خلاصه داستان: مامور کریس ردفیلد به دنبال بررسی علت شیوع ویروس زامبی به سانفرانسیسکو سفر میکند. جایی که علت گسترش این ویروس قابل شناسایی نیست و تنها وجه مشترک قربانیان این است که همه آنها اخیرا از جزیره آلکاتراز دیدن کردهاند. به دنبال این سرنخ، کریس و تیمش به جزیره آلکاتراز میروند، جایی که یک خطر جدید در انتظار آنهاست و…
خلاصه داستان: جک تورنس، نویسندهای با سابقه اعتیاد به الکل، برای گذراندن زمستان به همراه همسرش وندی و پسر کوچکش دنی به عنوان سرایدار به هتل دورافتاده اورست میرود. دنی که از توانایی روانی «درخشش» برخوردار است، از وقایع خشونتآمیز گذشته هتل آگاه میشود. با آغاز طوفان برف و انزوا، نیروهای ماورایی هتل ذهن جک را تسخیر کرده و او را به سوی جنون و خشونت سوق میدهند. وندی و دنی برای بقا در برابر شوهر و پدری که به هیولایی تبدیل شده، میجنگند.
خلاصه داستان: حدود ۲۸ سال پیش، در روستایی دورافتاده، مجموعهای از قتلهای مرموز رخ داد که به نظر میرسید ریشهای ماورایی دارند. حالا یک بازرس پلیس به نام ویکرانت رونا برای حل این پروندههای حلنشده وارد روستا میشود. او بهزودی با پدیدههای عجیب و اتفاقات غیرقابلتوضیحی مواجه میشود که مرز بین واقعیت و خرافه را محو میکند. رونا با کندوکاو در گذشته تاریک روستا، به رازهایی برخورد میکند که سالها پنهان ماندهاند. او باید میان توهم و حقیقت، حقیقت را پیدا کند؛ اما هر قدم، او را به معمایی پیچیدهتر نزدیک میکند. این بازرس مصمم در تلاش است تا پرده از این جنایتهای هولناک بردارد و عدالت را به این سرزمین بازگرداند.
خلاصه داستان: در شب هالووین، گنزو، یکی از شخصیتهای دوستداشتنی ماپتها، برخلاف میل خودش وارد چالشی ترسناک میشود. او باید یک شب کامل را در عمارت تسخیر شده بگذراند و از میان اتاقهای پر رمز و راز، راهی برای فرار پیدا کند. در این ماجراجویی، گنزو با ارواح عجیب، اتاقهای مرموز و موجودات ترسناکی روبهرو میشود که هر کدام رازهای خود را دارند. او در این مسیر دوستانش را نیز همراه خود دارد و سعی میکند با شجاعت و هوش، از این شب پر از هیجان جان سالم به در ببرد. این داستان تلفیقی از طنز، ترس و ماجراجویی است که برای تمام خانواده جذاب خواهد بود.
خلاصه داستان: بن و همسرش ال، به همراه دختر کوچکشان، بهطور غیرمنتظرهای صاحب یک ملک ساحلی متروکه و مرموز در اورگان میشوند. این ملک که سالها متروکه مانده، رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. آنها بهطور اتفاقی یک مخزن بتنی قدیمی را در زیرزمین خانه پیدا میکنند و بدون آگاهی از خطر، آن را باز میکنند. با این کار، موجودی باستانی و خشمگین که سالها در آنجا زندانی بوده آزاد میشود. حالا خانواده باید برای بقا بجنگند و با رازی وحشتناک از گذشته این ملک روبرو شوند. هراس و تعقیب آغاز میشود و آنها باید راهی برای فرار از این کابوس پیدا کنند.
خلاصه داستان: ایندیرا و سانی زوج جوانی هستند که زندگی شان با یک نفرین وحشتناک زیر و رو می شود؛ سانی توسط روح شیطانی کاکودا نفرین می شود و هر شب در ساعت مشخصی به موجودی عجیب تبدیل می شود. ایندیرا برای نجات همسرش از این بلا، به سراغ شکارچی ارواح محلی می رود و از او کمک می خواهد. در این مسیر، رازهای تاریکی از گذشته و ارتباط عجیب کاکودا با خانواده سانی آشکار می شود. آیا ایندیرا می تواند پیش از آنکه دیر شود، راهی برای شکستن این نفرین پیدا کند؟