خلاصه داستان: پرستار و مادری که به تازگی از همسرش جدا شده، به همراه دو فرزندش، دختر نوجوان تایلر و پسر کوچک اوون، به مزرعه خانوادگی قدیمی نقل مکان میکنند. آنها امیدوارند زندگی تازهای را در آرامش آغاز کنند. اما مدت کوتاهی پس از استقرار، یک سگ هار به اوون حمله میکند و عفونتی مرموز تمام بدن او را فرا میگیرد. این اتفاق ناگوار، اوون را به موجودی ترسناک و عجیب تبدیل میکند که مادرش را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. او باید بین عشق مادرانه و محافظت از خانوادهاش تصمیمی بگیرد که مرزهای اخلاقی و انسانی را در هم میشکند. فیلم خون داستانی پرتنش و احساسی درباره فداکاری، ترس و بقا را روایت میکند.
خلاصه داستان: در یک شهرک حاشیهای در شمال دوبلین، شار، دختر نوجوانی است که مادرش آنجلا ناگهان ناپدید میشود و ساعاتی بعد با رفتاری عجیب و غریب بازمیگردد. شار که از تغییرات خطرناک مادرش به وحشت افتاده، به دنبال کشف حقیقت پنهان خانوادهاش میگردد و با رازهای تاریکی روبهرو میشود که ریشه در گذشتهای فراموششده دارد.
خلاصه داستان: فیلم «ماهی و گربه» با روایتی غیرخطی و زمان مدور، داستان چند دانشجوی دختر و پسر را روایت میکند که برای شرکت در جشن بادبادکبازی به منطقهای در شمال ایران سفر کردهاند. در همسایگی اردوگاه کوچک آنها، کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد در آن زندگی میکنند. رستوران به گوشت نیاز دارد و به نظر میرسد تنها شکار ممکن در اطراف، همین جوانان هستند. این فیلم با نگاهی هوشمندانه به ژانر وحشت و معمایی، تعلیق را در دل یک داستان روزمره و جمعی میپروراند. روایت تکگرفته و بدون برش، تجربهای منحصربهفرد از گذر زمان و توهم را خلق میکند. کارگردانی شهرام مکری با استفاده از دوربین سیار و بازیهای دقیق، مخاطب را در مسیری پر از رمز و راز همراه میکند. این اثر سینمایی یکی از نمونههای برجسته سینمای تجربی ایران به شمار میرود.
خلاصه داستان: شب کریسمس است و توری فقط میخواهد در مهمانی خوش بگذراند. اما زمانی که یک بابانوئل روباتیک در یک فروشگاه اسباببازی در آن حوالی، کشتاری گسترده را آغاز میکند، توری مجبور به نبردی برای بقا میشود و…
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس به نام «سامانتا» درگیر پروندهای از قتلهای زنجیرهای وحشیانه میشود. در همان زمان، او از رویاهای آزاردهنده و عجیبی رنج میبرد که به طرز نگرانکنندهای با جزئیات صحنههای جنایت در حال وقوع هماهنگ میشوند. او با کشمکشی درونی میان عقل و کابوسهایش دست و پنجه نرم میکند و در تلاش است تا ارتباط مرموز میان خوابهایش و قتلها را پیدا کند. هرچه تحقیقات پیش میرود، سامانتا متوجه میشود که این رویاها نه تنها سرنخ، بلکه بخشی از یک حقیقت تلخ و تاریک در مورد خودش هستند. او برای متوقف کردن قاتل، باید با ترسهای درونیاش روبهرو شود و پرده از رازی بردارد که زندگی و سلامت روانی او را تهدید میکند.
خلاصه داستان: ویلیام براون، نوازندهای عصبی و خودشیفته که در تلاش برای تکمیل آلبوم پراگراک خود است، با همسایه پر سر و صدا و عجیبش به نام ولاد درگیر میشود. پس از یک مشاجره شدید، ویلیام ناخواسته ولاد را میکشد و تلاش او برای پنهان کردن جسد، به زنجیرهای از قتلهای تصادفی و مرگبار تبدیل میشود. هر اتفاق، ویلیام را به پرتگاه جنون نزدیکتر میکند و او را با اجسادی مواجه میسازد که گویی زندهاند و او را تعقیب میکنند. این کمدی ترسناک سیاه، با فضایی سوررئال و پر از خون، سفر پرماجرای یک موسیقیدان شکستخورده را برای رسیدن به آرامش خلاقانه روایت میکند.