خلاصه داستان: جین، یک جن که پس از هزار سال بیدار میشود، و کا-یانگ، ارباب جدید بیاحساس او. این دو در مسیر برآورده کردن آرزوها و کشف احساسات انسانی، با ماجراهای طنزآمیز و فانتزی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستان پیشدرآمد سریال غریبه: خون از خون در دو خط زمانی موازی روایت میشود: یکی در میدانهای نبرد جنگ جهانی اول و دیگری در ارتفاعات ناهموار اسکاتلند قرن هجدهم. این رویدادها دو زوج سرنوشتساز را به تصویر میکشد که برای حفظ عشق خود در برابر نیروهای جداییطلب مبارزه میکنند. داستان عاشقانهای که در دل زمان شکل میگیرد و سرنوشت شخصیتهای محبوب سریال اصلی را رقم میزند. هر یک از زوجها راهی متفاوت اما به هم پیوسته را میپیمایند تا در نهایت به سرنوشت مشترکی برسند. این سریال نگاهی عمیق به ریشههای عشق و فداکاری دارد.
خلاصه داستان: سوسوکه، مدیر یک فروشگاه شکلات در توکیو، به دلیل یک آسیب روحی عمیق قادر به برقراری تماس فیزیکی با دیگران نیست. هانا، یک شکلاتساز نابغه، از اسکوپوفوبیا یا ترس از جلب توجه رنج میبرد و هویت واقعی خود را در همان فروشگاه پنهان کرده است. این دو شخصیت که هرکدام با ترسهای درونی خود دستوپنجه نرم میکنند، به طور اتفاقی با یکدیگر آشنا میشوند. در طول داستان، آنها با کمک هنر شکلاتسازی و جادوی شیرینی، بر موانع عاطفی و روانی رابطه خود غلبه میکنند و مسیری پر از لحظات تلخ و شیرین را طی مینمایند.
خلاصه داستان: سونوو هه، ستارهی کودک سابق، پس از گذراندن دوران پرآشوبی در نوجوانی، اکنون به عنوان یک رماننویس زندگی آرامی را دنبال میکند. نخستین عشق او، جهیون، که حالا به مدیری جاهطلب در یک شرکت سرگرمی تبدیل شده، پس از ده سال به زندگی او بازمیگردد. این دیدار دوباره، خاطرات تلخ و شیرین گذشته را زنده میکند و مسیر زندگی هر دو را دستخوش تغییر میسازد. سریال جوانی من روایتی احساسی از عشق، فقدان و رشد شخصی است که در بستر صنعت سرگرمی کره جنوبی روایت میشود.
خلاصه داستان: یک متخصص زنان و زایمان موفق که از ثروت، شهرت و زیبایی برخوردار است، در زندگی احساس پوچی میکند. این داستان، از خلال مسیر زندگی او و زندگی آدمهای معمولی و خانوادههایشان، به تنهایی و عشق میپردازد.
خلاصه داستان: فرشید و سامان دو جوان آس و پاس هستند که در خانهای اجارهای در قلب تهران زندگی میکنند. قصه از جایی آغاز میشود که فرشید تصمیم به ازدواج گرفته و میخواهد با دختری که مدتی است از طریق اینترنت و در فضای مجازی با او آشنا شده ازدواج کند اما فرشید از آن دختر فقط آیدی اینستاگرامش را میداند. این تصمیم ساده، ماجراهای پیچیده و خندهداری را رقم میزند که زندگی هر دو دوست را دستخوش تغییر میکند. در این مسیر، سامان نیز با چالشهای شخصی خود روبهرو میشود و تلاش میکند دوستش را از اشتباهات احتمالی نجات دهد. مجموعهای از سوءتفاهمها، موقعیتهای طنزآمیز و تصمیمگیریهای عجیب، داستان را پیش میبرد و مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.