خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۲، زوجی به همراه پسرشان به شهر «دری» در ایالت مین نقل مکان میکنند، درست در همان زمانی که پسربچهای ناپدید میشود. با ورود آنها، اتفاقات بسیار بدی در شهر آغاز میگردد. این سریال پیشدرآمدی بر فیلمهای «آن» است و به ریشههای ترس در شهر دری میپردازد.
خلاصه داستان: در آستانهٔ جنگ جهانی سوم، گروهی از ثروتمندترین افراد جهان به یک پناهگاه زیرزمینی فوقلوکس و کاملاً مجهز پناه میبرند. آنها از پشت صفحههای نمایش، فروپاشی تدریجی جهان بیرون را نظاره میکنند؛ جهانی که روزگاری میشناختند و اکنون در حال نابودی است. اما درون پناهگاه، تنشهای طبقاتی، رقابتهای قدرت و رازهای تاریک هر یک از ساکنان، آرامش ظاهری را برهم میزند. این سریال درام روانشناختی، مرز میان بقا و اخلاق را در شرایطی بحرانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مردی حسود و کینهورز، در حالی که خود را در دنیایی میبیند که دیگران در آن پیوسته موفق میشوند، احساس تنهایی و انزوا میکند و در جستوجوی آرامش درونی است. او در این مسیر با چالشهای روانی و اجتماعی متعددی روبهرو میشود که هر یک او را به بازنگری در نگرش و رفتارش وا میدارد. داستان حول محور تلاش او برای غلبه بر حسادت و یافتن معنای واقعی موفقیت و خوشبختی میچرخد.
خلاصه داستان: در عصر حجر قدیم، یک گروه متفاوت از انسانهای اولیه در جستجوی سرزمینی جدید گرد هم میآیند. اما وقتی به یک موجود بدخواه و عرفانی مشکوک میشوند که آنها را شکار میکند، طایفه مجبور میشوند با خطری روبرو شوند که هرگز تصور نمیکردند.
خلاصه داستان: زنی به نام پومنی در یک سیرک دیجیتالی عجیب گرفتار میشود و همراه با پنج نفر دیگر، اسیر بازیهای یک هوش مصنوعی غیرقابلپیشبینی به نام کین است. آنها در این دنیای مجازی با شخصیتهای غیرقابلبازی ترسناک روبرو میشوند و باید با آسیبهای روحی گذشته خود نیز دست و پنجه نرم کنند. هر یک از شخصیتها با چالشهای منحصربهفردی مواجه میشوند و تلاش میکنند راهی برای فرار از این برزخ دیجیتالی بیابند. داستان با طنزی تاریک و لحظات احساسی، به بررسی مفاهیمی مانند هویت، سلامت روان و ماهیت واقعیت میپردازد.
خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن مرموز برادرش به دنبال یک جعبه پازل باستانی، رایلی مککندری، زن جوانی با گذشتهای آشفته، به همراه دوستانش به جستجو میپردازد. او جعبه را پیدا میکند و ناآگاهانه قفل آن را میگشاید و موجوداتی فراطبیعی به نام سنوبیتها را آزاد میکند. این موجودات که توسط کشیشی به نام پینهد رهبری میشوند، برای چشیدن رنج و عذاب قربانیان خود به دنیای واقعی میآیند. رایلی باید با کمک دوستانش راهی برای بازگرداندن سنوبیتها به دوزخ بیابد و از نابودی کامل خود و عزیزانش جلوگیری کند.