خلاصه داستان: دختری نوجوان به نام بورلی، که با مادربزرگش زندگی میکند، به طور اتفاقی یک نوار کاست قدیمی را پیدا میکند که متعلق به مادرش بوده است. او که هرگز مادرش را ندیده، با شنیدن آهنگهای این نوار، کنجکاو میشود تا زندگی مادرش را کشف کند. بورلی تصمیم میگیرد تکتک آهنگهای این نوار را دنبال کند و در این مسیر با افراد مختلفی آشنا میشود و رازهایی از گذشته مادرش را برملا میکند. این سفر نه تنها به او کمک میکند تا مادرش را بهتر بشناسد، بلکه او را به دوستهای جدیدی نیز میرساند و باعث میشود تا معنای واقعی خانواده و دوستی را درک کند.
خلاصه داستان: گیل، زن جوان خواننده و ترانهسرایی است که در آستانه یک فرصت بزرگ موسیقیایی قرار دارد؛ فرصتی که میتواند مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر دهد. او در راه رسیدن به این آرزو با چالشها و موانع غیرمنتظرهای روبهرو میشود. در این میان، سفری به یک شهر کوچک و پر از حس و حال تعطیلات، او را با آدمهای تازه و شرایطی متفاوت آشنا میکند. گیل در این مسیر نهتنها با خودش و ترسهایش روبهرو میشود، بلکه معنای واقعی عشق، دوستی و خوشبختی را نیز دوباره کشف میکند. این فیلم داستانی گرم و لطیف درباره پیدا کردن مسیر درست در دل سختیهاست و نشان میدهد گاهی برای رسیدن به آرزوها باید از قلب کوچکترین شهرها گذشت. با فضایی سرشار از امید و حس خوب، هارمونی تعطیلات روایتی دلنشین از تلاش، عشق و باور به معجزههای کوچک زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خرگوش کوچک و بازیگوشی به نام ای.بی در جزیره راپانویی (جزیره عید پاک) زندگی میکند و برخلاف سنت خانوادهاش که قرار است بعد از پدرش عید پاک شود، عاشق موسیقی درام است. او برای دنبال کردن رویای خود به هالیوود میرود و بهطور اتفاقی با فردی به نام فرد، که بیکار و بیهدف است، آشنا میشود. ای.بی به فرد میگوید که خرگوش عید پاک است و از او کمک میخواهد. در همین حین، یک جوجهٔ شرور به نام کارلوس و گروهش قصد دارند کارخانه عید پاک را تصاحب کنند و شکلاتهای بچهها را به تخممرغهای ترش تبدیل کنند. فرد و ای.بی باید با همکاری هم جلوی این نقشه را بگیرند و عید پاک را نجات دهند. این ماجراجویی پر از خنده و لحظات احساسی، ترکیبی از انیمیشن و لایواکشن است که برای تمام خانواده جذاب است.
خلاصه داستان: جو و جری، دو نوازندهٔ بیکار و بیپول، در شیکاگوی دههٔ ۱۹۲۰ به طور اتفاقی شاهد یک قتل مافیایی میشوند و به ناچار برای فرار از دست گانگسترها، خود را به شکل دو زن به نامهای جوزفین و دفنی درمیآورند و به یک گروه تمامزنانهٔ نوازندگی میپیوندند. در این سفر به کالیفرنیا، جو که عاشق شوگر، خوانندهٔ زیبای گروه شده، نقش میلیونری خیالی به نام جونو را بازی میکند و جری نیز با یک میلیونر سالخورده و عاشقپیشه روبهرو میشود که او را تعقیب میکند. این ماجرای پرپیچوخم و خندهدار، با تعقیب و گریزهای مافیایی و سوءتفاهمهای عاشقانه، به یکی از ماندگارترین کمدیهای تاریخ سینما بدل شده است.
خلاصه داستان: فلورا، مادری جوان و تنها در دوبلین، با پسر نوجوانش مکس مدام درگیر است. مکس به دلیل رفتارهای پرخاشگرانهاش از مدرسه اخراج شده و رابطهشان به بنبست رسیده. فلورا در تلاش برای ایجاد یک سرگرمی مشترک، یک گیتار قدیمی را از سطل زباله بیرون میآورد و با کمک یک مربی موسیقی آنلاین در لسآنجلس، شروع به یادگیری نواختن میکند. این شروع، مسیری غیرمنتظره را برای التیام زخمهای قدیمی و برقراری ارتباط دوباره با مکس و حتی با خودش رقم میزند. فیلم داستانی درباره عشق، موسیقی و قدرت پیوندهای خانوادگی است.
خلاصه داستان: چند نوازنده جوان که تمایلی ندارند تا آهنگهای سطح پایین اجرا کنند با مشکل بیکاری دستبهگریبان میشوند، ولی آشنایی با فردی میلیاردر مشکلات آنها را در مسیری جدید قرار میدهد. این آشنایی آنها را وارد ماجراهایی میکند که با انتظارات قبلیشان فاصله دارد و هر یک از اعضای گروه باید انتخاب کنند که چقدر برای موفقیت حاضرند از اصول خود کوتاه بیایند. در این میان، روابط شخصی و حرفهای آنها دستخوش تغییر میشود و چالشهایی پیش میآید که مسیر زندگیشان را دگرگون میکند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به دنیای موسیقی و روابط انسانی، تلاش میکند تصویری از تضاد میان آرمان و واقعیت ارائه دهد.