خلاصه داستان: گلرخ کمالی، نویسندهای که سالها پیش شوهرش ناصر معاصر را به گمان خیانت ترک کرده، پس از پایان جنگ به تهران بازمیگردد. او در بازگشت با واقعیتی تلخ روبهرو میشود: شوهرش ورشکست شده و در آستانه زندان است. گلرخ درگیر ماجرایی میشود که او را به دنیای پنهان و پیچیدهای از روابط، فساد و خشونت میکشاند. او در تلاش برای نجات شوهر سابقش و یافتن حقیقت، با شخصیتهای مرموزی روبهرو میشود که هرکدام نقشی در این بازی تاریک دارند. داستان به تدریج لایههای پنهان زندگی آدمها را برملا میکند و گلرخ را با پرسشهای دشواری درباره عشق، انتقام و عدالت مواجه میسازد.
خلاصه داستان: یک استاد جوان دانشگاه که زندگی آرام و منزوی دارد و وقت خود را با خواندن و تدریس ادبیات پر میکند، با دختری جوان آشنا میشود که مسیر زندگی خود را به خاطر مردی که دوستش دارد، تغییر داده است. او قول داده است که در چهار شب متوالی، دقیقاً یک سال پس از آخرین دیدارشان، در مکانی مشخص با محبوبش ملاقات کند. برخورد استاد جوان با این دختر پرشور در طی این چهار شب، تغییرات قابلتوجهی در زندگی و باورهای هر دوی آنها ایجاد میکند. اکنون مفاهیمی مانند عشق، ادبیات و انتظار برای آنها معنای جدیدی پیدا کرده است.
خلاصه داستان: پس از آنکه خیانت دوستپسرش او را در سئول تنها میگذارد، شنبا با تنهایی، احساس غربت و تفاوتهای فرهنگی روبهرو میشود. اما در مسیر رشد فردی و با پیدا کردن دوستانی جدید، قدرت درونی خود را کشف میکند و پیوندهایی عمیق و ماندگار میسازد.
خلاصه داستان: اَلی براون، دختر ۱۶ سالهای که به فرزندخواندگی پذیرفته شده و به بیماری مرموزی مبتلاست، بهتدریج درمییابد که والدین ثروتمندش، که در صنعت زیستفناوری فعالیت میکنند، به دلایلی شوم و هولناک از خون او بهرهبرداری میکنند. او در مسیر کشف حقیقت، با رازهای تاریکی روبهرو میشود که هویت واقعی او و ماهیت بیماریاش را زیر سؤال میبرد. الی باید بین اعتماد به خانوادهای که او را بزرگ کرده و یافتن حقیقت، یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به توطئهای بزرگتر نزدیک میکند.
خلاصه داستان: یک کهنهسرباز بیخانمان که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد، از سوی گروهبان سابق خود پیشنهادی عجیب دریافت میکند: در ازای دریافت مبلغی پول، هدف یک شکار مرگبار برای سرگرمی قرار بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم شب یلدا روایتی احساسی و تلخ از زندگی حامد، مردی میانسال است که پس از ده سال زندگی مشترک، همسرش مهناز و فرزندشان را برای ادامه زندگی به خارج از کشور میفرستد. بهانه مهناز برای این سفر، دستیابی به آزادی بیشتر است، اما پس از خروج، رفتارهای مشکوکی از او سر میزند. دوستان حامد در خارج از کشور به او خبر میدهند که مهناز با آقای شریف، از دوستان قدیمی حامد، در ارتباط است. حامد که از نظر روحی بسیار حساس و آسیبپذیر شده، به همسرش بدگمان میشود و همین بدگمانی، آرامش ذهنی او را از بین میبرد. داستان فیلم الهامگرفته از زندگی شخصی کیومرث پوراحمد است و در بستر یک شب طولانی، تنهایی، شک و رنج جدایی را به تصویر میکشد.