خلاصه داستان: سایه، مهندس معمار، و یوسف، مهندس راه و ساختمان، پس از سالها زندگی مشترک، به بنبست رسیدهاند. سایه که از بیتوجهیها و مشکلات مکرر خسته شده، برای طلاق اقدام میکند، اما در مسیر ملاقات با وکیل، به اشتباه به مطب یک روانشناس میرود. او که در ابتدا قصد ترک مطب را دارد، با پیشنهاد روانشناس مواجه میشود تا داستان آشنایی و فراز و نشیبهای زندگی مشترکش با یوسف را بازگو کند. در جلسات بعدی، یوسف نیز به این گفتگوها دعوت میشود و دو طرف از زاویه دید خود، روایتهای متفاوتی از اتفاقات ارائه میدهند. این مرور خاطرات، لایههای پنهان سوءتفاهمها و قضاوتهای عجولانه را آشکار میسازد. فیلم «آتش بس» با نگاهی به پیچیدگیهای روابط انسانی، تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از چالشهای یک ازدواج شهری ارائه دهد و نشان دهد که گاه صلح و ادامه مسیر، نیازمند درک متقابل و عبور از منیتهاست.
خلاصه داستان: علی، مردی ساده و زحمتکش، به تازگی مغازهای را خریده تا با راهاندازی یک تعمیرگاه، بار زندگی خانوادهاش را به دوش بکشد. اما نقشهای پنهان، آرامش او را بر هم میزند؛ دختری جوان با توطعهای از پیش طراحیشده قصد دارد مغازه را از چنگ علی درآورد تا به طلاهای دزدیدهشدهای دست یابد که پدرش سالها پیش در همان محل پنهان کرده است. در این میان، علی درگیر یک داستان عاشقانه میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. «ساده دل» روایتی از تقابل سادگی و نیرنگ، عشق و طمع است که در فضایی طنزآمیز و خانوادگی به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: فیلم دوران عاشقی به کارگردانی علیرضا رئیسیان، روایتگر زندگی بیتا، وکیل موفق دادگستری است که در پروندههای طلاق تخصص دارد. همسر او، حمید، در یک شرکت بزرگ مشغول به کار است و در سفری کاری با میترا، زنی که به تازگی از خارج برگشته، آشنا میشود و با او ازدواج میکند. میترا باردار است، اما حمید ادعا میکند که سالها پیش عمل وازکتومی انجام داده و پدر بودن او غیرممکن است. دایی میترا که نفوذ زیادی دارد، حمید را مجبور میکند که همسرش را طلاق دهد و به میترا بپیوندد. او برای تحت فشار قرار دادن حمید، میترا را به بیتا معرفی میکند تا وکالت پرونده را بر عهده بگیرد. بیتا که از ماجرا آگاه میشود، پرونده را رد میکند و حمید در انتظار تصمیم او برای ادامه زندگیشان میماند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی نازلی به کارگردانی محمود معظمی، روایتگر داستانی گرم و صمیمی از دل یک روستای ایرانی است. در این روستای دلگرم، عشقی دیرینه و کهن میان دو جوان وجود دارد که به دلیل اتفاقاتی در گذر زمان، از یادها رفته است. اما سرنوشت بار دیگر آن دو را در مسیری قرار میدهد که آن عشق قدیمی، دوباره نو و تازه میشود. این فیلم با نگاهی به سنتهای اصیل ایرانی، قصهای از پایداری عشق و اهمیت خانواده و ریشهها روایت میکند و مخاطب را به سفری احساسی و خاطرهانگیز میبرد.
خلاصه داستان: راجر تورنهیل، تبلیغاتچی موفق نیویورکی، به اشتباه توسط مأموران یک سازمان جاسوسی مرموز به جای یک مأمور مخفی به نام جرج کاپلان شناسایی میشود. او که هیچ اطلاعی از این ماجرا ندارد، ناگهان خود را در میان توطئهای مرگبار مییابد و به اتهام قتلی که مرتکب نشده، تحت تعقیب پلیس قرار میگیرد. تورنهیل برای نجات خود و یافتن کاپلان، در سفری پرمخاطره از نیویورک به شیکاگو و سپس کوههای راشمور کشیده میشود. در این مسیر با زنی اغواگر به نام ایو کندال آشنا میشود که نقش پیچیدهتری در این بازی جاسوسی دارد. تورنهیل باید بیگناهی خود را ثابت کند و از چنگال فیلیپ واندَم، رئیس بیرحمانه سازمان جاسوسی، فرار کند، در حالی که هیچکس را برای اعتماد ندارد.
خلاصه داستان: دارسی و تام تصمیم گرفتهاند در یک جزیره لوکس در فیلیپین با حضور خانوادههای پرتنش خود عروسی رویاییشان را برگزار کنند. اما نقشههای آنها زمانی به هم میریزد که گروهی از مهاجمان مراسم را به گروگان میگیرند. حالا عروس و داماد که به تازگی درباره ازدواج خود تردید پیدا کردهاند، باید اختلافات را کنار بگذارند و برای نجات مهمانان و خانوادههایشان دست به اقدام بزنند. در این میان، روابط پیچیده خانوادگی و رازهای پنهان یکییکی آشکار میشود.