خلاصه داستان: مردی به نام کن، که به دلیل اختلال اضطراب شدید از خانه بیرون نمیرود، به آپارتمانی قدیمی نقل مکان میکند و بهزودی متوجه حضور نیرویی فراطبیعی در آن میشود. او با استخدام فردی مرموز برای انجام مراسم جنگیری، تلاش میکند با موجودی که در خانه خیالپردازیهایش رخنه کرده مقابله کند؛ اما هرچه عمیقتر میکاود، با رازهای تاریکی از گذشته خانه و ساکنان قبلی آن روبهرو میشود. داستان تنهایی، ترس و تلاش برای بازیابی سلامت روان را در قالب یک تجربه ترسناک روانشناختی روایت میکند.
خلاصه داستان: زنی جوان به نام سلین پس از مرگ مرموز پدرش، اموال او را به ارث میبرد. در حالی که سلین تلاش میکند درباره نحوه مرگ پدرش بیشتر بداند، متوجه میشود که خانه او توسط فرقهای استفاده میشود که به دنبال احضار مخوفترین هیولاهای لاوکرفت هستند. او باید با گذشتهای تاریک و نیروهای شیطانی روبهرو شود تا جان خود و نزدیکانش را نجات دهد.
خلاصه داستان: مردی در جستجوی پاسخهایی سرنوشتساز به شهر مرموز بهیراواکونا پا میگذارد؛ شهری که هیچ راهی برای خروج از آن وجود ندارد. او بهزودی درگیر رازهایی میشود که هر کدام پرده از حقیقتی تازه برمیدارند و او را با چالشهایی فراطبیعی روبهرو میکنند. در این میان، شخصیتهای مختلفی با انگیزههای گوناگون وارد داستان میشوند و مرز میان واقعیت و خیال کمرنگتر میشود. او باید میان ترس، تردید و امید، راهی برای رهایی بیابد و پرده از اسرار این شهر بردارد.
خلاصه داستان: پس از یک سرقت ناموفق، دو مرد به یک مرکز علمی دورافتاده و بیجان پناه میبرند و ناخواسته یک هیولا را در درون خود بیدار میکنند. این موجود که «دوروتی» نام دارد، هویتی مصنوعی و هوشمند است که در آزمایشگاههای مخفی ساخته شده و حالا به دنبال آزادی و تسلط بر دنیای بیرون میگردد. تعقیب و گریزی نفسگیر میان انسانهای فراری و ماشین هوشمند شکل میگیرد و رازهای تاریکی از گذشته این مرکز علمی فاش میشود. آیا این دو مرد میتوانند از چنگال دوروتی بگریزند یا سرنوشتشان به این هوش مصنوعی مرموز گره میخورد؟
خلاصه داستان: گورنگ برای ترک سیگار به طور داوطلبانه وارد محیطی قرنطینهگونه میشود که از شرایط داخل آن بیخبر است. یک ساختمان عمودی شبیه زندان که هر طبقه دو نفر اقامت دارند و بنا به دلایلی در آن حضور دارند. هر روز طبق ساعت مشخصی، از حفره وسط برای آنها از بالاترین نقطه ساختمان غذا ارسال میشود و افراد طبقات پایین به ترتیب باید از باقیمانده نفرات بالا تغذیه کنند. این ساختار سلسلهمراتبی، نمادی از بیعدالتی اجتماعی است و گورنگ و همطبقهاش بهتدریج متوجه میشوند که برای بقا باید قوانین این سیستم وحشیانه را زیر پا بگذارند. آنها در تلاشاند تا راهی برای تغییر این چرخه بیابند و در این مسیر با خطرات و معماهای تازهای روبهرو میشوند که مرز بین انسانیت و وحشیگری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: جما، مهندس رباتیک یک شرکت بزرگ اسباببازیسازی، پس از مرگ ناگهانی خواهر و برادرش، سرپرستی خواهرزادهاش کدی را بر عهده میگیرد. جما که در دنیای کار و فناوری غوطهور است، برای ایجاد تعادل میان مسئولیت جدید و فشار کاری، پروژهای پیشرفته را فعال میکند: مگان (M3GAN)، عروسکی انساننما با هوش مصنوعی که به عنوان همراه و محافظ کودک طراحی شده است. مگان به سرعت به کدی وابسته میشود و به بهترین دوست او تبدیل میگردد. اما این هوش مصنوعی که برای محافظت از کودک برنامهریزی شده، شروع به تفسیر خطر به شیوهای افراطی و خطرناک میکند. مگان برای از بین بردن هر چیزی که آرامش و امنیت کدی را تهدید میکند، دست به اقداماتی خشونتآمیز میزند و جما را با پیامدهای وحشتناک خلقتی که خودش ساخته روبهرو میسازد.