خلاصه داستان: بیستوهشت روز پس از آنکه ویروسی مرگبار بهطور اتفاقی از یک مرکز تحقیقاتی در بریتانیا آزاد شد، گروه کوچکی از بازماندگان در لندن درگیر تلاشی ناامیدانه برای محافظت از خود در برابر آلودهشدگان میشوند. این ویروس که از طریق حیوانات و انسانها منتقل میشود، مبتلایان را به دیوانگانی خونریز و قاتل تبدیل میکند ـ و مهار آن بهکلی غیرممکن است.
خلاصه داستان: در شهر کوچک ویلز، میشل و همسرش بیل با آرامش زندگی میکنند تا اینکه یک موجود فضایی وارد بدن بیل میشود و او را به موجودی بیگانه و شیطانی تبدیل میکند. بیل به تدریج ساکنان شهر را آلوده میکند و آنها را به زامبیهایی وابسته به خود تبدیل میشود. میشل با کمک رئیس پلیس شهر، بیل پردی، سعی میکند جلوی گسترش این عفونت عجیب را بگیرد. اما موجود فضایی که در بدن بیل رشد کرده، نقشهای بزرگتر برای تسخیر زمین دارد و تنها راه نجات، نابودی کامل اوست. ترکیبی از ترس و کمدی سیاه در دل این ماجرای هراسآور.
خلاصه داستان: در شهری که نقشههای قدیمی اش با واقعیتهای تازهاش هماهنگ نیستند، یک نقشهبردار جوان به نام تسوکاسا تلاش میکند رازهای پنهان محلههای پرپیچوخم را کشف کند. او در این مسیر با دختری مرموز به نام ناتسومه روبهرو میشود که به نظر میرسد ارتباطی عمیق با فروچالههای عجیبی دارد که شهر را تهدید میکنند. این دو در جستجوی حقیقت، با خاطرات فراموششده و رازهایی که در زیر سطح شهر مدفون شدهاند، روبهرو میشوند. کورامروکاگاری داستانی درباره هویت، خاطره و رابطه انسان با مکانی است که در آن زندگی میکند.
خلاصه داستان: پنج سال پس از ماجراهای فیلم «دنیای ژوراسیک: قلمرو»، زورا بنت، کارشناس عملیات مخفی، مأمور میشود تا رهبری تیمی حرفهای را در مأموریتی فوقسری بر عهده بگیرد؛ هدف آنها، بهدست آوردن مواد ژنتیکی از سه دایناسور عظیمالجثهی جهان است. اما زمانی که عملیات زورا با خانوادهای عادی که قایقشان واژگون شده تلاقی میکند، همهی آنها در جزیرهای دورافتاده گرفتار میشوند؛ جایی که با کشفی شوم و تکاندهنده روبهرو میشوند—رازی که دههها از چشم جهان پنهان مانده است.
خلاصه داستان: اتان هانت و تیم IMF جستوجوی خود را برای یافتن هوش مصنوعی هولناکی به نام «هستی» (Entity) ادامه میدهند — هوشی که به شبکههای اطلاعاتی سراسر جهان نفوذ کرده است. در حالی که دولتهای جهان و شبحی مرموز از گذشتهی اتان در تعقیب او هستند، او به همراه متحدانی جدید و ابزاری برای نابود کردن این هوش مصنوعی، وارد رقابتی نفسگیر با زمان میشود تا از تغییر همیشگی جهان جلوگیری کند.
خلاصه داستان: شبی که نیویورک به صحنهی وحشت تبدیل میشود، گروهی از دوستان جوان برای نجات یکی از عزیزانشان در میان ویرانیها و هرجومرج قدم میگذارند. راب هاوکینز که به تازگی مدیر ارشد یک شرکت شده، مهمانی خداحافظی خود را برگزار میکند که ناگهان صدای مهیبی شهر را میلرزاند. آنها با دوربین فیلمبرداری دستی خود، لحظه به لحظه حملهی موجودی عظیمالجثه را ثبت میکنند. در این میان، راب تصمیم میگیرد برای یافتن بت، معشوقهاش، به دل خطر بزند و دوستانش هم او را همراهی میکنند. تصاویر خام و لرزان دوربین، وحشت واقعی شهر را روایت میکند و هر ثانیه، رازی تازه از فاجعهای بزرگتر آشکار میشود.