقف کنند اما شکست میخورند و افرادی که در معرض نور ماه قرار میگیرند بار دیگر به گرگینههای وحشی تبدیل میشوند. خیابانها در هرجومرج فرو میروند و دانشمندان در تلاشی بیوقفه سعی میکنند خود را به خانه یکی از اعضای خانوادهشان برسانند، خانهای که اکنون در محاصره این موجودات وحشی قرار دارد.
خلاصه داستان: در داستانی مهیج و پرتعلیق، مادری پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک که دختر نوجوانش را به آستانه مرگ میبرد، شاهد تغییرات عجیب و هشداردهندهای در رفتار او میشود. دختر که به طرز معجزهآسایی جان سالم به در برده، حالا با نگاهی خالی و رفتارهایی غیرقابل توضیح، رازهایی از جهانی دیگر را فاش میکند. مادر که در ابتدا این نشانهها را به شوک روحی و عوارض پس از حادثه نسبت میدهد، به تدریج به این باور میرسد که چیزی شیطانی همراه با دخترش از دنیای پس از مرگ بازگشته است. او باید با ترسهایش روبرو شود و برای نجات فرزندش با نیرویی فراطبیعی بجنگد، اما حقیقت آنقدرها هم ساده نیست و رازهایی در انتظارش است که زندگیاش را برای همیشه دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در یک شوخی تولد که قرار بود ساده و سرگرمکننده باشد، یک زوج محبوب شبکههای اجتماعی با پیامدهای غیرمنتظره و هولناک آن روبرو میشوند. این شوخی که در ابتدا بیخطر به نظر میرسید، به سرعت از کنترل خارج میشود و آنها را به ورطهای از ترس و جنایت میکشاند. حالا آنها باید با عواقب انتخابهایشان دست و پنجه نرم کنند و در حالی که مرز بین واقعیت و نمایش کمرنگ میشود، رازهای تاریکی آشکار میگردد. آیا میتوانند از این کابوس جان سالم به در ببرند؟