خلاصه داستان: خانوادهای برای تعطیلات به خانهای اجارهای در حومه شهر میروند. اما با قطع شدن ناگهانی تمام وسایل الکترونیکی و ارتباطات، آرامششان به هم میریزد. دو غریبه ناشناس در نیمهشب به در خانه میآیند و ادعا میکنند که صاحبان واقعی آن خانه هستند. این برخورد، شک و تردید را در دل خانواده ایجاد میکند و آنها را در وضعیتی از بیاعتمادی و ترس فرو میبرد. در حالی که رویدادهای غیرقابل توضیحی در بیرون رخ میدهد، هر دو گروه مجبور به همکاری برای بقا میشوند. مرزهای میان دوست و دشمن کمرنگ میشود و حقیقت تلخی درباره دنیای مدرن و آسیبپذیری آن آشکار میگردد.
خلاصه داستان: وقتی پدرشان در یک روز نفرینشده میمیرد، وحشت خواهر و برادر نوری و یاندا را در حالی که با اسطورهها، آیینها و اعتراضات برادر بزرگترشان روبرو میشوند، دنبال میکند. این فیلم ترسناک و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۲۵، داستانی خانوادگی را روایت میکند که در آن مرگ پدر، درهای وحشت را به روی دو خواهر و برادر میگشاید. نوری و یاندا درگیر آیینهای مرموز و اسطورههای کهن میشوند و برادر بزرگترشان با اعتراضاتش، بر پیچیدگی ماجرا میافزاید. آنها باید در میان وحشت و تردید، حقیقت را بیابند و با نیروهای ناشناخته روبرو شوند.
خلاصه داستان: پنج دوست که در یک شب تابستانی بیخیال در جادههای ساحلی رانندگی میکنند، ناخواسته با عابر پیادهای تصادف میکنند و او را در همان جا رها میکنند تا از عواقب قانونی فرار کنند. آنها عهد میبندند که این راز را تا ابد پیش خود نگه دارند و سعی میکنند زندگی عادیشان را از سر بگیرند. اما یک سال بعد، نامهای مرموز با جملهٔ «میدانم تابستان پیش چه کردی» به دستشان میرسد و آرامششان را به هم میریزد. خیلی زود متوجه میشوند که کسی از رازشان باخبر است و قصد دارد آنها را یکبهیک شکار کند. آنها برای نجات جانشان باید به گذشتهشان بازگردند و با پیامدهای آن شب وحشتناک روبهرو شوند. این فیلم ترسناک و معمایی، بازسازی مدرنی از رمان معروف لوییز دانکن است که با فضاسازی تاریک و تعلیقهای پیدرپی، مخاطب را تا پایان درگیر خود میکند.
خلاصه داستان: پنج سال پس از آنکه یک نقص نامشخص در شب افتتاحیهی تور خانهی وحشت هالووین باعث مرگ ۱۵ نفر از بازدیدکنندگان و کارکنان شد، یک گروه مستندساز به محل حادثه بازمیگردند تا دریابند واقعاً چه اتفاقی افتاده است. آنها با مصاحبه با بازماندگان و تماشای نوارهای ضبطشده، تلاش میکنند پرده از راز تاریکی بردارند که در عمارت کارمایکل نهفته است. اما با نزدیک شدن به حقیقت، اتفاقات فراطبیعی و ترسناکی رخ میدهد که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند.
خلاصه داستان: جیمی پس از دریافت بستهای مرموز، همسرش را بیجان در خانه پیدا میکند؛ در آن بسته عروسک خیمهشببازی به نام بیلی قرار دارد که شباهت عجیبی به افسانهی مری شا، خیمهشبباز نفرینشدهای که دههها پیش در شهر ریونز فر میزیسته، نشان میدهد. جیمی که به قتل همسرش متهم شده، برای اثبات بیگناهی خود و کشف راز این اتفاق به زادگاهش بازمیگردد. او در جستجوی حقیقت با اهالی شهر و پدر بیگانهاش روبهرو میشود و کمکم درمییابد که نفرین مری شا ممکن است واقعی باشد و عروسکهای خیمهشببازی نقشی فراتر از یک افسانهی محلی دارند. جیمی باید پیش از آنکه نفرین بار دیگر قربانی بگیرد، پرده از راز این خیمهشبباز برداشته و با ترسهای کودکیاش روبهرو شود.
خلاصه داستان: مردی آشفته در یک خانه سالمندان شروع به کار میکند و متوجه میشود که ساکنان و سرایداران آنجا اسرار شومی را در دل دارند. او در حالی که ساختمان و طبقه چهارم ممنوعه آن را بررسی میکند، شروع به کشف ارتباطاتی با گذشته خود و نحوه تربیتش به عنوان یک فرزندخوانده میکند. با هر در که باز میشود، رازهای تاریکی از دوران کودکیاش سر برمیآورد و او را به چالش میکشد تا با حقیقت تلخ مواجه شود.