خلاصه داستان: هالی، مادری بیوه، پس از آنکه دختر نوجوانش بتسی در یک مهمانی شام دچار یک تجربه ناگهانی و رازآلود میشود، زندگیاش زیر و رو میگردد. بتسی پس از این واقعه ادعا میکند که بدنش دیگر متعلق به خودش نیست و در خدمت نیرویی برتر و ناشناخته قرار گرفته است. او که باور دارد به روشنگری عمیقی دست یافته، از خوردن غذا خودداری میکند و به رفتارهای عجیبی روی میآورد. هالی در تلاش برای نجات دخترش، با بحرانهای روحی و روانی پیچیدهای روبهرو میشود. او میان عشق مادرانه، ترس از دست دادن فرزند و باورهای متزلزل خودش سرگردان میماند و هرچه بیشتر به راز این تحول نزدیک میشود، مرز میان واقعیت و توهم برایش کمرنگتر میگردد. فیلم «یک ضیافت» روایتی تعلیقبرانگیز و تأملبرانگیز از سقوط یک خانواده در ورطه ابهام و وحشت است.
خلاصه داستان: تراویس بیکل، راننده تاکسی جوان و بیخواب، در شبهای گرم و خفهکننده نیویورک در خیابانهای پر از جرم و جنایت رانندگی میکند. او که از جامعه بیگانه شده و بهتدریج از خشونتهای اطرافش بیزار میشود، با بتسی، داوطلب دفتر انتخاباتی سناتور پالانتین، آشنا میشود و به او دل میبندد، اما این رابطه بهسرعت به شکست میانجامد. تراویس که بهدنبال معنا و هدفی در زندگی است، تصمیم میگیرد بهتنهایی به مقابله با فساد اطرافش برخیزد. او با آیریس، دختر نوجوانی که به تن فروشی کشیده شده، آشنا میشود و نقشهای خطرناک برای نجات او طراحی میکند. این فیلم کلاسیک به عمق تنهایی، روانپریشی و خشونت شهری میپردازد و با بازی بهیادماندنی رابرت دنیرو و کارگردانی استادانه مارتین اسکورسیزی، به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در یک صبح آرام در حومه آکرون، اوهایو، شهر از خواب بیدار میشود و با خبری شوکهکننده روبهرو میشود: ریچل ترنر و پسر خردسالش ایوان در طول شب به قتل رسیدهاند. کارآگاهانی که به محل جنایت میرسند، با صحنهای مرموز و دلخراش مواجه میشوند که هیچ سرنخ آشکاری از عامل جنایت ندارد. در همین حال، خانواده قربانیان و همسایگان، هر یک در تلاشاند تا حقیقت را دریابند و رازهای پنهان را فاش کنند. این فیلم دلهرهآور، لایههای تاریک ذهن انسان و پیچیدگیهای یک پرونده قتل را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: هانا، یک گیمر حرفهای که از آگورافوبیا حاد رنج میبرد، در خانهاش منزوی شده و زندگی خود را از طریق بازیهای ویدیویی میگذراند. وقتی یک هدست واقعیت مجازی پیشرفته و مرموز دریافت میکند، بازیها برایش واقعیتر از همیشه میشوند. اما به تدریج متوجه میشود که این فناوری نه تنها حرکات او را دنبال میکند، بلکه به نظر میرسد ذهنش را میخواند و حتی بر افکارش تأثیر میگذارد. هانا که مرز بین واقعیت و بازی برایش محو میشود، باید کشف کند که این دستگاه از کجا آمده و چه کسی پشت آن است، پیش از آن که کنترل کامل ذهنش را از دست بدهد.
خلاصه داستان: پس از آنکه یک کارآزمایی بالینی دارویی در یک مرکز تحقیقاتی محرمانه با خطایی فاجعهبار مواجه میشود، گروهی از داوطلبان با عارضهای مرگبار روبهرو میشوند: اگر به خواب فرو روند، جان خود را از دست خواهند داد. آنها که در ساختمانی منزوی و ایزوله به دام افتادهاند، باید با تمام وجود بیدار بمانند و راهی برای فرار بیابند. با گذشت زمان، خستگی و وحشت به جانشان میافتد و مرز میان واقعیت و توهم محو میشود. در این میان، اعتماد جای خود را به سوءظن میدهد و هر یک از آنها باید تصمیم بگیرد که برای بقا تا کجا پیش برود. این هراس تازهای است که مرگ را به هر چشمبرهمزدنی نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: سدی و سایر، دو خواهر نوجوان، پس از مرگ ناگهانی مادرشان درگیر سوگواری و اندوهی عمیق هستند. پدرشان، ویل، که رواندرمانگر است، با مشکلات ارتباطی با دخترانش دست و پنجه نرم میکند. در این میان، یکی از مراجعان ویل، مردی آشفته به نام لستر، موجودی وحشتناک و فراطبیعی به نام بوگیمن را وارد زندگی آنها میکند. این موجود از تاریکی و ترس تغذیه میکند و به تدریج خانه و زندگی آنها را تسخیر مینماید. سدی و سایر باید برای بقا بجنگند و در این مسیر، با وحشتی روبرو میشوند که ریشه در غم و فقدان آنها دارد.