خلاصه داستان: گلیندا و الفابا پس از تحولات تلخ و جداییهای گذشته، بار دیگر در سرزمین اُز گرد هم میآیند، اما این بار شرایط کاملاً دگرگون شده است. جمعیتی خشمگین علیه جادوگر به اصطلاح شرور به پا خاستهاند و دوستی بیهمتای این دو شخصیت، اکنون به نقطهی اتکایی برای آیندهی خودشان و تمام اُز تبدیل شده است. الفابا که به دلیل پوست سبزش همواره طرد شده بود، اکنون با قدرتهای واقعی خود روبهروست و باید میان عشق به خواهرش و مسئولیتاش در قبال سرزمینی که او را نمیپذیرد، تصمیمی سرنوشتساز بگیرد. گلیندا نیز که از سادگی و خوشبینی اولیه فاصله گرفته، درگیر پیچیدگیهای قدرت و سیاست جادوگران شده است. آنها برای آخرین بار باید با هم متحد شوند و با صداقت و همدلی به یکدیگر نگاه کنند تا بتوانند خودشان و تمام اُز را برای همیشه تغییر دهند. در این میان، رازهای تازهای از گذشتهی الفابا فاش میشود و جادوگر بزرگ و مادام مورایبل، هرکدام اهداف پنهان خود را دنبال میکنند. سفر آنها به درون خودشان، سرنوشت اُز را به چالش میکشد و این بار هیچ بازگشتی به گذشته وجود ندارد.
خلاصه داستان: یک سرآشپز جوان و بااستعداد به نام امیر، در آستانه افتتاح رستوران اختصاصی خود در شهر پاریس است. زندگی پرهیاهوی شهری و رویای موفقیت او را کاملاً در خود غرق کرده است. اما ناگهان خبری ناگوار از راه میرسد: پدرش در زادگاه کوچکش دچار بحران سلامتی شده است. امیر ناچار میشود همه چیز را رها کند و به خانه بازگردد. در بازگشت، با خاطرات کودکی، دوستان قدیمی و عشق فراموششدهای روبرو میشود. او در میان کوچههای آشنا و طعم غذاهای مادری، پی میبرد که زندگی چیزی فراتر از برنامههای از پیش تعیینشده است. این بازگشت اجباری، او را به سفری درونی میبرد و تصمیمهایی که گرفته بود را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: زخمهایی که مدتها پنهان مانده بودند، دوباره سر باز میکنند، زمانی که ستاره مشهور پاپ «مادر مری» در آستانه اجرای بازگشتش، با دوست صمیمی جداافتاده و طراح لباس سابقش، «سم انسلم»، دوباره دیدار میکند. این دیدار ناگهانی، خاطرات تلخ و شیرین گذشته را زنده میکند و مری را با پرسشهایی درباره هویت، عشق و هنر روبهرو میسازد. در حالی که او تلاش میکند میان زندگی شخصی و حرفهای خود تعادل برقرار کند، روابطش با اطرافیان، بهویژه سم، دستخوش تغییراتی پیچیده میشود. داستان به کاوش در مفهوم موفقیت، فداکاری و معنای واقعی خوشبختی میپردازد و مخاطب را با خود به دنیای پر زرقوبرق موسیقی و پشتپردههای آن میبرد.
خلاصه داستان: فیلم مایکل روایتی سینمایی از زندگی پرماجرای مایکل جکسون، اسطورهٔ موسیقی پاپ، است. داستان از روزهای آغازین او در گروه خانوادگی جکسون ۵ آغاز میشود و مسیر پرفرازونشیب او را تا تبدیل شدن به بزرگترین سرگرمیساز جهان دنبال میکند. فیلم با نگاهی به جاهطلبی خلاقانه، تلاش بیوقفه و رؤیاهای بزرگ او، چالشها و فشارهای شهرت را نیز به تصویر میکشد. کارگردانی آنتوان فوکوآ و بازی جعفر جکسون در نقش اصلی، این اثر را به یکی از موردانتظارترین فیلمهای زندگینامهای سال ۲۰۲۶ تبدیل کرده است. داستان با تمرکز بر جنبههای انسانی و هنری این چهرهٔ ماندگار، تلاش میکند تصویری تازه و عمیق از او ارائه دهد.
خلاصه داستان: در یک شرکت تولید مواد غذایی، انبوهی از شیشههای مربا تولید شده که درِ هیچکدام باز نمیشود. کارکنان شرکت که نگران فروش محصولات خود هستند، جایزهای برای هر کسی که بتواند درِ شیشهای را باز کند تعیین میکنند. این خبر به سرعت در شهر میپیچد و افراد مختلفی با روشهای گوناگون و گاه خندهدار برای باز کردن درِ شیشهها تلاش میکنند. هر کسی تصور میکند راهحل سادهای دارد، اما ماجرا به جایی میرسد که همه درگیر این چالش شیرین و پرماجرا میشوند. این فیلم با نگاهی طنز به رفتارهای جمعی و رقابتهای بیپایان انسانی، روایتگر تلاشهایی است که گاه به نتایج غیرمنتظرهای میانجامد.
خلاصه داستان: زندگی شگفتانگیز سرجیو چلیبیداکه؛ از دوران کودکیاش در رومانی تا مهاجرت و دوری از وطن برای دنبال کردن رؤیای موسیقی، از تلاش برای زنده ماندن در آلمانِ دوران جنگ گرفته تا اوجگیری، سقوط و دوباره برخاستنش؛ سفری باورنکردنی در مسیری پرفرازونشیب از زندگی.