خلاصه داستان: یک سال از کابوس ماورایی در پیتزای فردی فزبیر گذشته است و اکنون داستانهایی که دربارهی آن اتفاقات نقل میشوند، به افسانهای محلی و اغراقآمیز تبدیل شده و الهامبخش نخستین «فَزفِست» شهر شدهاند. در حالی که حقیقت از ابی پنهان نگه داشته شده، او پنهانی از خانه بیرون میزند تا دوباره با فردی، بانی، چیکا و فاکسی ارتباط برقرار کند؛ و همین کار زنجیرهای هولناک از رویدادها را رقم میزند که رازهای تاریک مربوط به ریشهی واقعی پیتزای فردی را فاش کرده و وحشتی را آزاد میکند که دههها در خفا پنهان بوده است.
خلاصه داستان: یک بازپرس به همراه فیلمبردارش پس از یک خودکشی مشکوک، وارد یک مجتمع آپارتمانی میشوند تا پاسخی برای این سوال پیدا کنند، اما در عوض متوجه میشوند که چیزی وحشتناک در راهروها پرسه میزند.
خلاصه داستان: کریس و سلینا، دو محقق پدیدههای ماورایی، بههمراه فیلمبردارشان جی، به خانهای متروکه در اعماق جنگل هدایت میشوند. جایی که خیلی زود با نیرویی روبهرو میشوند که هیچ شباهتی به تجربههای قبلیشان ندارد.
خلاصه داستان: در شب کریسمس، بیلی کوچک شاهد قتل وحشیانه پدر و مادرش توسط مردی است که لباس بابانوئل به تن دارد. این حادثه هولناک، زخمی عمیق بر روان او مینشاند و او را به فردی آشفته و خشمگین تبدیل میکند. سالها بعد، بیلی که در یک پرورشگاه بزرگ شده، در یک فروشگاه اسباببازیفروشی مشغول به کار میشود. با نزدیک شدن کریسمس و اجبار به پوشیدن لباس بابانوئل، خاطرات دردناک او بیدار میشوند و او به یک قاتل زنجیرهای بیرحم تبدیل میگردد که در شبهای کریسمس به وحشتافکنی میپردازد. فیلم «شب خاموش، شب مرگبار» با فضاسازی تاریک و تعلیقآمیز، به بررسی آسیبهای روحی و روانی و تأثیر ترومای کودکی بر شخصیت انسان میپردازد و یکی از آثار بحثبرانگیز ژانر اسلشر در دهه هشتاد میلادی به شمار میرود.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ ویتنام، یک گروه شناسایی نخبه به درهای دورافتاده و نقشهبردارینشده در دل جنگلهای انبوه اعزام میشود تا سرنوشت یک دسته گمشده را روشن کند. اما مأموریت ساده آنها به کابوسی خونین تبدیل میشود؛ آنها در برابر تهدیدی فراتر از تصور قرار میگیرند: دایناسورهایی که گمان میرفت میلیونها سال است منقرض شدهاند. سربازان جوان که برای نبرد با انسانها آموزش دیدهاند، حالا باید برای بقا در محیطی خصمانه با شکارچیانی ماقبل تاریخ روبرو شوند. هر قدم در این دره، آنها را به عمق خطر میکشاند و مرز میان شکارچی و شکار محو میشود. این فیلم ترکیبی از تعلیق، اکشن و وحشت است و روایتگر تلاش انسان برای زنده ماندن در برابر نیرویی است که هیچ آمادگی برای مقابله با آن ندارد.
خلاصه داستان: آرورا، دختری دهساله، از همسایهای که گمان میکند آدمکش است میخواهد هیولایی را که به باور او تمام خانوادهاش را خورده، از بین ببرد. همسایه که خود درگیر گذشتهای تاریک است، در ابتدا این درخواست را هذیان کودکانه میپندارد، اما با ناپدید شدنهای مرموز در محله، بهتدریج به واقعیت ماجرا پی میبرد. او برای محافظت از آرورا باید با قاتلان واقعی و همچنین هیولاهای درون ذهنش بجنگد و بپذیرد که برخی از هیولاها تنها در تخیل وجود ندارند.