خلاصه داستان: نیکول و سباستین که هنوز از غم از دست دادن دخترشان رنج میبرند، مالک مزرعهای دورافتاده در ونزوئلا میشوند؛ بیخبر از اینکه بهزودی با نیروهای تاریک و هولناکی روبهرو خواهند شد.
خلاصه داستان: در لسآنجلس، یک پلیس وظیفهشناس به نام جکسون در حین گشت شبانه متوجه فعالیتهای مشکوک گروهی محلی میشود که ظاهراً با حمایت برخی از مافوقهایش فعالیت میکنند. با کنجکاوی بیشتر، او به رازی برخورد میکند که سالهاست در محله دوران کودکیاش پنهان شده و جان ساکنان را به خطر میاندازد. جکسون در مسیر حقیقتیابی با چالشهایی از سوی همکاران و مافوقانش روبهرو میشود و باید میان وظیفه و امنیت شخصی یکی را انتخاب کند. او برای نجات محله و افشای حقیقت، با همراهی یک همکار قدیمی، وارد یک بازی خطرناک میشود که مرزهای قانون و اخلاق را زیر سؤال میبرد. هر قدم او را به حقیقتی تیرهتر نزدیک میکند و در نهایت باید تصمیمی بگیرد که زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد. این فیلم با فضاسازی تاریک و روایت پرکشش، مخاطب را به دل ماجرایی معمایی میبرد که در آن عدالت و فساد در هم تنیدهاند.
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، رامونا (استلا کاهیها) با دو فرزندش در خانهای دورافتاده زندگی میکند و درگیر سوگ و مشکلات مالی است. روزی زنی مرموز با چهرهای نیمهپوشیده در حیاط خانه ظاهر میشود و با لحنی تهدیدآمیز جملهای درباره آینده مرگبارشان بر زبان میآورد. رامونا در ابتدا او را نادیده میگیرد، اما با تکرار حضور زن و نفوذ تدریجی او به خانه، درمییابد که این موجود با گذشتهای پنهان و نیرویی فراطبیعی مرتبط است. او برای محافظت از فرزندانش باید حقیقت را کشف کند و در مرز میان خیال، ذهن آسیبدیده و واقعیت تلخ، انتخابی مرگبار انجام دهد. دلهره و تعلیق در طول داستان تشدید میشود و رامونا در تلاش است تا با شناخت هویت واقعی زن، راز وحشتآفرین او را بگشاید.
خلاصه داستان: پس از ۳۷ سال، آب کانالهای آمستردام بار دیگر به رنگ خون درمیآید. تارا لی، کارآگاه جوان، مأمور رسیدگی به مجموعهای از جنایتهای هولناک میشود و برای پیشبرد تحقیقات از ویسر، کارآگاه بازنشستهای که سالها پیش قاتل زنجیرهای کانالها را دستگیر کرده بود، کمک میگیرد. آنها در جریان این پرونده با دشمنی روبهرو میشوند که به نظر میرسد تواناییهایی فراتر از حد معمول انسان دارد.
خلاصه داستان: هر شب، یک چوپان با صدای بلند داستانی جنایی و معمایی درباره قتل میخوانَد و وانمود میکند که گوسفندانش میتوانند حرفهای او را بفهمند. اما وقتی روزی او را مرده پیدا میکنند، گوسفندان فوراً متوجه میشوند که با یک قتل روبهرو هستند و تصور میکنند همهچیز را درباره چگونگی حل این معما میدانند.
خلاصه داستان: وقتی زندگی ساموئل جوزف از هم میپاشد، او بازرس دایرهای آنتونی خاویر را وارد پروندهای سرنوشتساز میکند. آنتونی باید پیش از آنکه زمان از دست برود، با تمام توان برای کشف حقیقت و افشای راز ماجرا تلاش کند. در این میان، دزد مرموزی که در همسایگی زندگی میکند، همهچیز را پیچیدهتر میکند. آیا آنتونی میتواند پرده از این راز بردارد؟