خلاصه داستان: چن یوتونگ، دانشآموز یک مدرسهی راهنمایی دخترانه، در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار میگرفت، اما مادرش لی هان نتوانست دخترش را از این «جهنم» نجات دهد. همهی اطرافیانش چشمان خود را بر این ماجرا بستند و این سکوت جمعی، خشونتی بزرگتر را رقم زد.
خلاصه داستان: آقای دین، معلم دبیرستان، متوجه میشود که یکی از دانشآموزانش به نام نیت، در ماشین خود زندگی میکند و به دلیل رفتارهای پرخطر به زندان افتاده است. دین که نمیتواند بیتفاوت بماند، او را از زندان آزاد میکند و سعی میکند مسیر زندگی نیت را تغییر دهد. اما به تدریج متوجه رازهای تاریکی میشود که ریشه در گذشته نیت دارد و او را از درون میفرساید. آنچه در ابتدا یک اقدام خیرخواهانه به نظر میرسید، به نبردی نفسگیر برای نجات نیت از شیاطین درونیاش تبدیل میشود. هرچه نیت عمیقتر در ناامیدی فرو میرود، دین باید تصمیم بگیرد که تا کجا حاضر است پیش برود تا پسری را که در آستانه از دست دادن همه چیز، حتی خودش، قرار دارد، نجات دهد. این فیلم روایتی احساسی و تأملبرانگیز از ایثار، امید و پیوندهای انسانی است.
خلاصه داستان: توتسکو دانشآموز دبیرستانیای است که توانایی دیدن «رنگهای» درون دیگران را دارد؛ رنگهایی از شادی، هیجان و آرامش، و رنگی که از همه بیشتر دوستش دارد. کیمی، همکلاسیاش در مدرسه، زیباترین رنگ را از خود ساطع میکند. با اینکه توتسکو هیچ ساز موسیقی نمینوازد، با کیمی و دوستشان روی، گروهی موسیقی تشکیل میدهند و در شهری کوچک به دنبال یافتن صدای درونی خود و کشف راز رنگها هستند.
خلاصه داستان: شون تاکاهاتا، دانشآموز دبیرستانی، از زندگی یکنواخت و خستهکنندهاش به تنگ آمده و آرزوی تغییر دارد. ناگهان، زندگی او و همکلاسیهایش با شروع بازیهای مرگباری که از بازیهای کودکانه الهام گرفتهاند، دگرگون میشود. آنها باید در برابر موجودات ترسناکی مانند عروسک داروما و گربه خوششانسی بایستند و برای بقا رقابت کنند. این بازیها فقط یک آزمون بیرحمانهاند؛ آزمونی برای کشف حقیقت وجود انسان و معنای زندگی. شون و دوستانش باید راز این بازیها را کشف کنند، در حالی که هر لحظه ممکن است یکی از آنها قربانی شود. آنها با چالشهایی روبهرو میشوند که آنها را به مرز جنون میکشاند و مجبورشان میکند با ترسهای درونیشان روبهرو شوند. در این میان، پیوندهای دوستی و اعتماد به آزمایش گذاشته میشود و معنای واقعی شجاعت و ایثار آشکار میگردد. آیا آنها میتوانند از پس این بازیهای شیطانی برآیند و به زندگی عادی بازگردند؟
خلاصه داستان: جرمی چو نوجوانی بینقص به نظر میرسد؛ بااستعداد است، نمرات عالی دارد، خانوادهای مرفه دارد و در یک مدرسه خصوصی معتبر در واشنگتن، دی.سی. تحصیل میکند. حداقل این چیزی است که دیگران میبینند. اما پس از آنکه برادر دوقلویش را در یک تیراندازی جمعی از دست میدهد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. او یک معلم را گروگان میگیرد و قصد دارد به آمریکا درسی بدهد که هرگز فراموش نکند.
خلاصه داستان: جرمی چو نوجوانی است که ظاهراً زندگی بینقصی دارد؛ در مدرسه خصوصی معتبری در واشنگتن دیسی درس میخواند، نمرات عالی میگیرد و از خانوادهای مرفه میآید. اما این تصویر کامل، راز تاریکی را پنهان میکند. پس از آنکه برادر دوقلویش به شکلی مرموز ناپدید میشود، جرمی درگیر ماجرایی میشود که لایههای پنهان زندگی به ظاهر ایدهآل او را آشکار میسازد. او در مسیر جستوجوی حقیقت، با دروغهایی روبهرو میشود که هم خانواده و هم مدرسه را دربر گرفته است. هرچه بیشتر پیش میرود، متوجه میشود که شاید خودش نیز بخشی از این معما باشد و هویت واقعیاش چیزی فراتر از تصوراتش است. داستانی پرتعلیق که مرز میان ظاهر و واقعیت را به چالش میکشد.