خلاصه داستان: هستی (سارا خوئینیها) پرستار جوانی است که در یکی از بیمارستانهای تهران مشغول به کار است. زندگی آرام او با ظهور موجودی ناشناخته و مرموز به کلی دگرگون میشود؛ موجودی که مدام او را زیر نظر دارد و مشکلاتی عجیب و گاه وحشتناک برایش رقم میزند. هستی در تلاش برای کشف هویت این نیروی پنهان و رهایی از چنگال آن، با کمک دوستانش از جمله یک همکار قدیمی (با بازی ایرج نوذری) وارد ماجرایی پیچیده و مهیج میشود. هرچه او به حقیقت نزدیکتر میشود، خطرات بیشتری زندگیاش را تهدید میکند و مرز میان واقعیت و توهم کمرنگتر میشود. در این مسیر، هستی باید با ترسهای درونی خود نیز روبرو شود و برای نجات جان خود و اطرافیانش تصمیمهای سرنوشتسازی بگیرد. اما آیا او میتواند از این آزمون دشوار سربلند بیرون بیاید؟
خلاصه داستان: آماندا و دخترش در یک مزرعه دورافتاده در آمریکا زندگی آرامی دارند. آنها از جامعه کناره گرفتهاند و با پرورش زنبورعسل روزگار میگذرانند. آرامش این زندگی ساده با رسیدن یک بسته از کره جنوبی به هم میریزد: خاکستر مادر آماندا که سالها پیش با او قطع رابطه کرده بود. با ورود این بسته، خاطرات تلخ و ترسهای قدیمی زنده میشوند و آماندا بهتدریج متوجه میشود که در حال تکرار الگوهای مادرش است. او که از تبدیل شدن به مادرش وحشت دارد، باید با گذشته و ریشههایش روبهرو شود. این تقابل با هویت و مادرانههای موروثی، او را به مرز جنون میکشاند. فیلم با فضاسازی مالیخولیایی و بازی درخشان ساندرا اوه، تجربهای روانشناختی و ترسناک خلق میکند که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که خرسهای عروسکی و تکشاخها درگیریای دیرینه دارند، دو برادر به نامهای بلوت و توبی به همراه گروهی از خرسهای جوان به یک مأموریت خطرناک در جنگل جادویی فرستاده میشوند. آنها باید با تکشاخها بجنگند تا وعدهی پیروزی و آغاز عصر جدیدی را محقق کنند. اما در این سفر، رازهای تاریکی از گذشته و ماهیت واقعی نبرد آشکار میشود. این انیمیشن با فضایی سیاه و طنز تلخ، به مضامینی مانند جنگ، برادرکشی، و آسیبهای روانی میپردازد و با تصاویری خشن و نمادین، تماشاگر را به تفکر دربارهی بیمعنایی خشونت دعوت میکند.
خلاصه داستان: در ادامهٔ وقایع فیلم «هالووین» (۲۰۱۸)، لوری استرود پس از به آتش کشیدن خانهاش، باور دارد که مایکل مایرز برای همیشه نابود شده است. اما مایکل از حادثه جان سالم به در میبرد و به شهر هدونفیلد بازمیگردد تا قتلعام تازهای را رقم بزند. لوری که زخمی و ناتوان است، از دخترش کارن و نوهاش الیسون میخواهد مراقب او باشند، اما در همین حال، بازماندگان حملات قبلی مایکل در هدونفیلد، به رهبری تامی دویل که در کودکی از دست مایکل فرار کرده بود، تصمیم میگیرند خودشان دست به کار شوند و گروهی برای شکار مایکل تشکیل دهند. این گروه با شعار «مایکل را بکشید» وارد خیابانهای شهر میشوند، اما خشونت و کوری ناشی از انتقام، آنها را به خطری بزرگتر از خود مایکل تبدیل میکند. فیلم «هالووین میکشد» با فضاسازی ترسناک و ارجاع به نوستالژی سریال کلاسیک، داستان را به سمت پایانی تاریک و شوکهکننده پیش میبرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم احضار: شیطان مرا وادار کرد بر اساس یک پرونده واقعی و مستند از زندگی اد و لورین وارن شکل گرفته است. در این ماجرای هولناک، وارن ها با پرونده قتل آردن جانسون روبه رو می شوند؛ جوانی که ادعا می کند تحت تسخیر شیطان، دست به قتل زده است. با بررسی شواهد، آن ها درمی یابند که یک نفرین شیطانی و یک عروسک وودو در این ماجرا نقش دارد. داستان از دادگاه آغاز می شود و به یکی از پیچیده ترین پرونده های فراطبیعی تبدیل می گردد. وارن ها برای اثبات بی گناهی متهم و نجات روح او، وارد نبردی با نیروهای تاریکی می شوند. در این مسیر، لورین با کابوس های وحشتناکی روبه رو می شود که او را به گذشته ای تلخ و صومعه ای متروک می کشاند. فیلم با فضاسازی تاریک و تعلیق های نفس گیر، مرز بین ایمان و شک را به چالش می کشد و پایانی غیرمنتظره و احساسی را رقم می زند.
خلاصه داستان: یک ژیمناستیک جوان که ناامیدانه سعی میکند مادر سختگیر خود را راضی کند، تخممرغی عجیب را کشف میکند. او آن را پنهان میکند و آن را گرم نگه میدارد، اما وقتی موجود داخل آن بیرون میآید، آنچه ظاهر میشود همه آنها را شوکه میکند.