خلاصه داستان: پس از گذشت پنجاه سال از ناپدید شدن مرموز دوست دختر ژاپنیاش در لندن، کریستوفر که اکنون در آستانه سالمندی قرار دارد، با شنیدن خبری ناگهانی تصمیم میگیرد سفری پرمخاطره را برای یافتن حقیقت آغاز کند. این جستجو او را به گذشتهای پر از خاطرات عاشقانه و رازهای ناگفته میبرد و در مسیری قرار میدهد که نه تنها معمای ناپدید شدن معشوقهاش را حل میکند، بلکه خود او نیز با حقایقی تازه درباره زندگی و عشق روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه تکه ای از تو داستان پیرمردی به نام یوسف را روایت میکند که همسرش به دلیل نارسایی قلبی در آستانه مرگ است. او که عاشقانه به همسرش وابسته است، از هیچ تلاشی برای یافتن قلب اهدایی مناسب فروگذار نمیکند. در این مسیر پر پیچ و خم، با دکتر مینا، پزشک زن جوانی آشنا میشود که خود درگیر بحران جدایی از همسرش است. مینا که در ابتدا با بیحوصلگی با یوسف برخورد میکند، به تدریج تحت تأثیر فداکاری و عشق بیپایان او قرار میگیرد. این دو در حالی که هر یک با چالشهای زندگی خود دست و پنجه نرم میکنند، در جستجوی امید و معنای تازهای برای زندگیشان به هم نزدیک میشوند. فیلم با نگاهی عمیق به مفاهیم عشق، از خودگذشتگی و همدلی، مخاطب را به تأمل درباره ارزشهای انسانی دعوت میکند.
خلاصه داستان: پسر جوان ثروتمندی به قصد تفریح به شمال سفر میکند و در آنجا عاشق دختر صاحب رستورانی میشود. برای نزدیک شدن به او، در همان رستوران مشغول به کار میشود و با چالشهای جدیدی در زندگی روبهرو میگردد.
خلاصه داستان: در دوران چوسان، ولیعهدی انتقامجو و تاجری که حافظهاش را از دست داده است، بهطرزی مرموز جای بدنهایشان با یکدیگر عوض میشود و این ماجرا شبکهای از آشوب، رازها و سرنوشتی غیرمنتظره را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: سلیم و میرا زوجی هستند که در آستانه طلاق قرار دارند. اما ناگهان سلیم متوجه میشود همسرش به بیماری لاعلاجی مبتلا شده است. او که از این حقیقت شوکه شده، تصمیم میگیرد برای بازگرداندن عشق از دست رفته و نجات میرا تلاش کند. در این مسیر، رازهای گذشته و عشقهای قدیمی یکی پس از دیگری آشکار میشوند. پیوند شکنندهی این زوج در میان عشق، وفاداری و فرصتی دوباره به آزمایش گذاشته میشود. آیا سلیم میتواند قلب میرا را دوباره به دست آورد؟
خلاصه داستان: سریال بامداد خمار اقتباسی از رمان پرفروش و محبوب عاشقانهای به قلم فتانه حاج سیدجوادی است. داستان در تهران قدیم روایت میشود و محبوبه، دختر جوانی از خانوادهای اعیاننشین، عاشق رحیم، شاگرد نجار محله میشود. او با وجود مخالفت خانواده و خواستگاران متمول، بر عشق خود پافشاری میکند و برای به رسمیت شناخته شدن این رابطه مبارزه میکند. اما سرنوشت مسیر غیرمنتظرهای را برای این عشق رقم میزند و محبوبه با چالشهای عمیقتری روبهرو میشود.