خلاصه داستان: پس از مرگ مرموز شوهرش، لاستینی با این باور که یک موجود تاریک دخترش آروم را تسخیر کرده، تنها پنج روز به تولد سال کبیسهٔ آروم مانده، همراه با دو فرزند دیگرش به سراسر جزیرهٔ جاوا سفر میکند تا از شفاگران معنوی کمک بگیرد. با گسترش نفوذ آن نیروی شوم، آنها برای نجات آروم و یافتن راهی به خانه با زمان میجنگند.
خلاصه داستان: ۱۹۳۴. کارآگاه خصوصی میراندا گرین در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است، جایی که یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است. همه کسانی که در این مکان بسته حضور دارند مظنون هستند: عکاس آمریکایی، دانشجوی انگلیسی، بازیگر آمریکایی، نگهبان امنیتی مصری، مترجم سفیر، باغبان مصری و - چرا که نه؟ - خود سفیر. اما چه کسی انتظار داشت که گروه کوچکی از نازیها پشت نقشهای باشند که کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر بیندازد؟
خلاصه داستان: رویا خوار داستان یک فیلمساز را روایت میکند که برای مستندسازی پاراسومنیای شدید دوست پسرش، تعطیلات را در کلبهای دورافتاده در دل جنگل میگذراند. او در تلاش است تا رفتارهای شبانهی مرموز و گاه ترسناک همسرش را ثبت کند، اما به تدریج متوجه میشود که این اختلال خواب ساده نیست و ریشه در رازهای تاریکی دارد که آرامش آنها را به هم میریزد. با پیشروی شبها، مرز میان واقعیت و کابوس کمرنگتر میشود و این مستند به آزمونی برای بقای رابطهی آنها تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: باب، یک انقلابی سابق که در انزوا و پارانویا به سر میبرد، با دخترش ویلا زندگی میکند. پس از ۱۶ سال، دشمن قدیمی و شیطانی او دوباره ظاهر میشود و ویلا ناپدید میگردد. باب برای پیدا کردن دخترش مجبور میشود با گذشته خود مواجه شود و در این مسیر، پدر و دختر هر دو با عواقب تلخ زندگی سابق دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: پس از تجربهای نزدیک به مرگ، ونسا شپرد با کابوسهایی در «ابادّون» روبهرو میشود. همزمان با وقوع مرگهای مرموز اطرافش، او پی میبرد که با هتل ابادّون، عمارت کارمایکل و دههها قتل حلنشده ارتباطی پنهان دارد. این ارتباط او را به دل تاریکترین رازهای خانه جهنمی میکشاند.
خلاصه داستان: آندریا، زنی جوان که در جستجوی خانوادهٔ واقعی خود است، احساس میکند تهدیدی نامرئی او را تعقیب میکند. او درمییابد که پیش از او نیز زنان دیگری دچار همین سرنوشت شدهاند. بیست سال پیش، در آن سوی جهان، کامیل که شیفتهٔ ماری است، تلاش میکند او را از خطری که بالای سرش سایه انداخته هشدار دهد. این دو روایت درهمتنیده، پرده از رازهایی برمیدارند که زندگی هر دو زن را به طرز مرموزی به هم پیوند میدهد و آنها را با حقیقتی هولناک روبهرو میسازد.