خلاصه داستان: فیلم سینمایی عروسی مردم قصه دختر و پسری جوان را روایت میکند که در یکی از شبهایی که در تهران بیکار و سرگردان با ماشین مشغول گشتزدن هستند، تصمیم میگیرند برای خوشگذرانی به عروسیهای مردم بروند. این ماجراجویی شبانه آنها را با موقعیتهای غیرمنتظره و شخصیتهای گوناگون روبهرو میکند و هر عروسی دریچهای به دنیایی تازه است.
خلاصه داستان: فیلم داستان آریان، یک مهندس رباتیک جوان و موفق را روایت میکند که در زندگی شخصی خود در یافتن شریک مناسب ناکام مانده است. او برای یک مأموریت کاری به ایالات متحده سفر میکند و در آنجا با سیفرا، زنی باهوش و جذاب آشنا میشود. آریان به سرعت عاشق سیفرا میشود و رابطهای عمیق با او برقرار میکند، اما به تدریج متوجه رازی شگفتانگیز میشود: سیفرا در واقع یک ربات فوقپیشرفته با هوش مصنوعی است که توسط عموی آریان ساخته شده است. این کشف زندگی آریان را دگرگون میکند و او را در دوراهی عشق و واقعیت قرار میدهد. فیلم با ترکیبی از کمدی، عاشقانه و درام، به بررسی مرزهای عشق انسانی و فناوری میپردازد.
خلاصه داستان: هائه جون، کارآگاه پلیس بوسان، در حال تحقیق درباره مرگ مرموز یک مرد کوهنورد است که از بالای صخره سقوط کرده است. همسر مقتول، سورائه، زنی جوان و مرموز چینیتبار، مظنون اصلی پرونده میشود. هائه جون در حین زیر نظر گرفتن سورائه، به تدریج مجذوب رفتارهای ضد و نقیض و جذابیت مرموز او میشود. او که از بیخوابی رنج میبرد، شبها را به گشتزنی و تعقیب سورائه میگذراند و این رابطه پیچیده میان مظنون و کارآگاه، مرزهای حرفهای و عاطفی را در هم میشکند. هرچه هائه جون بیشتر به سورائه نزدیک میشود، رازهای بیشتری از گذشته و انگیزههای او آشکار میگردد. این فیلم معمایی و عاشقانه، داستانی پرپیچوخم از عشق، وسواس و حقیقت را روایت میکند که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: فیلم دل من برای تو داستان امجد خان، حاکم منطقه ویکرامگار در هند است که دو پسر دوقلو دارد. یکی از پسران به عنوان ولیعهد و پادشاه آینده تربیت میشود، در حالی که دیگری در سایه بزرگ میشود. ماجراهای عاشقانه و رقابتهای خانوادگی، سرنوشت این دو برادر را به هم گره میزند.
خلاصه داستان: گو یو شوان و هان شو یان از دوران کودکی با یکدیگر بزرگ شدهاند و پیوندی عمیق دارند. پس از سالها جدایی، سرنوشت آنها را دوباره به هم میرساند، اما یک حادثه غیرمنتظره باعث میشود آنها در چرخهای از زمان و مکان گرفتار شوند. این پدیده مرموز، گذشته و حال را در هم میآمیزد و آنها را وادار میکند تا با انتخابهای دشواری روبرو شوند. در این میان، خاطرات کودکی و احساسات ناگفته، نقشی کلیدی در بازنویسی سرنوشتشان ایفا میکنند. آیا عشق آنها میتواند بر موانع زمانی غلبه کند؟
خلاصه داستان: صبريه، بيوه جواني است كه همسرش را در آبادان از دست داده و همراه با مهاجران جنگ با پدر و مادر و فرزندش در اقامتگاهي در تهران ساكن شدهاست. مادر او، ننه هاجر، بيمار است. حبيب، جوان مجردی كه راننده تاكسی است، ننه هاجر را به بيمارستان میبرد. صبريه و حبيب با هم آشنا مي شوند. صبريه براي تأمين معاش خانواده در يك خياط خانه مشغول كار مي شود و براي آن كه به موقع به محل كار برسد حبيب وعده مي گذارد كه او را هر روز به محل كارش برساند.