خلاصه داستان: کول، نوجوانی که پس از از دست دادن پدرش با اندوهی عمیق دستوپنجه نرم میکند، به خانهای قدیمی نقل مکان میکند و با بیا، روح سرگردانی که در آن مکان زندگی میکند، آشنا میشود. بیا که مرگش را به خاطر نمیآورد، در جستوجوی حقیقت است و کول نیز در سوگ خود غوطهور است. این دو با وجود دنیاهای متفاوت، پیوندی غیرمنتظره برقرار میکنند و سفری را آغاز میکنند تا راز طلسم باستانی را کشف کنند که آنها را به هم پیوند داده است. در این مسیر، کول و بیا یاد میگیرند که با غمهایشان روبهرو شوند، دوستیای شکل میگیرد که مرزهای میان زندگی و مرگ را محو میکند و آنها را به سمت پذیرش و رهایی سوق میدهد.
خلاصه داستان: در حالی که تا گردن در بدهی فرو رفتهاند، دو برادر نقشهای میکشند تا با فریب یک وارث ثروتمند، خانهشان در ناپل را نجات دهند اما عشق ناخواسته، خیلی زود همه چیز را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: یک خوشگذران برای بهدست آوردن ارثیهاش، نمایشی از یک برنامهی همسریابی به راه میاندازد تا آخرین وصیت پدرش را اجرا کند: اینکه پسرش با زیباترین دختر جهان ازدواج کند.
خلاصه داستان: آدام، موسیقیدانی منزوی و افسرده، در شبهای خلوت دیترویت زندگی میکند و با اشتیاقی وسواسگونه به جمعآوری سازهای قدیمی و ضبط موسیقی مشغول است. او که از پوچی زندگی مدرن و رفتارهای انسانها به ستوه آمده، با اِو، معشوقه دیرینهاش که قرنهاست او را میپرستد، تماس میگیرد. اِو از طنجه به دیدار او میشتابد تا او را از ورطه نابودی نجات دهد. با رسیدن اِو، آرامش نسبی به خانه بازمیگردد، اما حضور ناگهانی اِوا، خواهر کوچکتر و بیپروای اِو، تعادل شکننده آنها را بر هم میزند. اِوا با هوسهای ویرانگرش، راز آنها را به خطر میاندازد و آدام و اِو را به سفری پرمخاطره میکشاند؛ سفر به سوی آیندهای نامعلوم برای بقای عشقی که قرنهاست شعلهور مانده است.
خلاصه داستان: پس از بازگشت به محل کار با برنامهای ترکیبی (حضوری و دورکاری)، دو همکار که فقط با نامهای خانم دوشنبه و آقای سهشنبه یکدیگر را میشناسند، شروع به فرستادن یادداشتهای دوستانه میکنند؛ و همین آغازگر یک رابطه عاشقانه اداری میشود.
خلاصه داستان: فیلم داستان عاشقانه کپنهاگ روایتگر زندگی میا، نویسندهای پرشور، و امیلی، پدری تنها و مهربان، است که عشقشان در شهر کپنهاگ شکوفا میشود. اما این خوشبختی زمانی به چالش کشیده میشود که آنها تصمیم میگیرند با کمک درمانهای ناباروری صاحب فرزند شوند. این مسیر پر از امید و ناامیدی، رابطه آنها را عمیقتر میکند. بهار پارس و روزالینده مینستر با بازیهای احساسی خود، این داستان عاشقانه معاصر را به تصویر میکشند. فیلم به کارگردانی دیته هانسن، نگاهی صادقانه به عشق، تعهد و چالشهای زندگی مدرن دارد.